تبليغاتX
>>> دفاع از جهانی شایسته کودکان
 
  دفاع از جهانی شایسته کودکان  
Send Your Comments or Suggestions to me... Just Click here.

 

  ◄ منوی اصلی :
 

صفحه اصلی

بخش کدهای جاوا

بخش هک

پست الکترونيک

ارتباط با مدیر
 


  ◄ لوگوی وبلاگ :
 

:: L O G O ::

 


  ◄ آمارگير :

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



  ◄ پخش آهنگ :




 

  ◄ آرشيو وبلاگ :


مهر 1389

اسفند 1388

مهر 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

مهر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

خرداد 1385

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384




  ◄ طراح قالب :


:: Fanoose Khial فانوس خيال ::
Fanoose Khial

convert to blogfa by :
Mahdi Karimi


 

یکشنبه چهارم مهر 1389

اسباب کشی

سلام دوستان عزیز وبلاگ من به آدرس  زیرسیگاری قرمز  تعقیر کرد.





یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388

بُغض الیورهای کوچک!

                                                      بُغض الیورهای کوچک!


ترجمه: مهتاب صفرزاده


الیور تویست، دختر كبریت‌فروش، جودی آبوت و... قهرمانان دوران كودكی بسیاری از ما بوده‌‌اند؛ قهرمانانی كه سعی كردیم در كنار آن كه از آن‏ها می‌آموزیم، برای محرومیت‌های آن‏ها چاره كنیم.
بزرگتر كه شدیم تلاش كردیم، اما گویا تلاش­مان برای رفع محرومیت‌هایشان چندان رضایت‌بخش و كافی نبود؛ چرا كه در كنار ما، در دنیای ما و در قرنی كه زندگی می‌كنیم، دویست و پنجاه میلیون الیور در سراسر جهان به زندگی فقیرانه‌شان خو گرفته و تلاش می‌كنند زندگی و رنج‌های آن‏ را به دوش بكشند...

آن‏چه در پی می­آ‌ید، گزارشی است از آخرین وضعیت «كودكان كار» در سراسر جهان كه توسط دیده‌بانان حقوق بشر (hrw)؛ سازمان بین‌المللی كار (ILO) و صندوق حمایت از كودكان سازمان ملل (unicef) تهیه و در نخستین روزهای فوریه 2007 انتشار یافت.

بر اساس آخرین آمار سازمان بین‌المللی كار (ILO) كه در روزهای ‌آغازین فوریه 2007 اعلام شد، نزدیك به دویست و پنجاه میلیون كودك پنج تا چهارده سال جزو كودكان كار بوده و اغلب آن‏ها در كشورهای پیشرفته در حال بیگاری‌اند. از این تعداد، صد و بیست میلیون نفر به صورت تمام وقت در اختیار كارفرمایان قرار داشته و به صورت قانونی - ظاهرا قانونی- و غیرقانونی اوامر آن‏ها را اطاعت می‌كنند.

آمارها نشان می‌دهد، كشورهای آسیایی با فراوانی شصت و یک درصد بالاترین آمار كودكان كار را به خود اختصاص داده‌اند و در جایگاه بعدی كشورهای آفریقایی با سی و دو درصد و آمریكی لاتین با هفت درصد قرار دارند.

بر همین اساس، شاخص‌ترین زمینه‏ی كاری كودكان كار در مناطق روستایی، زمین‌های زراعی و در مناطق شهری، كارهای خدماتی و پادویی انواع شركت‌های تجاری و اكثرا تولیدی بزرگ و كوچك است. فراموش نكنیم گروهی كه در این مراكز بیگاری می‌كنند، خوش‌شانس‌تر از هم‏سالان‌شان هستند، چرا كه توانسته‌اند از كمند گروه‌های تبهكار چون قاچاقچیان اسلحه، اعضای بدن، مواد مخدر و فروش دخترها و پسرها به منظور انجام امور غیراخلاقی گریخته و در امان بمانند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد، بسیاری از كودكان كه به گروه كودكان كار نمی‌پیوندند، در خانواده به كار گرفته شده و از سن چهار سالگی تا هفده سالگی به عنوان بازوی فعال خانواده، انواع مسئوولیت‌ها از نگهداری از خواهر و برادرهای كوچك‌تر تا كار بر روی زمین زراعی را می‌پذیرند.

در برخی موارد، درآمد این كودكان بخش عمده‌ی از نیازهای مالی خانواده را بر طرف می‌كند؛ به ویژه در خانواده‌های نیازمندی كه والد یا والدین به بیماری خاصی چون سرطان، ایدز، معلولیت و... دچار هستند.

اگر بتوان كار كودكان را به عنوان ضرورتی برای كمك به معیشت خانواده‌های نیازمندشان دانسته و به دیده اغماض به آن نگریست، اما یا می‌توان چشم بر روی تبعات منفی ناشی از كار كودكان چون ترك تحصیل و بیماری آن‏ها بست؟


مرگ جسم و جان

گزارش‌های سازمان‌هایی چون سازمان بین‌المللی كار، دیده‌بانان حقوق بشر، دیده‌بانان حقوق كودكان و یونیسف نشان از شرایط بسیار نامطلوب كودكان كار در سراسر جهان دارد. تحمل ساعت‌‌ها كار طولانی در شریط نامطلوب و غیرانسانی، قرار داشتن در معرض انواع آسیب‌های جسمی و روحی، كار در زیرزمین‌های نمور و تاریك كه عامل اصلی بروز بیماری‌هایی چون رماتیسم مفصلی و قلبی و كم‌بینایی است، بیماری‌های ریوی به ویژه درباره‏ی كودكان كاری كه در كارخانه‌های آرد و سیمان و یا كارگاه‌های قالیبافی كار می‌كنند، سوءتغذیه و اختلال در رشد جسمی و ذهنی و تخریب روانی كودكان، همه مصادیقی از ظلم علیه این انسان‌های بی‌گناه و بی‌پناه است. كافی است تنها به دو نمونه از این رنج‌ها بنگریم:

كودكانی كه در كارخانه‌های ابریشم‌بافی هند كار می‌كنند، مجبور هستند تا برای پاك كردن پیله‌های كرم ابریشم دستان كوچك خود را در آب داغ وارد كرده و بوی نامطلوب انواع مواد شیمیایی به ویژه مواد شیمیایی موجود در آب داغ را استنشاق كرده و باز هم به كار طاقت‌فرسی خود ادامه دهند.
بالاترین آمار ابتلا به بیماری‌های ریوی و در نهایت سرطان ریه و دستگاه تنفسی، قطع انگشتان دست به دلیل كار با دستگاه‌های ریسندگی و رماتیسم مفصلی و حساسیت پوستی به دلیل تماس دایمی با آب متعلق به كودكانی است كه در كارخانه‌های ابریشم‌بافی هند كار می‌كنند.

برخی دیگر از آمارها نشان از شریط نامطلوب كودكانی دارد كه در مزارع نیشكر السالوادور مشغول به كار هستند. به طوری كه این كودكان مجبورند چیزی حدود نه ساعت در گرمی طاقت‌فرسای آفتاب به آتش زدن ساقه‌های نیشكر در فصل برداشت محصول بپردازند، كه آمار بالای سوختگی دست و پا و حتی صورت این كودكان و مرگ در اثر آلودگی زخم‌ها، نگرانی بسیاری از سازمان‌های مسئوول را برانگیخته است؛ اما كارفرمایان بدون توجه به این قبیل مسایل كماكان از كودكان كار برای آتش زدن مزارع نیشكر خود بهره‌كشی می‌كنند.

ترك تحصیل، از دست دادن زندگی آرام مانند سایر كودكان، قرار گرفتن در معرض انواع تهاجم‌ها، سوءاستفاده­ی جنسی، كاهش امنیت و سلامت روحی و جسمی، اجبار به كار طاقت‌فرسا به مدت طولانی، ترس و وحشت دایمی و... همگی بخش دیگری از رنج كودكان كار است. آمار دیده‌بانان حقوق كودكان و حقوق بشر نشان می‌دهد این شریط نابسامان تنها مختص كودكان كار در كشوری خاص نبوده و كودكان كار سراسر جهان در این شریط نامطلوب قرار دارند.

برای بازگویی رنج كودكان كار همین بس كه بسیاری از آن‏ها در مقابل كار طاقت‌فرسی خود نه پولی دریافت می‌كنند و نه وعده‌ی غذای كامل؛ نهایت لطف كارفرمایان به آن­ها، ارایه‏ی جایی برای خواب و لقمه نانی برای زنده ماندن و دست و پا زدن میان مرگ و زندگی است.


مزارع و كودكان

از نزدیك به دویست و پنجاه میلیون كودك كار در سراسر جهان، صد و هفتاد میلیون نفر (معادل هفتاد درصد) در بخش كشاورزی بیگاری می‌كنند، كه جدا از كار طاقت‌فرسا در معرض آلودگی با سموم زراعی، نقص عضو به دلیل كار با وسایل و ماشین‌آلات كشاورزی، سوختگی، انواع جراحت‌ها و... قرار دارند.

گزارش‌‌های اخیر سازمان بین‌المللی كار، آمار فعالیت كودكان كار در زمین‌های زراعی و یا بخش‌های مرتبط با بخش كشاورزی چون كارخانه‌های نساجی، فرش‌ و گلیم‌بافی، تولید الیاف و... را ده برابر حضور كودكان در سیر بخش‌ها اعلام می‌كند.

آمارهای به دست آمده از گزارش‌های دیده‌بانان حقوق بشر در كشورهایی چون مصر، اكوادور، هند و ایالات متحده نشان می‌دهد این كارگران كوچك بیش از هم‏سالان كارگر خود در سیر كشورها در معرض انواع آسیب‌ها قرار داشته و بالاترین آمار سوءاستفاده جنسی را نیز به خود اختصاص داده‌اند.
نگاهی به چند نمونه وضعیت كودكان كار فعال در بخش كشاورزی و بخش‌های مرتبط به آن بیش‏تر مشخص می‌كند؛ بررسی‌های دیده‌بانان حقوق بشر درباره‏ی وضعیت كودكانی كه در كارخانه‌های نساجی و بافت انواع منسوجات فعالیت می‌كنند، نشان داد هر سال رقمی برابر یك میلیون كودك تنها به انجام كارهای بیهوده‌یی چون جدا كردن اجساد حشرات از غوزه‌های پنبه، پیله‌های كرم برایشم و... مشغول هستند، كه اشتغال به این امور از بارزترین نمونه‌های بیگاری كودكان است. مهم‌تر آن كه اغلب این كودكان در مقابل كار بیهوده و طاقت‌فرسای خود فقط یك وعده غذا دریافت كرده و هیچ مزدی بابت این بیگاری دریافت نمی‌كنند.

در اكوادور نیز وضعیت كودكان كار به همین منوال است. در این كشور حدود ششصد هزار كودك در زمین‌های زراعی به كار مشغول هستند كه نیمی از آن‏ها فقط به چیدن موز از درختان و بسته‌بندی آن‏ها مشغول هستند. فراموش نكنیم آن‏ها نیز دستمزدی دریافت نكرده و یا دستمزد آن‏ها به یك وعده‏ی غذا و یا چند سكه محدود می‌شود.

گزارش‌های دیده‌بانان حقوق بشر از آمریكا، حاكی از آن است كه بیش از یك میلیون و سیصد هزار كودك فقط در مشاغلی چون كار در زمین‌های زراعی، كاشت انواع گیاهان، جمع‌آوری محصولات زراعی، كار در كارخانه‌های تولید مواد غذایی، نساجی، پاك كردن دانه‌های گیاهی و... فعال هستند كه این كودكان نیز در شریط بسیار نامطلوبی به بیگاری مشغول هستند.

در هند نیز بسیاری از كودكان به گروه‌هایی موسوم به «گروه‌های كار كودكان» وارد شده و به صورت گروه­هایی به كار در مشاغل پست و زیان‌آور مجبور می‌شوند. رقم دقیق ین كودكان به پانزده میلیون نفر می‌رسد كه نزدیك به نیمی از آن‏ها در مكان‌های نامعلوم مشغول به كار هستند و بیش از نیم دیگری از این كودكان در نگهداری از زمین‌های زراعی، كاشت و جمع‌آوری محصولات زراعی و مشاغلی از این دست در حال كار بوده و نسبت به گروه نخست شریط قابل قبول‌تری دارند.
كودكان كار در شرایطی این مشاغل بیهوده، سخت و طاقت‌فرسا را تحمل می‌كنند كه بر اساس كنوانسیون بین‌المللی حقوق اجتماعی و سیاسی كودكان (ICCPR) هر كودك باید از حقوق خود برخوردار بوده و تحت حمایت خانواده، اجتماع و قوانین كشور خویش قرار بگیرد. این قوانین به ویژه برای همه‏ی كودكان و نوجوانان زیر هجده سال اجرا شده و كودكان و نوجوانان از حق قانونی خود برای برخورداری از تحصیل رایگان، آموزش مهارت‌های زندگی و اجتماعی، سلامت جسمی و روحی، حقوق اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... برخوردار شوند.


تشكل‌های كاری و كودكان

شاید بتوان تشكل‌های كاری حمایت كننده كودكان و نوجوانان را نور امیدی برای حمایت از آن‏ها دانست. اغلب این گروه‌ها، كودكان و نوجوانانی را تحت حمایت خود قرار می‌دهند كه والدین آن‏ها درآمد بسیار پایینی داشته (كمتر از پانزده دلار در روز) و ناتوان از پرداخت هزینه­ی زندگی خود هستند. و یا در زمره‏ی خانواده‌های نیازمند و مقروض قرار دارند. در موارد نادری نیز كودكان و نوجوانان كار می‌كنند تا بدهی‌های فراوان والدین و یا حتی والدین والدین‌شان را بازپرداخت كنند و بدهی آن‏ها را با كمك این گروه‌های حمایت‌كننده بپردازند؛ كه به این ترتیب تمام دستمزد آن‏ها بابت بدهی‌ها تصاحب می‌شود.

ین گروه‌ها در سال 1956 میلادی بر اساس كنوانسیون سازمان ملل (UN) شكل گرفته و قوانینی برای آن‏ها تدوین شد؛ اما هیچ یك از این قوانین با وجودی كه هر سال مروری بر آن‏ها شده و قوانین جدیدی به آن افزوده می‌شود، كارایی لازم را نداشته و نمی‌توانند پاسخگوی نیاز كودكان و نوجوانان باشند.
بر اساس آمار، میلیون‌ها كودك كار هر سال در سراسر جهان تحت پوشش این مراكز قرار می‌گیرند، اما تردیدی نیست كه مشكلات فراوانی در نحوه‏ی اداره و روند كاری این مراكز دیده می‌شود.
گزارش‌های دریافتی از دیده‌بانان حقوق بشر در سال 2005 میلادی از هند از شرایط نا‌بسامان این تشكل‌ها حكایت دارد؛ به طوری كه بالاترین آمار آزار و اذیت جسمی، روحی و جنسی كودكان و نوجوانان متعلق به گروه‌های كار فعال در هند است. این وضع در پاكستان، بنگلادش و كشورهای فقیری از این دست نیز به وضوح مشاهده می‌شود.


بیگاری در خانه‌‏ی ناآشنا

در كنار كودكانی كه به عنوان كودكان كار توجه بسیاری از مجامع بین‌المللی را به خود جلب كرده‌اند، برخی دیگر اگر چه شاید به ظاهر در گروه كودكان كار قرار نمی‌گیرند، اما خود گروه بزرگ اما بی‌سرپرست و فراموش شده‌ای را تشكیل می‌دهند كه بی‌تردید آن‏ها نیز نیازمند یافتن پناهی مطمئن هستند.

در بسیاری از كشورهای جهان چون اندونزی، مالزی، هند، بنگلادش، فیلیپین و بسیاری از كشورهای آفریقایی و... كودكانی هستند كه به كار در منزل خود و دیگران گماشته می‌شوند كه این گروه از دید بسیاری جزو كودكان كار طبقه‌بندی نمی‌شوند!

این گروه كه بیش‏تر آن‏ها را دختران تشكیل می‌دهند، به صورت گروهی یا به تنهایی به عنوان مستخدم در منازل مسكونی، هتل‌ها و... به كار گرفته می‌شوند.

این عده نه تنها شانس تحصیل و فراگیری مهارت‌های اجتماعی‌- فردی را هیچ‌گاه نمی‌یابند، بلكه در معرض انواع سوءاستفاده‌ها اعم از مالی، جنسی، عاطفی- احساسی، اجتماعی و... قرار می‌گیرند، كه در صورت اعتراض نه تنها شغل خود را از دست می‌دهند، بلكه ورود آن‏ها به كاری دیگر با مشكلات فراوانی روبرو است چرا كه كارفرمای قبلی آن‏ها برای حفظ حیثیت خود انواع اتهامات را به آن‏ها وارد می‌كند؛ اتهاماتی كه هرگز مرتكب آن نشده‌اند و پس از آن بیكار و بی‌سرپناه در اجتماع رها شده و به جمع كودكان خیابانی افزوده می‌شوند.

آمار سازمان بین‌المللی كار نشان می‌دهد هر چند اطلاع دقیقی از تعداد كودكان و نوجوانانی كه به كار در منازل گماشته می‌شوند دقیقا در دسترس نیست، اما بی‌تردید بخش دیگری از كودكان كار را این گروه بزرگ، اما ناپیدا، تشكیل می‌دهند. از سوی دیگر، مخفی ماندن آن‏ها از دید اجتماع باعث می‌شود تا این گروه متحمل بیشترین آسیب‌ها بشوند. شاخص‌ترین فعالیت این گروه را می‌توان به كار در منازل به عنوان آشپز، مستخدم و... و نگهداری از كودك و سالمند تقسیم‌بندی كرد.

اطلاعات و آمار دیده‌بانان حقوق بشر نشان می‌دهد كشورهایی چون السالوادور در سال 2003 میلادی، گواتمالا در سال 2000، اندونزی در سال 2005، مالزی و اندونزی در سال‌های 2005 و 2004 میلادی و غرب آفریقا در سال 2002 بالاترین آمار سوءاستفاده از كودكان و نوجوانان كار را به خود اختصاص داده‌اند، كه در این بین عمده‌ترین آمارها متعلق به كودكان و نوجوانانی است كه در منازل متمول، هتل‌ها و رستوران‌ها و حتی خانه­ی خود به كار گماشته شده‌اند.

در نگاهی اجمالی كودكان كاری كه به عنوان كارگر برای كار در منازل یا مراكز دیگر به بیگاری كشیده می‌شوند، بالاترین آمار خشونت، سوء‌استفاده جنسی و سوء‌استفاده‌های مالی را به خود اختصاص داده‌اند. سازمان‌های جهانی از این گروه به عنوان «كارگران پنهان» یاد می‌كنند.


كودك سرباز

هر چند بیگاری كودكان و نوجوانان در مشاغل مختلف یكی از بارزترین نمونه‌های پایمال كردن حق كودكان و نوجوانان بوده و به هیچ ترتیب نمی‌توان این حق‌كشی را توجیه كرد، اما وضعیت كودكان سرباز به مراتب وحشتناك‌تر و دردناك‌تر از كودكان كار است.

بررسی‌های دیده‌بانان حقوق بشر نشان می‌دهد كودكان بسیاری از نقاط مختلف جهان به عنوان سرباز به میدان‌های نبرد فرستاده می‌شوند، كه نتیجه‏ی حضور این كودكان در چنین مكان‌های خشونت­زایی چیزی جز ابتلا به انواع بیماری‌های روحی- روانی و مرگ زودهنگام نیست.

از شاخص‌ترین نمونه‌های حضور كودكان سرباز می‌توان به حضور كودكان در جنگ جمهوری دموكراتیك كنگو، لیبرایا، سودان، اوگاندا، لبنان، عراق، افغانستان و... اشاره كرد.

گر چه بسیاری از این كودكان بی‌گناه در جنگ جان باختند، اما عده‏ی زیادی از آن‏ها نیز در اثر ابتلا به بیماری‌های روانی، ایدز، بیماری‌های پوستی، سوءتغذیه و... به ظاهر زنده‌اند، اما زندگی آن‏ها با انتظار مرگ سپری می‌شود.


قاچاق كودكان

گزارش‌های دیده‌بانان حقوق بشر نشان می‌دهد، بسیاری از كودكانی كه به قصد كار و یافتن آینده‌ی روشن به گروه‌های قاچاق كودكان می‌پیوندند، مدت‌ها در شریط سخت و پر التهاب زندگی می‌كنند و با تحمل سفرهای چند ماهه تا چند ساله، در جستجوی فردایی روشن هستند.

آمارهای دیده‌بانان حقوق بشر نشان می‌دهد، هر سال بیش از یك میلیون كودك توسط گروه‌های قاچاق انسان مورد تهاجم قرار گرفته و از مكانی به مكان دیگر جابه‌جا می‌شوند، اما در شریط ابتلا به بیماری‌های ساده تا حاد و تجربه‌های وحشتناكی چون تجاوز جنسی، بدون رسیدن به هدف خود در جامعه‌ رها می‌شوند.

به طور مثال در توگو هر سال بین هفتصد هزار تا یك میلیون كودك قاچاق می‌شوند، كه این قاچاق دوطرفه و به صورت ورود كودكان و نوجوانان دیگر كشورها به این كشور یا به عكس است. این كودكان از نظر توان خواندن و نوشتن مهارت‌های دیگر در حداقل قرار داشته و پس از ورود به كشور هدف از حداقل امكانات برخوردار می‌شوند، این امكانات تنها در یافتن جایی برای خواب و حداكثر یك تا دو وعده‏ی غذایی محدود می‌شود.

آمارها نشان می‌دهد این كودكان نخستین بار توسط كارفرمای خود مورد تهاجم روحی و جسمی قرار گرفته و پس از آن با انواع ناملایمات اعم از تجاوز جنسی، آزار و اذیت‌های روحی و جسمی، تنبیه ‌بدنی، عدم پرداخت حقوق (به فرض قول پرداخت حقوق ماهیانه)، نامناسب بودن محل اقامت از هر نظر، بیكاری و خستگی مفرط به دلیل كار زیاد و طاقت‌فرسا، ابتلا به انواع بیماری‌های روحی و جسمی و.... روبرو می‌شوند.

در نگاه پایانی، فراموش نكنیم كه تفاوتی میان قاچاق و آزار و اذیت كودكان به هر شكل، از نظر جنسیت وجود نداشته و هر دو جنس به یك نسبت در معرض خطر قرار دارند. اما الگوی سوءاستفاده از دو جنس متفاوت است؛ به طوری كه پسرها بیش‏تر برای كار در زمین‌های زراعی و مراكز صنعتی و به طور كلی كارهای سخت و طاقت‌فرسا انتخاب شده و دخترها برای كار در منازل، هتل‌ها و... ورود و فعالیت در گروه‌هایی كه اعمال خلاف عفت انجام می‌دهند و یا به عنوان كارگر جزء در مراكز صنعتی انتخاب می‌شوند. اما این گروه‌ها برای قاچاق كودكان و اعضای بدن آن‏ها، قاچاق كردن كالا و موادمخدر و... از هر دو جنس به یك نسبت بهره می‌برند.

با نگاهی به آن‏چه درباره‏ی وضعیت كودكان كار بیان شد، رسیدگی به وضعیت این موجودات بی‌پناه نیازمند توجهی ویژه است؛ به ویژه آن كه نمی‌توان این وضعیت نابسامان را محدود به منطقه، گروه جنس و یا رنگ و نژادی خاص دانست.


منبع: روزنامه‌ی «همشهری»





سه شنبه هفتم مهر 1388

؟

پلیس ، مرتضی 9 ساله را به جرم دزدی از صاحبکارش دستگیر کرد!!!


دوران شگفتی است که جای شاکی و متهم عوض شده ،پلیس به جای آنکه مرتضی را دستگیر کند. باید صاحبکارش را به جرم کار کودک دستگیر می کرد ،اما انگار به جای مرتضی کس دیگری شاکی است.

 تیتر- روزنامه اعتماد – سال هشتم – شماره2046                                          

پلیس ، مرتضی 9 ساله را  به جرم دزدی از صاحبکارش دستگیر کرد. !!!
دوران  شگفتی است که جای شاکی و متهم  عوض شده ،پلیس به جای آنکه  مرتضی را دستگیر کند. باید صاحبکارش را به جرم کار کودک دستگیر می کرد ،اما انگار به جای مرتضی کس دیگری شاکی است.(اگر مرتضی  مهاجر بود که دیگر هیچ،روزنامه های زرد مدام تیتر می کردند که این افغان ها یند که این خاک را به فساد کشانده اند ).کاش به جای این بهانه جویی ها کمی چشمانمان را باز می کردیم که مسبب اصلی این جرایم کجایند!!! ) 

فرمانده ی نیروی انتظامی به این تخلف بسنده نمی کند و پرونده ی تخلف اش را در حوزه حقوق کودک سنگین تر می کند.

به گردن مرتضی پلاکارد آویزان می کند .به او مهر می زنند که تو مجرمی .این در حالی است که طبق منشور کودک هیچ مرجع قانونی حق دستگیری کودک(در ایران دختر زیر 9 سال و پسر زیر 18 سال)را ندارند.

 اکنون روی سخنم با نیروی انتظامی است:

 براداران زحمت کش نیروی انتظامی که به جرایم و تخلفات این سارق کار کشته –  یعنی مرتضی 9 ساله -  رسیدگی کردید.ممنون اما  مانده ام  که چه کسی قرار است به تخلفات شما رسیدگی کند،شما یی که نه تنها بالغ هستید بلکه وظیفه تان اجرای  قانون و صیانت از آن است!!!

جرم کدامتان سنگین تر است؟  مرتضی که حتی اولین حقوق شهروندی هم برای او رعایت نشده . یا نیروی انتظامی که....

اصل خبر:

روزنامه اعتماد

16/6/1388

گروه حوادث؛ فرمانده انتظامي ورامين ديروز از بازداشت کودکي 9ساله به جرم سرقت خبر داد. دستگيري اين پسربچه توسط پليس در حالي صورت گرفته که مطابق قانون، اطفال فاقد مسووليت کيفري هستند و ماده 49 قانون مجازات اسلامي به صراحت خاطرنشان کرده است؛ اطفال در صورت ارتکاب جرم مبرا از مسووليت کيفري هستند. با اين وجود سرهنگ احمد قاسم آبادي- فرمانده نيروي انتظامي ورامين- ضمن اعلام خبر دستگيري اين کودک که «مرتضي ع» معرفي شده است با تکان دهنده خواندن اعترافات او گفت؛ «در پرونده اين سارق 9ساله 28 فقره سرقت منزل و مغازه با ارزش ريالي 140 ميليون ريال وجود دارد.» در همين حال مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي استان تهران نيز عکسي را منتشر کرد که در آن مرتضي مانند مجرمان بزرگسال پلاکاردي را در دست گرفته و نام و اتهامش در آن نوشته شده است.

سرهنگ احمد قاسم آبادي فرمانده انتظامي شهرستان ورامين درباره اين پرونده گفت؛ هفته گذشته فردي با مراجعه به کلانتري 11 ورامين، شکايتي عليه شاگرد کارگاه خياطي خود ارائه داد مبني بر اينکه وي در زماني که شاکي در منزلش حضور نداشته تعدادي از لوازم خانگي منزل را که در طبقه بالاي کارگاه بود به سرقت برده است.

فرمانده انتظامي شهرستان ورامين ادامه داد؛ با احضار شاگرد 9 ساله که «مرتضي ع» نام دارد، وي در همان تحقيقات اوليه به سرقت لوازم منزل صاحبکار و انتقال آنها به منزل پدري اش اعتراف کرد و ماموران با بازرسي از محل مورد نظر اموال مسروقه را کشف کردند و به مالباخته تحويل دادند.

قاسم آبادي تصريح کرد؛ با توجه به اينکه احتمال داده مي شد اين متهم افغان مرتکب سرقت هاي ديگري نيز شده باشد از وي بازجويي هاي بيشتري انجام شد و او به 16 فقره سرقت منزل و 12 فقره سرقت مغازه ديگر در ورامين اعتراف کرد.

رئيس پليس ورامين اظهار کرد؛ پس از اعترافات تکان دهنده کودک 9ساله، ماموران براي اطمينان از اظهارات وي به بازسازي صحنه سرقت ها پرداختند که با همکاري متهم آدرس هاي اعلامي از سوي وي شناسايي و با محرز شدن سرقت از اين مکان ها، همگي مالباختگان شناسايي شدند.

سرهنگ قاسم آبادي اذعان داشت؛ براساس اظهارات سارق دستگير شده، وي سرقت از مغازه ها را در ساعات تعطيلي و آخر شب با شکستن و بازکردن قفل در مغازه ها انجام مي داد و منازلي را که از آنها لوازم به سرقت مي برد، قبلاً شناسايي مي کرد و پس از اطمينان از نبود صاحبخانه، لوازم باارزش و کم حجم را مورد دستبرد قرار داده و با همدستي مادرش به فروش مي رساند.

رئيس پليس ورامين خاطرنشان کرد؛ در ادامه پيگيري ها مادر متهم به اداره آگاهي احضار و از چگونگي سرقت هاي فرزندش از وي تحقيق شد. او به رغم اينکه بر اساس اظهارات «مرتضي» از ماجرا باخبر بود، اظهار بي اطلاعي کرد و از همکاري با ماموران امتناع کرد و از طرفي با ترفندهاي مختلف قصد داشت کودک 9 ساله خود را وادار کند اعترافاتش را پس بگيرد اما با دستور بازپرس پرونده وي نيز به اتهام همدستي با سارق دستگير شد.

قاسم آبادي با اشاره به اينکه براساس بررسي هاي انجام شده و اظهارات مالباختگان ارزش ريالي سرقت هاي انجام شده توسط متهم از منازل حدود 40 ميليون ريال و از مغازه ها حدود 100 ميليون ريال است، گفت؛ بررسي ها در اين رابطه براي دستگيري ساير متهمان فراري ادامه دارد.

رئيس پليس ورامين در پايان اظهاراتش به تحليل اين پرونده پرداخت و گفت؛ در تحليل اين پرونده مي توان به دو موضوع اشاره کرد؛ يکي حضور اتباع غيرمجاز در شهرهاي استان تهران است که در ميزان جرائم اين استان تاثيرگذار بوده اند، به طوري که اين افراد با اين نگرش که هيچ گونه اطلاعاتي از آنها در دسترس نيست، با جسارت خاصي به ارتکاب جرائم مختلف اعم از جنايي و عادي مي پردازند و بعد سن متهم است که با ريشه يابي ماجرا مي توان گفت عواملي همچون عدم تربيت و کنترل صحيح فرزند، فقر مالي و در کنار آن فقر فرهنگي و علمي خانواده، باعث شد اين کودک به يک سارق حرفه يي منزل و مغازه تبديل شود.

در عين حال محمد مصطفايي- وکيل دادگستري- با غيرقانوني خواندن بازداشت پسر 9 ساله به خبرنگار ما گفت؛ حتي اگر يک طفل سرقت هاي مکرر انجام داده و به کرات اعمال خلاف قانون مرتکب شده باشد باز هم بازداشت او خلاف قانون است زيرا ماده 49 قانون مجازات اسلامي اطفال را از مسووليت کيفري مبرا دانسته بنابراين اگر پسر زير 18 سال يا دختري کمتر از 9 سال مرتکب هر عملي شود نمي توان او را دستگير کرد. همچنين کودکاني را که به سن شرعي رسيده اند اما زير 18 سال دارند نيز نمي توان مانند بزرگسالان دستگير کرد و بايد آنها را در محلي نگهداري کرد که به شکل بازداشت نباشد. در واقع بايد آنان را به کانون اصلاح و تربيت فرستاد.

وي افزود؛ «مطابق قانون اگر طفلي به فردي خسارتي وارد کند ولي او موظف به جبران اين خسارت است چرا که پدر وقتي حضانت کودک را بر عهده مي گيرد مسوول تربيت و نگهداري از اوست. حتي اگر ولي تمکن جبران خسارت عمل طفل خود را نداشته باشد باز هم نمي توان مسووليتي را متوجه طفل دانست.»

اين حقوقدان خاطرنشان کرد؛ در اين موارد دادسراي تهران بايد به اين موضوع رسيدگي کند که آيا والدين صلاحيت نگهداري از کودک را دارند يا خير و اگر نداشته باشند طفل بايد به بهزيستي معرفي شود.

 


برچسب‌ها: دستگیری, کودکان بزه, مرتضی, جهان شایسته کودکان




دوشنبه پانزدهم تیر 1388

روز پدر مبارک

امروز 2 شنبه همه مردم برای خریدن کادو برای پدر ها و پدر بزرگها میباشند اما کسانی هستند که در این روز بزرگ مانند پدرانی کوچک در خیابان ها کار کرده و خرج پدر و مادر، برادر، خواهرشان را میدهند

من هیچ برای گفتن ندارم فقط از همین جا به همه کوچک پدران دنیا میگویم روزتان مبارک





شنبه بیست و سوم خرداد 1388

        دعوت به شرکت در نمایشگاه به مناسبت12ژوئن- روز جهانی لغو کارکودک

"جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان" به مناسبت بزرگداشت روز جهانی علیه کارکودک(12 ژوئن) از تاریخ

27/3/1388 تا 29/3/1388 مراسمی برگزار می کند.

در این سه روز از ساعت 9 صبح تا 19 نمایشگاه "جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان" دایر است.

از کلیه دوستداران و فعالان حقوق کودک دعوت می کنیم در این مراسم و نمایشگاه شرکت کنند.

 

مکان: تهران- خیابان کریم خان- خیابان ایرانشهر- پارک هنر

 

                     به مبارزه برای محو کار کودک بپیوندید

 

 

                                                           "جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان"

برای اطلاع بیشتربه سایت جمعیت مراجعه نمائید





چهارشنبه ششم خرداد 1388

از سو’ رفتار تا کودک ازاری

بررسي هاي به عمل آمده در كانون اصلاح و تربيت نشانگر آن است كه 99 درصد كودكان بزهكار داراي والدين زودخشم و مهاجم بوده اند و 80 درصد كودكاني كه دست به خودكشي زده اند نيز مورد شكنجه و آزار قرار مي گرفته اند و 90 درصد جواناني كه به مواد مخدر روي آورده اند از آزارگري والدين و مربيان خود خاطره ها دارند همچنين 90 درصد والدين كودك آزار خود در كودكي مورد آزار و اذيت و تنبيه بدني و روحي و رواني قرار گرفته اند . براي كودك آزاري در كتاب هاي لغت تعريفي نيافتيم ولي كارشناسان ، كودك آزاري را تجاوز به حقوق قانوني كودكان و رساندن آسيب بدني و رواني به آنها عنوان مي كنند . يونيسف نيز سوء رفتار يا رفتار مسامحه گرانه و نادرست با كودكان را كودك آزاري معرفي مي كند . در ماده 4 بند 1 پيمان جهاني كودك آمده است كه« والدين و سرپرستان در برابر اشتباهات كودكان از روشهاي نامناسب تنبيه و سرزنش استفاده نكنند. »

در ماده 30 پيمان نامه نيز آمده است : « هيچ كس حق آزار و اذيت كودكان را ندارد و كساني كه با كودكان بدرفتاري كنند طبق قانون بايد مجازات شوند . »

در تعاليم بزرگان ما بسيار درباره تربيت ، تكريم ( و نه تحقير ) ، توجه ، تحسين و محبت به كودكان و پرهيز از رفتار خشونت بار آنها سخن به ميان آمده است . حضرت علي (ع) مي فرمايد : كودك امانت خداست ، به امانت خدا جز در سايه حكم خدا نمي توان دست درازي كرد.

امام رضا ( ع ) به پدري كه از خلق بد فرزندش شكوه مي كرد و مي گفت گاهي خشمگين مي شوم و او را كتك مي زنم ، فرمود او را نزن بلكه هدايت كن .

ژان ژاك روسو در كتاب روانشناسي رشد و پرورش كودك مي نويسد : تنبيه بدني و تعيين جريمه و تكاليف شاق ، ريشه درد را خشك نمي كند بلكه علايم درد را تسكين مي دهد ، گاه نيز اين معامله با كودك ، عقده معلم را تسكين مي بخشد و در همه موارد علت ناسازگاري را وخيم تر      مي كند .

تاكنون نظريات متعدد در مورد تنبيه ( كودك آزاري ) بيان شده است از آن جمله نظريه جان لاك است كه اعمال نفوذ را در تربيت روا مي شمارد : « غزالي اما معتقد بود : معلم بايد حتي الامكان با ترساندن طفل او را تأديب كند چنان كه موثر نشد او را بزند . صاحب قابوسنامه نيز معتقد است كه معلم باد با هيبت باشد و كودك را در صورت كاهلي بزند تا وي بر خود كاملاً مسلط شود . با وجود عقايد گوناگون در مورد تنبيه كردن و تنبيه نكردن هيچ يك از كارشناسان امور تربيتي و روانشناسي كودك تنبيه جسماني و رواني را در مورد كودكان ه ضروري مي دانند و نه تجويز        مي كنند . اصلاح رفتار كودكان نياز به مكانيزم هايي كه مكمل يكديگر هستند دارد .

در مورد ضرب و شتم كودكان در درجه اول شناخت از ضروريات است كه راه مبارزه با كودك آزاري  را هموار مي سازد . با شناخت مسأله كوك آزاري انواع رفتارهاي خشونت آميز كه عليه كودكان اعمال مي شود تعيين مي گردد. در نگاه اول كودك آزاري را تنبيه بدني ( كتك زدن ) به منظور ادب كردن يا مجازات مي شود معنا كرد . درحالي كه به جهت عدم شناخت كودك آزاري در كشورمان نه تنها تعريف روشني از آن در دست نيست بلكه با وجود موارد بي شمار كودكان آسيب ديده هنوز تحقيقات علمي و منسجمي نيز در زمينه كودك آزاري صورت نگرفته است . از طرفي قوانين موجود در زمينه حمايت از كودك نيز كامل نيست . انجمن و نهاد هايي هم براي حمايت و نگهداري از كودك آزارديده وجود نداشته و معمولاً كودك آزار ديده  مجدداً به والدين آزارگر سپرده مي شود.

جهان امروز از نظر علمي و تربيتي كتك زدن و آسيب رساند به كودكان را به منظور ادب يا مجازات نادرست تلقي مي كند همچنان كه رهبران اسلام نيز همواره والدين و مربيان را از ردن كودكان برحذر مي داشتند .

حضرت علي ( ع ) مي فرمايد : پندپذيري انسان عاقل به وسيله ادب و تربيت است . چهارپايان و حيوانات اند كه تنها با زدن تربيت مي شوند . تعليم و تربيت مي بايستي مسبوق به هدف اصلي باشد . تعليم و تربيت تلاشي كوركورانه يا نوعي آزمون و خطا نيست و مربي حق ندارد اقدام به تنبيه بدني كند . در حالي كه عواقب آن برايش معلوم نيست .

 

انواع كودك آزاري
دكتر سعيد ممتازي كودك آزاري را به سه دسته آزار جسماني ، جنسي و بي توجهي نسبت به كودك تقسيم بندي و تعريف مي كند.

دكتر كبري شاكري متخصص زنان و زايمان نيز معتقد است كودكان حتي پيش از تولد مورد سوء رفتار قرار مي گيرند . خشونت آگاهانه يا ناآگاهانه نسبت به زن باردار يكي از انواع كودك آزاري قبل از تولد تلقي مي شود كه مي تواند منجر به صدمه يا مرگ جنين شود .

مسؤول عقيدتي سازمان جهاد كشاورزي نيز معتقد است حرمتي كه زن باردار در جامعه اسلامي برخوردار است ، نشأت گرفته از آميزه ديني ما مسلمانان است كه در آن كودك آزاري منع شده است و رأفت اسلامي را تا حدي حساس معرفي مي كند كه نه تنها آزار جسمي را به كودك روا نمي داند بلكه آزار روحي را نيز نمي پسندد و به فرموده حضرت علي ( ع ) حتي قهر با كودك نبايد به طول انجامد .

دكتر قدرت الله انصاري مي گويد : بعد از بررسي و شناسايي آثار فيزيكي كودك آزاري كه از انواع شكستگي هاي سر و دست ، شكست هاي مارپيچي ، به علت پيچاندن دست يا پاي كودك بوجود مي آيد و يا شكستگي و ضربات به سر و جمجمه كه سبب خونريزي مغزي مي شود ، داغ كردن ، كبود كردن بازو و يا ران كودك در اثر فشار ، خونريزي چشم ، جدا شدن شبكيه چشم در اثر ضربات آسيب پرده گوشي و انواع سوختگي ها بررسي روانشناختي ، معاينات رواني و مصاحبه با كودك براي تعيين آسيب كلي كودك آزار ديده توسط والدين يا مربيان آزارگر ضرورت دارد .

كودك آزاري در كشور ما معمولاً جسمي است ولي شكل پنهان تر كودك آزاري جمسي كودك آزاري جنسي است كه توسط والدين يا خود كودك براي حفظ آبرو سعي در مخفي كردن آن       مي رود .

بيشتر مادران به گمان آنكه با افشاي خشونت پدر كه موجب آزار كودك شده آبروي خانواده به خطر مي افتد و مقابل ظلمي كه از طرف پدر خشن به كودك روا داشته مي شود سكوت مي كنند . كودك آزاري رواني داراي عواقب بسيار وخيم تر از كودك آزاري جسمي است . غفلت و كوتاه آمدن در مقابل اعمال رفتار محبت آميز و عدم توجه و رسيدگي به رفاه كودكان ، طرد كردن آنان ، عدم تأمين مواد غذايي لازم براي رشد كودك ، بهداشتي نبودن محيط زندگي كودك ، خوار شمردن كودك بطوري كه كودك احساس حقارت و پوچي كند ، مزمت او نزد ديگران ، عدم برقراري ارتباط با او ، نپرسيدن از وضعيت مهد كودك ، مدرسه ، بطور كلي مخاطب قرار ندادن كودك ( تحويل نگرفتن ) كه معمولاً در خانواده هاي كم درآمد و حتي مرفه ديده مي شود از بالاترين موارد سوء رفتار هستند و در زمره كودك آزاري رواني به شمار مي آيند .

يكي از دلايل اساسي اين نوع سوء رفتار ها فقدان يا كمبود منابع اجتماعي – اقتصادي است كه سبب مي شود اعضاي خانواده و مربيان در حين مراقبت از كودكان خود در نتيجه فشار و تنش زندگي دچار خشونت و سوء رفتار شده و موجب آزار كودك شوند . واقعيت اين است كه عواقب كودك آزاري اعم از جسمي و رواني گريبانگير جامعه خواهد بود و در جامعه ايي كه براي پيشگيري از كودك آزاري قوانيني تصويب نشود مردان و زنان شايسته اي نخواهيم داشت . هر چند كه شكنجه و آزار كودكان از ديد قانونگذاران پنهان نيست اما جامعه به اين پديده شوم بي تفاوت است و اين مسأله هنوز به شكل جدي مورد پيگيري قانوني قرار نگرفته است ، همچنان كه اگر والدين فرزند خود را به قتل برسانند مجازاتي ندارند .

كرامتي ، حقوقدان مي گويد تا زماني كه حقوق كودك در كشور ما به رسميت شناخته نشود و مرجع قانوني براي رسيدگي به مشكلات كودكان وجود نداشته باشد نمي توان به راه حل هاي مبارزه با اين معضل اجتماعي اميدوار بود حتي روز جهاني كودك نيز در كشور ما شعاري بيش نيست .

دكتر غلامعلي افزود بسياري از والدين را ناآگاه از حقوق كودك مي شناسد و معتقد است كه تعدد فرزندان ، عدم آگاهي از تربيت كودك ، اعتياد والدين ، فشارهاي مالي و بيكاري ، پدر يا مادر ناتني و والديني كه تنبيه كودك را نوعي آموزش انضباطي مي دانند مي تواند از عوامل كودك آزاري باشد .

سخن از كودك آزاري تداعي كننده شكنجه و كتك زدن كودك است در حالي كه وارد آوردن هر گونه آسيب روحي و رواني و سوء رفتار ، سوء گفتار ، بدگماني ، به كودك ، جدي نگرفتن كودك ، توجه نكردن به تغذيه و بهداشت كودك ، ترساندن كودك ، تمسخر كودك و ارعاب هاي رواني مانند حبس كردن در زير زمين تاريك ، حمام ، انباري و يا محروم كردن از محبت ، تهديد به بريدن گوش ، كشتن ، خرد كردن قلم پا ، ناسزا گفتن توهين آميز و منت گذاشتن بر سر كودك ، بخشي از رفتار هاي نا مناسبي است كه كودك آزاري محسوب مي شود .

و بسياري از ما نا خواسته به برخي از اين رفتار ها اقدام مي كنيم كه ناشي از شناخت نادرستمان از غايت چنين رفتار هايي است .

اگر چه آموزش اين مسائل از طريق رسانه ها مي تواند موجبات روشنگري خانواده ها را پديد آورد ، اما مهمتر از آن حد و حدودي است كه قانون ، براي خانواده ها تعيين و اجراي آن را بدانها دستور مي دهد

منبع: سايت دادگستري




چهارشنبه ششم خرداد 1388

محمدرضا حدادی به اتهام ارتکاب جرم در کودکی روز چهارشنبه اعدام خواهد شد

این مطلب محمد مصطفایی وکیل کودکان اعدامی میباشد

محمد رضا حدادی با مراجعه ای که به اجرای احکام دادسرای شیراز داشت متوجه شد که اجرای احکام برای اجرای حکم قصاص فرزندش که از پانزده سالگی به اتهام قتل عمد بازداشت شده در روز چهارشنبه ششم خرداد درست یک روز قبل از سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام علیها در محوطه زندان عادل آباد شیراز وقت گذارده و در این روز حکم اجرا خواهد شد. این در حالی است که تاکنون زمان اجرای حکم به اینجانب ابلاغ نشده است.

ماجرای تشکیل پرونده محمد رضا از این قرار است که در تاريخ 30/5/1382 آقاي حسين رحمت به مرجع انتظامي اعلام مي كند كه پدرش بنام محمد باقر در روز 28/5/1382 كازرون را به مقصد شيراز ترك و تاكنون مراجعه ننموده است ايشان در تاريخ 8/6/1382 اعلام مي كنند كه اتومبيل پدرش بعد از يازده روز در روستاي فتح آباد كازرون پيدا شده است. تحقيقات قضايي و پليسي درخصوص مفقودي محمد باقر انجام و در جريان رسيدگي، شخصي بنام مهدي ساساني اقرار مي نمايد كه در ارتكاب سرقت اتومبيل و كشتن راننده، وي و افرادي به نامهاي محمد قرباني ، تقي و كريم دخالت داشته اند .

در تاريخ 20/7/82 كريم حدادي دستگير و اظهار مي دارد : « .... من به اتفاق مهدي ساساني و تقي حدادي و محمد  روبروي امام زاده سيد حسين ساعت 11 يا 12 شب بود كه ايستادم بغل جاده، يك پيكان سواري جوانان نارنجي رنگ  از كازرون آمد، محمد قرباني و
تقي حدادي دست بلند كردند پيكان هم ايستاد و ما سوار شديم از قائميه رد شديم به طرف شيراز . محمد به راننده گفت كه يك رفيق داريم او را سوار كن كرايه ات را مي دهيم راننده قبول كرد در بين راه به بهانه دستشويي، راننده ، خودرو را متوقف كرد و پياده شديم من و محمد رفتيم داخل دره و مهدي و تقي پهلوي راننده ماندند راننده مي خواست آب به داخل رادياتور ماشين بريزد كه تقي سنگي برداشت و از پشت به سر راننده زد و راننده روي زمين افتاد. بعد من و محمد از پائين آمديم بالا و به اتفاق مهدي و تقي چند مشت هم به سر و صورت و سينه راننده زديم و بعد جنازه او را داخل صندوق عقب پيكان انداختيم و او را تا حكيم باشي و رشن آباد آورديم در راه متوجه شديم كه پيرمرد راننده هنوز جان دارد و سرو صدا مي كند و تقي كه پسر عموي من مي باشد پشت فرمان نشسته بود از رشن آباد به طرف جاده خاكي  كوره كچي رفتيم تقي ماشين را متوقف كرد و درب صندوق عقب را باز كرد پيرمرد هنوز جان داشت مهدي ساساني با چوب دو دفعه به بدن پير مرد  زد و روي زمين افتاد بود كه محمد و تقي تسمه پروانه اي آورده و دور گردن پير مرد انداختند و او را خفه كردند سپس تقي گفت جنازه را آتش بزنيم و بنزين تهيه كرديم و جنازه را آتش زده داخل گودالي قرار داديم و روي گودال را پر از خاك كرديم و رفتيم .

پزشكي قانوني علت دقيق فوت را تشخيص نداده ليكن اعلام نموده كه ضربه مغزي و شكستگي استخوان جمجمه مي تواند يكي از دلايل آن باشد.

در اثناي رسيدگي محمد رضا حدادي كه در آن زمان سنش 15 سال وشش ماه بود دستگير مي شود و در جلسات اوليه رسيدگي اعلام مي دارد كه مقتول را او با تسمه پروانه خفه كرده است در تاريخ 8/8/82 مجدداً محمد رضا حدادي در جلسه رسيدگي به دادگاه ، اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفته و اقرار به ارتكاب جرم مي نمايد .

چند روز پس از جلسه محاكمه مادر محمد رضا به ملاقاتش مي رود و محمد رضا به او
مي گويد كه آيا به وي پولي پرداخت نموده اند يا خير مادرش به وي جواب منفي مي دهد پس از آنكه ايشان متوجه مي شود كه فريب ديگر متهمين را خورده است طي نامه اي در تاريخ 13/8/82 به دادگاه اعلام مي دارد كه يكي از متهمين وعده پول و ديگر وعده هاي واهي را داده  و به اين طريق فريب، ديگر متهمين كه از لحاظ عقلي و فكري وسني بزرگتر از موكل بوده اند را خورده است  در حاليكه در ارتكاب جرم قتل هيچ نقشي نداشته است .

در نهايت دادگاه بدون تحقيق نسبت به ادعاي محمدرضا و انكار وي در تاريخ 16/10/82 سلب حيات مقتول توسط محمد رضا حدادي را مسلم دانسته و با استدلالاتي به صرف اقرار محمدرضا وي را به قصاص نفس محكوم و به استناد مادة 621 قانون مجازات اسلامي به لحاظ شركت در آدم ربايي به تحمل 15 سال حبس و به استناد مادة 636 همان قانون به تحمل يك سال حبس به لحاظ مخفي كردن جسد مقتول محكوم و ديگر متهمين را نيز به حبس هاي طولاني  مدت به اتهام آدم ربايي و مخفي نمودن جسد و جنايت بر ميت محكوم مي نمايد .

متهمين به دادنامه صادره اعتراض مي نمايند كه با ارجاع پرونده به شعبه 42 ديوانعالي كشور در تاريخ 12/4/1384 قضات شعبه، دادنامه صادره را فاقد اشكال موثر دانسته و ابرام
 مي نمايند .

پس از آنكه دادنامه صادره به محمدرضا ابلاغ شده ، چون حقش را تضييع شده انگاشته بود با بدست آوردن دلايل جديد از جمله اقرار ديگر متهمين بر بي گناهيش تقاضاي اعمال مادة 18 مبني بر اعاده دادرسي و رسيدگي مجدد را مي نمايد كه شعبه سوم تشخيص ديوانعالي كشور درخواست وي را مردود اعلام مي نمايند در حالي كه جا داشت به دليل ارزش جان آدمي، تحقيقات مفصلي در اين خصوص انجام می پذيرفت محمدرضا  بارها اعلام نموده است كه متهمين وي را اغفال نموده و پيشنهاد پرداخت وجه به خانواده اش را داده اند از طرفي يكي از آنها به وي قول داده است كه اگر قتل را به گردن بگيرد سعي مي كند دختر عمه اش را براي خواستگاری کند چون محمدرضا به اين دختر علاقه داشته و از طرفي وضعيت مالي خود و    خانواده اش بسيار ضعيف بود لذا بنا به دلايل فوق و به علت كم عقلي و صغر سن، ارتكاب جرم قتل را به عهده مي گيرد.

      محکومیت و تعیین زمان برای اجرای حکم محمد رضا حدادی در حالی است که صرفنظر از ایرادات بسیاری که در پرونده وجود دارد در سال 1372 كنوانسيون حقوق كودك وارد صحن علني مجلس شوراي اسلامي گرديد و نمايندگان مجلس با اكثريت آراء مواد آنرا به تصويب رساندند پس از آنكه كنوانسيون به شوراي محترم نگهبان ارجاع گرديد، اعضاي  شورای با حق شرط، كنوانسيون حقوق كودك را تأييد نمودند.

      شوراي محترم نگهبان در نظريه شمارة 5760 مورخ 4/11/1372 خود به مجلس شوراي اسلامي، مشخصاً موارد مخالفت كنوانسيون را با موازين شرع به اين شرح اعلام داشت:« بند 1 مادة 12 و بند هاي 1و3 ماده 13 و بند 1و3 ماده 14 و بند 2 ماده 15 و بند 1 ماده 16 و بند د قسمت 1 ماده 29 مغاير موازين شرع شناخته شد.» نتيجه اينكه به غير از موارد ياد شده، ديگر مواد كنوانسيون هيچگونه مغايرتي با شرع نداشته و در محاكم دادگستري مستند به مادة 9 قانون مدني كه مقرر مي دارد:« مقررات عهودي كه بر طبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دول، منعقد شده باشد در حكم قانون است.» لازم الرعايه مي باشد.

ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك مقرر مي دارد: كشورهاي عضو تضمين خواهند كرد كه:

«......... مجازات مرگ يا حبس ابد بدون امكان آزادي، نبايد در مورد جرمهايي كه اشخاص زير 18 سال مرتكب مي شوند اعمال گردد.»

نتيجه اينكه صدور حكم به سلب حيات ( قصاص نفس ) محمدرضا حدادی که در تاریخ 27/12/1367 به دنیا آمده است و ديگر اشخاصي كه در سن زير 18 سال مرتكب جرم مي شوند بر خلاف صريح قانون بوده و دادنامه هاي صادره از اين حيث مخدوش است و در صورتیکه حکم صادره اجرا گردد محمدرضا حدادی با وجود ایرادات بسیاری که در پرونده وجود دارد برخلاف قانون به دار آویخته شد.

 





چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388

داستان کودک کار

"مهران یزدی" معلم بچه های کلاس سوم جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان در کلاس خود یک کارگاه داستان نویسی دارد. او به بچه ها چند جمله می دهد و تاکید می کند که این جمله ها:

 (1-هوا 2-سرد است 3- رنگ چشم هایش ابی است 4-من به خانه برگشتم 5-مادرم به خانه برگشت)

اجزای یک ساختمان هستند شما با استفاده از این 5 جمله و 10 جمله که به آن اضافه می کنید یک ساختمان (داستان) بسازید.

جمله های پیشنهادی کودکان را درون فضایی قرار میدهد که مارا به خلوتگاه زندگی آنها رهنمون می شود. خلوتگاهی که پر از...

داستان ع ج/ 9 ساله / کارگر خیاطی، را با هم می خوانیم.

 

1-هوا

2-سرد است

3-من به خانه برگشتم

4-من تنها در خانه هستم

5-اما من نمی ترسم

6-مادرم به خانه برگشت

7-من یکی را می بینم

8-رنگ چشم هایش ابی است

9-در دست هایش یه چیزی است

10-دارم می بینم

11-گلهایی به زیبایی نور خورشید در دستانش هست

12-آن مرد به این طرف می آید

13-در خانه را می زند

14-من در را باز کردم و گفتم چه می خواهید آن مرد گفت من با مادرت کار دارم

15-مادرم آمد و آن به خانه آمدمن هرگز نفهمیدم که آن کی هست فردا صبح وقتی از خواب بیدارشدم اورا ندیدم بدم از مادرم نپرسیدم که آن مرد کی هست

پایان

 

                                       منبع: کمیته آموزش جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان

 

لطفا در مورد این داستان مارا از نظرات خودتون بی دریغ نکنید.

منتظر داستان های دیگر باشید...

برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید

خواهشمندم تمامی نظرات خودتون رو برای این داستان بنویسید با تشکر





سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388

1 می روز جهانی کارگر

             ***اول ماه می روز جهانی کارگر گرامی باد***

 

هنوز میلیونها کودک در سراسر جهان مورد شدیدترین اشکال استثمار و سو استفاده های دیگر قرار میگیرند.هنوز جسم و جان میلیونها کودک زیر فشار کار فرسوده میشوند.فرصت کودکی کردن و رشد بهنجار در قفس کار از بسیاری از کودکان دریغ میشود.واین باید مایه شرمساری جامعه بشری باشد.

 ضمن تبریک روز جهانی کارگر از همه کارگران فعال و انسان دوست میخواهم که لغوه کار کودک را در فهرست خواستهای اساسی خود قرار دهند.

     

        





پنجشنبه یکم اسفند 1387

کودکی به نام رسول (کودک کار و خیابان )

كودكان كار آرزومنداني كه هرگز به آرزوهايشان نمي رسند .

بعضي وقت ها فكر مي كنم مگر ساختن چند مدرسه در محله هاي فقير نشين  چقدر خرج داره كه دولتها از پرداختن بدان پرهيز مي كنند ؟  اصلا براي اينكه هيچ كودكي گرسنه نماند چقدر بايد هزينه كرد ؟ مطمئنم كه هزينه اش خيلي كمتر از هزينه تسليحاتي  است كه كشورها  به بهانه تهديد خارجي خرج مي كنند شايد هم خيلي كمتر از بنرهاي است كه به مناسبتهاي مختلف در سرتاسر شهر پخش مي شود . شايد هم مصداق بارز توزيع نابرابر ثروت و شايد سيماي تمام نماي  شعار عدالت از سوي دولتها . ثروتي كه بايد در راستاي آرامش كودكان باشد صرف خريد تسليحات  نظامي و شعارهاي سانتي مانتال مي شود .  چرا دور برويم در همين قزوين خودمان ، كنار هر چهار را در كنار هر ماشين مدل بالا دست كم چند كودك مشغول اسپند دود كني و  آدامس فروشي هستند . ودر كنار ساير ظواهر جامعه  نايده انگاشته مي شوند  انگار وجود ان ها پديده ي كاملا طبيعي است و نبود آنها تعجب آور  !  شايد گذرتان به سفرخانه ايل گلي افتاده باشد شايد پسري  كه اسپند دود مي كند را هم ديده باشيد شايد هم همين الان در حال واكاويي هستيد كه كدامي يكي را مي گويم شايد هم اصلا نديده ايد و عزم جزم كرده ايد كه اگر اين دفعه گذرتان افتاد او را مشاهده بفرمائيد .  در آنجا در كنار سايه سايه آدمها كودكي است كه از بخت روزگار سهمش از روزگار اسپند دود كني . رسول نام همين كودك است  . بهش مي گم چرا درس نمي خوني مي گه : وقت ندارم (چيزي عجيبي است نه وقت نداره ! وقتش چه مي شود او كه مثل ما اينترنت و ماهواره و سفر خارجه  ُ داخله ندارد پس مسلما از نظر ما وقت هم زياد دارد دروغ مي گويد خالي بند است  ...... حتما همه كودكان هم مثل او دروغ گویند شاید هم لمپن شاید مخل امنیت و آرامش روان ما... چقدر سخت از دیدن این منظرها چقدر سخت است ببینیم کودکی از پشت پنجره هی التماس می کند بخر بخر نه .....  نه دوست من ، اگر شما مجبور بوديد 2  ساعت از وقتتان را در راه باشيد و 2ساعت در بازگشت و مابقي را در حال كلنجار رفتن و التماس از صاحب سفرخانه باشيد وقت هم كم مياوريد ) خوب چرا كميته امداد ......؟ مگه چقدر مي ده 25000 تومان (زياده نه پول يك ماه كارت شارژ موبايلمان براي مخ زني فلان پسر يا فلان دختر است شايد هم صرف اسمس هاي مزخرف تكراري ) رسول می پرد وسط بحثمان : ‌چقدر بلند حرف مي زنيد خاتمي چه به درد ما مي خوره ملت گرسنه اند .... براي من همين جمله كافي است  (ملت گرسنه اند) ، گرسنه واژه غريب كه شايد فقط اسمش را شنيده باشيم و هيچ كدام تا حال آن را حس نكرد ه ايم . رسول كودك كار خيابان است  از همان كودكان كه طبق قانون 79 كار كشورمان نبايد كار كند . از همان کودکان که هنگام ایست چراغ قرمز هر روز به کررات انها را می بینم . براي من نه قوچاني تحليل گر سیاسی است نه عبدي نه حتي حجاريان براي من رسول ليدر سياسي  است  برای من اوست که معنی نیاز را می فهمد برای من اوست که واقعیات را به تصویر می کشد . شايد بگويم بلاخره هر جامعه يه سري پرتي داره اونم بخشي از همين پرتي خلقته شايد بگيم آخي .... چي مي شه كرد .. و شايد هم چند روزي وجدان درد بگيريم مجبور شيم چند تا آدامس از همين دور گردا بخريم نه .... براي ما آزادي سياسي مهم است براي ما آزادي بيان شرط است براي ما عدم دخالت دولت در نوع پوشش مهم است اصلا فقط خاتمي مهم است  گرسنه ها که معنی سیاست را چه میفهمند نه ؟ اصلا هرچی بدبختی داریم از همین سنخ است این ها به دنبال شکم هستند اینها نیازهای ثانویه را چه می فهمند .  حتما اضافه می کنید من دچار ایده الیسم شده ام باید واقع بین باشم  نه ؟ نه من به كسي راي مي دهم كه براي رسول سرپناهي باشد تا او بتواند درس بخواند تا او هم امكان پيشرفت داشته باشد تا او هم در يك شرايط برابر بتواند خودش را شكوفا كند .

 

به نقل از وبلاگ سیایت نامه





پنجشنبه یکم اسفند 1387

اسفند کودکی است که تعطیل می شود

  شعری از محمد كاظم كاظمی*

تسبیح و فال حافظ و قندان نقره‌كار

فرهنگ انگلیسی و دیوان شهریار

مُهر امین و پستة خندان و زعفران‌

بگذار تا حقوق بگیرم‌، بزرگوار!

این نامه‌ها به بال كبوتر نمی‌شود

باج و خراج بایدمان داد، بی‌شمار

********

 

گفتی كه در اوایل اسفند می‌رسی‌

اسفند، ماه آخر سال است و اوج كار

اسفند كودكی است كه تعطیل می‌شود

از پشت میز می‌رود آخر به پشت دار

اسفند پسته‌ای است كه مادر می‌آورد

تا بشكند به مزد و نشیند به انتظار

اسفند دختری است كه آسوده می‌شود

از درد زندگی به مداوای انتحار

اسفند لوحه‌ای است كه آماده می‌شود

بر قطعة صد و سی و شش‌، قبر شصت و چار

اسفند نامه‌ای است كه تمدید می‌شود

آری‌، اگر كه یار شود بخت و روزگار

اسفند ناله می‌كند و دود می‌شود

در دفع چشم زخم بزرگان روزگار

 

********

گفتی قطار خرّم نوروز می‌رسد

نوروز را نداده كسی راه در قطار

نوروز، گرم كوره و نوروز پشت چرخ‌

نوروز مانده آن طرف سیم خاردار

 

********

پرسیده‌ای كه «سال‌ِ فراروی‌، سال چیست‌؟

نومید بود باید از آن یا امیدوار؟»

وقتی كه سال‌، سال كبوتر نمی‌شود

دیگر چه فرق می‌كند اسپ و پلنگ و مار؟

این خرّمی بس است كه سنجاق می‌شود

بر سررسید كهنه من برگی از بهار

تا شعر تازه‌ای بنویسم بر آن ورق‌

از ما همین دو جمله بماند به یادگار

 

 
 




پنجشنبه یکم اسفند 1387

لزوم حمایت از کودکان کار و خیابان

 
اگر قوانین از والدینی که قادر به تامین نیازهای فرزندان خود نیستند، حمایت می کرد، امروز شاهد به بار آمدن عواقب منفی کودکان کار و خیابان نبودیم. رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی هشدار مصطفی اقلیما رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی درخصوص وضعیت نگران کننده کودکان کار و خیابان، بار دیگر افکار عمومی را درگیر با واقعه ای کرد که فعالان حقوق کودک چند سالی است که نسبت به پیامدهای نگران کننده آن اعلام خطر می کنند. براساس آمار سازمان جهانی یونیسف در سال 2006 ، 7 درصد از 218 میلیون کودک کار در سطح دنیا بدون پرداخت کمترین حقوق به کار واداشته می شوند و یک سوم این کودکان در شرایط بسیار خطرناک فعالیت می کنند.

این در حالی است که براساس آمارهای موجود، بیش از 250 میلیون کودک پنج تا 14 ساله که معمولاً زیر سن قانونی کار می کنند، در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند، اگر سن پایان کودکی را براساس پیمان نامه حقوق کودک زیر 18 سال در نظر بگیریم، در سال 2002 بیش از 350 میلیون کودک و نوجوان، به جای تحصیل کار می کنند. در ایران نیز تعداد کودکان کار به دلایل گوناگونی رو به افزایش است اما آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد اما تعداد 20 هزار کودک کار در تهران تایید شده است که البته کارشناسان فاصله این رقم با آمار واقعی را بسیار ژرف می دانند.
تغذیه، بهداشت و انجام کارهای خطرناک به عنوان سرفصل مهم ترین خطراتی که این کودکان را تهدید می کند امروز بیش از هر زمان دیگری باید سرلوحه اقدامات نهادهای حمایتی در جهت حمایت از وضعیت این کودکان قرار گیرد تا در آینده ای نه چندان دور، شاهد بازگشت این کودکان به شرایط عادی زندگی باشیم.
به نقل از سایت سرمایه




سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387

استثمار جنسی شایع‌ترین دلیل تجارت انسان است

   

به تازگی  گزارشی از سوی سازمان ملل در مورد پدیده تجارت انسان منشر شده است که در آن ازاین تجارت به عنوان پدیده‌ای رو به رشد که به ویژه زنان اغلب در آن دخالت دارند، یاد شده است.

سازمان ملل درباره تجارت انسان آمده است:نتایج بررسی‌های ما حاکی از افزایش تجارت انسان، به ویژه نقش پررنگ زنان در این پدیده شوم است.

به گزارش پایگاه اینترنتی مجله آلمانی اشپیگل و طبق این گزارش، به ویژه در شرق اروپا و آسیای مرکزی 60 درصد افراد دخیل در امرتجارت انسان، زنان هستند.

اداره مبارزه با جنایت و مواد مخدر سازمان ملل (UNODC) نیز با ارزیابی داده‌های آماری 155 کشور در سال‌های 2007 و 2008 اعلام کرد: ‌بررسی‌های انجام شده گسترده و پردامنه‌ترین تحقیقاتی است که تاکنون پیرامون تجارت انسان انجام شده است.

در گزارش 292 صفحه‌ای منتشر شده از سوی سازمان ملل آمده است: تجارت انسان نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته و دستیابی به اطلاعات و داده‌های مربوط به کشورهای مختلف نیز بسیار سخت است.

«آنتونیوماریا کوستا» ـ مدیر اجرایی این اداره ـ‌ اظهار کرد: پاره‌ای از کشور‌ها اطلاعات درستی در مورد این مشکل به ما نمی‌دهند. برخی از این کشور‌ها به دلیل جنایت و برخی دیگر نیز به دلیل نبود سازماندهی مناسب در این زمینه اطلاعات کافی در اختیار ما نمی‌گذارند.

علاوه بر این طبق گزارش سازمان جهانی کار(ILO) نیز حدود دو میلیون تن سالانه به نوعی بردگی مدرن تن می‌دهند.

طبق این گزارش به نظر می‌رسد که استثمار جنسی با 79 درصد، شایع‌ترین دلیل تجارت انسان باشد. کار اجباری با اختصاص 18 درصد دومین دلیل رایج‌ تجارت انسان است.

با وجود آمار منتشره، UNODC اعلام کرد که بررسی این وضعیت در خیابان‌های کشورهای مورد بررسی راحت‌تر به چشم می‌خورد.

در ادامه این گزارش آمده است، حدود 20 درصد قربانیان تجارت انسان را کودکان تشکیل می‌دهند. در برخی مناطق غرب آفریقا این درصد حتی به 100 درصد نیز افزایش می‌یابد. در برخی مناطق جنگی نیز آن‌ها مجبور به استفاده از اسلحه و رفتن به جنگ هستند.

گزارش اشپیگل می‌افزاید: با آن که پروتکل سازمان ملل علیه تجارت انسان در سال 2003 اجرایی شد، اما طبق این گزارش هنوز در برخی از کشور‌ها و به ویژه در آفریقا خواسته‌های سیاسی یا ابزار حقوقی لازم برای مبارزه با تجارت انسان وجود ندارد.

UNODC در ادامه از دولت‌ها و بخش‌های خصوصی درخواست کرد که در مسیر مبارزه با تجارت انسان اقدامات جدی‌تری را اتخاذ کنند.

کوستا گفت: جای بسی تاسف است که در قرن 21 ما شاهد انتشار گزارشی در مورد بردگی هستیم.

در ادامه‌ گزارش UNODC آمده است: بحران اقتصادی مطمئنا باعث سخت‌تر شدن شرایط و حاد‌تر شدن مشکل تجارت انسان خواهد شد.





سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387

20 درصد كودكان كار محروم از تحصيل هستند

 
 
خبرگزاري فارس: 20 درصد كودكان كار محروم از تحصيل هستند، 55 درصد آنها افغاني هستند،‌ ميانگين سني كودكان كار 13 سال است، 95 درصد آنها پسر هستند و 88 درصد آنها روزي پنج هزار تومان درآمد دارند.

 

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، رجب صمدي، مدير كل دفتر امور آسيب ديدگان بهزيستي، رضايي فر، معاون وي و قاسم حسني عضو هيئت مديره انجمن حمايت از كودكان كار امروز با شركت در ميزگرد بررسي وضعيت كودكان كار كه در محل خبرگزاري كار ايران برگزار شد بر لزوم حمايت از اين كودكان براي جلوگيري از آسيبهاي ناشي از كار آنان تاكيد كردند.

* 55 درصد كودكان كار افغاني هستند
صمدي در اين ميزگرد گفت: سال 83 در مجموع حدود 14 هزار كودك كار توسط بهزيستي ساماندهي شد كه اين تعداد در سال گذشته به هفت هزار نفر كاهش يافت كه با توجه به اينكه 55 درصد اين كودكان تبعه افغانستان هستند اين كاهش را مي توان به علت بازگشت جمعي از افاغنه به كشورشان ارزيابي كرد.

* آيين نامه كودكان خياباني تدوين شد
وي افزود: به منظور حمايت بهتر از كودكان كار آيين نامه حمايت از كودكان كار سال مرداد ماه سال گذشته تدوين و مهر ماه ابلاغ شد كه در اوايل دي ماه نيز اين آيين نامه به استانها ابلاغ شد كه در واقع امسال شاهد اجرايي شدن آن خواهيم بود.
مدير كل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي گفت: بر اساس اين آيين نامه ارگانهاي مختلفي از جمله شهرداري،‌ بهزيستي، وزارت كار، دادگستري و سازمانهاي بيمه گر در زمينه ساماندني كودكان خياباني مسئوليت دارند و بايد هر سه ماه هر يك از اين دستگاهها گزارش عملكرد خود را به وزارت رفاه و شوراي عالي رفاه ارائه كنند اما براي اجراي اين آيين نامه با چالشهايي هم مواجه هستيم كه كمبود بودجه و به خصوص كمبود نيروي انساني در اين زمينه مطرح است.
وي اضافه كرد: در زمان حاضر 42 مركز حمايت از كودكان كار در سراسر كشور فعال است علاوه بر آن 6 مركز پناهگاه يا مهمانسراي موقت نيز در شهرهاي شيراز، اصفهان، تهران، رشت و مشهد فعال است كه نيازهايي اوليه رفاهي اين كودكان را فراهم مي‌كنند.

*100 ميليون كودك كار در دنيا
رضايي فر، معاون اين دفتر نيز در اين ميزگرد توضيح داد: به طور كلي حدود 100 ميليون كودك كار در جهان هستند كه بين 8 تا 40 ميليون نفر آنها در امريكاي لاتين هستند و برآورد مي شود از اين تعداد بين 10 تا 32 ميليون نفر در كشور برزيل باشند.
وي اضافه كرد: در كشور ما نيز بر اساس آمار سرشماري سال 75 حدود 307 هزار نفر كودك بين 10 تا 14 سال به صورت دائمي كار مي كنند و حدود 370 هزار نفر نيز كارگر فصلي هستند بنابراين بيش از 700 هزار كودك زير 15 سال در ايران كار مي كنند كه بر اساس قانون كار كردن آنها غير قانوني است.
معاون دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي خاطر نشان كرد: براي ساماندهي كودكان كار دو رويكرد وجود دارد يكي جمع آوري و نگهداري آنها كه متاسفانه پس از طي دوران نگهداري حمايتهاي اجتماعي دائمي از اين كودكان و به خصوص خانواده هاي آنها بسيار مشكل است زيرا والدين اكثر اين كودكان معتاد يا بزهكار يا بي سواد و كم سواد هستند و فراهم كردن شغل براي آنها بسيار مشكل است ضمن اينكه اكثر اين كودكان داراي خانواده‌هاي آشفته‌‌اي هستند كه ساماندهي آنها بسيار پيچيده و مشكل است.

* روزي 5 هزار تومان، درآمد كودكان كار
رضايي‌فر گفت: از مجموع هفت هزار نفري كه سال گذشته به عنوان كودك خياباني از سوي بهزيستي شناسايي شدند، حدود 90 درصد داراي خانواده هستند و شب را به خانه بر مي گردند و حدود 10 درصد از خدمات بهزيستي استفاده مي كنند، 55 درصد آنها افغاني هستند كه البته آمار كودكان كار افغان در بعضي شهرها به 70 درصد هم مي رسد، 89 درصد اين كودكان پدر داشتند،96 درصد مادر داشتند و 88 درصد كودكان كار روزي پنج هزار تومان درآمد دارند ضمن اينكه 95 درصد آنها نيز هيچ سابقه بزهكاري نداشتند.
وي در مورد آيين نامه جديد ساماندهي كودكان خياباني توضيح داد: بر اساس اين آيين نامه كه 2 ميليارد و 350 ميليون تومان براي اجراي آن بودجه در نظر گرفته شده است سه سطح خدمت به كودكان خياباني تعريف شده است، سطح اول شناسايي و بازگشت به خانواده، سطح دوم نگهداري بين 6 تا يكسال براي بازگشت به خانواده و سطح سوم نگهداري دائم در مراكز بهزيستي است.

* جمع آوري كودكان خياباني بي‌فايده است
رضايي فر گفت: بر اساس اين آيين نامه بايد به جاي جمع آوري كودكان كار كه به هيچوجه علمي و قابل قبول نيست به شناسايي و توانمند سازي آنها و خانواده هايشان بپردازيم و البته شوراهاي اجتماعي استانها و سازمانهاي غير دولتي نيز در اين زمينه بايد فعال شوند.

* روزنامه فروشي كودكان كار در مشهد
معاون دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي به يك نمونه موفق از ساماندهي كودكان كار در مشهد اشاره كرد و گفت: در اين طرح به كودكان كار كه اكثر آنها افغاني بودند براي فروش روزنامه خراسان در مشهد بكارگيري شدند، به آنها لباسهاي مخصوصي داده شد و خوشبختانه مردم با خريد روزنامه از اين كودكان از اين طرح حمايت كردند و بسياري از اين كودكان توانستند با درآمد مناسب مشكلات خانواده‌هاي خود را كه ناشي از فقر بود كم كنند.
وي به ايجاد پايگاههاي ثابت و سيار شناسايي آسيبهاي اجتماعي در چند شهر كشور اشاره كرد و گفت: در مرحله جديد اين طرح كه قبلا به صورت پايگاههاي سيار در ترمينالها و سطح شهر به شناسايي آسيب ديدگان اجتماعي مي پرداخت، پايگاههاي جديد ثابت نيز در برخي پاركها بنا مي شود كه فقط يك اتاق است كه در آن يك مددكار فعال است و به جاي آنكه كودكان كار و دختران فراري در دام باندها و گروههاي خلافكار بيفتند از آنها حمايت مي كنند.

* مددكار مدرسه لازم است
رضايي فر همچنين با اشاره به اينكه بسياري از دختران فراري سابقه شكست تحصيلي را هم داشته‌اند بر لزوم حضور مددكاران و روانشناسان براي حمايت از آنها و ارتباط گيري با خانواده هاي آنان در مدارس تاكيد كرد.
انتهاي پيام/ز





شنبه بیست و ششم بهمن 1387

وقوع ۹۰ درصد کودک‌آزاری‌ها در خانه‌های مستاجری جنوب شهر

وقوع ۹۰ درصد کودک‌آزاری‌ها در خانه‌های مستاجری جنوب شهر

«۹۲ درصد کودک‌آزاری‌ها در مناطق جنوبی تهران و در خانه‌های کوچک و مستاجری اتفاق می‌افتد». سعید مدنی پژوهشگر اجتماعی رابطه فقر و خشونت را بسیار تنگاتنگ می‌داند. او از یافته‌های تحقیقی می‌گوید که پزشکی‌ قانونی روی ۳۲۴ دختر و پسر زیر ۱۵ سال انجام داده است: «پرونده‌های ۲۳۷ دختر و ۸۷ پسری که به پزشکی قانونی ارجاع داده شده‌اند، نشان می‌دهد که این کودکان متعلق به طبقه اجتماعی و اقتصادی پائین هستند .شایع‌ترین سن ارجاع دختران ۱۱ تا ۱۵ بوده و ۶۴ مورد آنها مورد تجاوز قرار گرفته‌اند».

 

این پژوهشگر اجتماعی که کتابی درباره کودک آزاری منتشر کرده است، می‌گوید: «کودک آزاران می‌توانند از میان تمامی‌ گروه‌های اقتصادی، اجتماعی و نژادی باشند و هر چند این آزارگران در تمامی طبقات اعم از پردرآمد و هم کم درآمد دیده می‌شود، اما کودک‌آزاری در میان گروه‌های کم درآمد به دلیل محدودیت امکانات برای دفاع و حمایت از کودکان بیشتر صورت می‌گیرد». فقر و نابرابری در سال‌های اخیر در ایران روندی رو به افزایش داشته است که سعید مدنی با تصویری که از فقر در ایران ارائه می‌دهد به این نتیجه می‌رسد سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دولت ما را روز به روز فقیرتر می‌کند و آینده کودکان‌مان مبهم‌تر می‌شود.

 

او می‌گوید: «بر اساس آمار رسمی یک و نیم میلیون نفر در فقر شدید به سر می‌برند اما اقتصاددانان مستقل معتقدند شش میلیون ایرانی دچار فقر شدید هستند». به گفته مدنی افرادی با فقر شدید مواجه می‌شوند که درآمدشان کمتر از میزان لازم برای تامین غذای کافی (معادل دو هزار و ۱۰۰ تا دو هزار و ۳۰۰ کالری برای هر فرد ) است و یا درآمدی کمتر از یک دلار در روز است. فقر مطلق از دیگر شاخص‌هایی است که این پژوهشگر اجتماعی به آن اشاره می‌کند: «افرادی که حداقل درآمد را برای تامین نیازهای اولیه نظیر نیاز به خوراک، آموزش؛ بهداشت و درمان و مسکن دارند با فقر مطلق مواجهند. آمار رسمی ۹ تا ۱۰ میلیون نفر را در این شاخص جای داده است؛ در حالی که آمارهای غیررسمی ۲۰ تا ۲۵ میلیون ایرانی را در وضعیت فقر مطلق قرار می‌دهند».

 

به اعتقاد این پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی به دلیل افزایش تورم، خط فقر در طول سال‌های ۸۳ تا ۸۶ به مراتب بدتر شده است. به طور ی که در سال ۸۵ تورم نسبت به سال گذشته‌اش ۱۹ درصد افزایش پیدا کرده است. میزان کالری‌های دریافتی هم از دیگر مواردی است که مدنی به آن اشاره می‌کند: «۲۱۷۹ کالری میزان سیری شکم است. بر این مبنا افراد در خط فقر از ۱۸ درصد به ۱۹ درصد رسیده است و جمعیت زیر خط فقر از ۱۲ میلیون نفر به ۱۳ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر رسیده است. این نشان می‌دهد مسئله فقر در ایران روند رو به افزایش داشته است».

 

«امسال شورای تعیین حداقل دستمزد خط فقر را ۶۰۰ هزار تومان اعلام کرد و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس هم اعلام کرده ۱۴ میلیون نفر در خط فقر مطلق قرار دارند و امکان تامین نیازهای اولیه خود را ندارند». مدنی بر این نکته اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «برآوردهای اقتصاددان مستقل بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر در خط مطلق فقر به سر می‌برند. این فقر مطلق نابرابری در ایران را نشان می‌دهد. مطالعات نشان داده که در فاصله سال ۸۳ تا ۸۵ متوسط کالری دریافتی جامعه بیش از استاندارد بوده است و به ۳۳۰۰ کالری رسیده است اما در چنین شرایطی درحالی که دهک‌های هفتم به بالا پرخوری می‌کردند و کالری دریافتیشان بالا بوده اما دهک اول زیر میزان کالری مورد نیاز و حدود ۱۹۰۰ کالری دریافت می‌کردند». مدنی وقتی از فقر در ایران تصویری می‌دهد به ابتدای صحبتش باز می‌گردد: «شیوع کودک‌آزاری در میان خانواده‌های فقیر بیش از خانواده‌های متوسط است. شش میلیون ایرانی هر شب با شکمی گرسنه سر بر بالین می‌گذارند و باز نتایج تحقیق نشان می‌دهد اگر زنان در گذشته به خاطر فقر و استیصال تن‌فروشی می‌کردند امروز علاوه بر این نکته زنان برای از بین بردن نابرابری‌ها تن فروشی می‌کنند. بنابراین اثرات نابرابری را نباید دست کم بگیریم».

 

او به تحقیق دیگری اشاره می‌کند که در درمانگاه‌های شهر تهران انجام شده است: «۵۱ درصد کودکانی که ارجاع داده شده‌اند متعلق به خانواده‌های فقیر؛ ۴۰ درصد متعلق به خانواده‌های طبقه متوسط و ۹ درصد از خانواده‌های ثروتمند بوده‌اند».

 

به گفته او بین نوع واحد مسکونی و وقوع کودک آزاری در تهران رابطه معناداری وجود دارد. کودکانی بیشتر مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند که در خانه‌های کوچک و مستاجری و در محله‌های پرجمعیت رشد می‌یابند.

 

دختران، آزاردیدگان و پدران، آزاردهندگان

بیشتر موارد کودک آزاری در محیط خانه رخ داده و بیشترین گروه سنی را کودکان پنج تا ۹ سال و سپس گروه ۱۰ تا ۱۴ سال تشکیل می‌دهند که دختران بیشترین آزاردیدگان و بیشتر آزاردهندگان پدران بوده‌اند.

 

این بخش دیگری از یافته‌های تحقیقی سعید مدنی است. می‌گوید: «کودک‌آزاری از جمله موضوعاتی است که می‌تواند، آثار سویی در بزرگسالی برای کودک به همراه داشته باشد. مطالعات صورت گرفته روی زنان روسپی در تهران نشان می‌دهد، ۳۰ درصد آنها در دوران کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند. شایع‌ترین سن ارجاع دختران آزار دیده جنسی ۱۱ تا ۱۵ سال و پسران ۶ تا ۱۰ ساله است.

 

مطالعه و تحلیل تمامی موارد کودک‌آزاری گزارش شده در روزنامه‌های کثیرالانتشار در سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۷حاکی از آن است که اغلب موارد کودک‌آزاری که خبر آنها به روزنامه‌ها کشیده شده‌است (موارد حاد)، در محیط خانه رخ داده و بیشترین گروه سنی را کودکان پنج تا ۹ سال و سپس گروه ۱۰ تا ۱۴ سال تشکیل می‌دهند که دختران بیشترین آزار دیدگان و بیشتر آزاردهندگان پدران بوده‌اند».

 

فرهنگ آشتی






یکشنبه بیست و نهم دی 1387

کودک آزاری چیست؟

کودک آزاری چیست؟

به چه رفتارهایی کودک آزاری می گوییم ؟

کودکان به عات ویژگیهایی که از نظر سنی دارند ، بسیلر آسیب پذیر هستند و نیاز به حمایت و مراقبت وما دارند. اما گاهی بزرگسالان به دلایل مختلف به جای حمایت و مواظبت از کودکان انان را مورد آزار قرار می دهند . کودک آزاری شامل رفتارهایی است که توسط افراد دیگر خصوصا ً بزرگسالان نسبت به کودکان انجام می گیرد و به نوعی به سلامت جسمی و روانی کودکان آسیب می رساند . رفتارهایی که به صورت تصادفی انجام می شوند کودک آزاری به حساب نمی آیند . مانند اینکه کودکی به علت تصادف با اتومبیل دچار نقص جسمی شود .

کودک آزاری چگونه صورت می گیرد ؟

کودکان به صورت های مختلف مورد آزار قرار می گیرند :

1-کودک آزاری جسمی:

یعنی رفتارهایی که به جسم کودک صدمه می زند مانند: کتک زدن ، سوزاندن ، مجروح کردن ، شکستن و ...

2-کودک آزاری روانی:

شامل رفتارهایی است که به سلامت روانی کودک آسیب می رساند مانند: توهین کردن ، ترساندن ، تحقیر کردن ، تبعیض و ...

3-بی توجهی و غفلت:

یعنی توجه نکردن به نیازهای اساسی کودکان مانند : تغذیه ، بهداشت ، پوشاک ، آموزش و... در حدی که به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب برسد .

4-سوء استفاده:

یعنی استفاده از کودکان در ارتباط با مواد مخدر ، واداشتن آنها به کارهای دشوار ، سوء استفاده جنسی به صورت های مختلف و...

چرا کودکان مورد آزار قرار می گیرند ؟

ناآگاهی والدین : گاهی والدین یا افراد دیگر که به کودک آزار می رسانند ، نمی دانند که رفتار آنها کودک آزاری است مانند : کسانی که کودکان را تنبیه بدنی می کنند ، مورد تحقیر و توهین قرار می دهند ، به نیازهای اساسی آنها توجهی ندارند و این رفتارها را عادی و معمولی می دانند .

مشکلات اقتصادی : فقر سبب می شود که کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی خود مانند آموزش ، بهداشت ، تغذیه و... محروم شوند و یا والدین به علت فشارهای مالی با رفتارهایی مانند : پرخاشگری ، خشونت ، بی توجهی و.. کودکان را مورد آزار قرار دهند .

اعتیاد: به علت خصوصیاتی که در اغراد ایجاد می کند مانند : پرخاشگری ، بی مسئولیتی ، کاهش عواطف و... سبب می شود که کودکان مورد آزار به ویژه از نوع سوء استفاده قرار گیرند .

بیماری های روانی : در صورتی که والدین به بیماری های روانی مبتلا باشند ، با رفتارهاای مانند تند خویی ، خشونت ، ناسازگاری ، بی توجهی و... که ناشی از بیماری روانی آنهاست ، سبب آزار کودکان می شوند .

مشکلات خانوادگی : مشاجرات شدید و طولانی والدین ، جمعیت زیاد خانواده ، شیوه های تربیتی نامناسب ، در برخی موارد وجود ناپدری و نامادری و... سبب می شود که کودکان موردآزار قرار گیرند تا حدی که مشکلات خانوادگی یکی از دلایل کودک آزاری به شمار می رود .

مشکلات کودکان : کودکانی که مشکلات نسبتا ً پایدار و شدید دارند بیشتر از سایر کودکان مورد آزار قرار می گیرند . مانند : کودکانی که دچار بیماری های جسمی مزمن و طولانی مدت یا مشکلات رفتاری از قبیل پرخاشگری ، بی قراری ، بیش فعالی ، اضطراب ، شب ادراری و... هستند به علت مشکلاتی که برای بزرگسالان ایجاد می کنند و نیز به سبب ناآگاهی والدین از این مشکلات اغلب مورد آزار جسمی و روانی قرار می گیرند .

مشکلات مدرسه : مشکلاتی که در مدرسه برای دانش آموزان ایجاد می شود مانند : انتظار بیش از حد ، ندیدن تفاوت ها ، ایجاد اضطراب ، ترس و رقابت های شدید ، تبعیض ، تنبیه بدنی ، تحقیر و توهین و... سبب آزار جسمی و روانی کودکان می شوند .

چگونه می توانیم کودک آزاری را کاهش دهیم ؟

کودکان را بهتر و بیشتر بشناسیم :

شناخت کودکان و نیازهای آنان سبب می شود که رفتار بهتری با آنان داشته باشیم . برای این کار می توانیم از روش های مختلف مانند خواندن کتاب های مناسب ، شرکت در کلاس های آموزشی ، مشورت کردن با افراد آگاه و.. استفاده کنیم .

علت کودک آزاری ار بشناسیم :

کودک آزاری مانند هر رفتار دیگری علتی دارد . سعی کنیم علت آن را پیدا کنیم و با برطرف کردن آن ، کودک آزاری را کاهش دهیم . ممکن است برخی از مشکلات را نتوانیم از بین ببریم ، در آن صورت پذیرفتن ان بهتر از آزار دادن کودکان است .

از دیگران کمک بگیریم :

کمک گرفتن و مشورت کردن نشانه هوشیاری و آگاهی است ، نه ناتوانی. برای کاهش مشکلات خود می توانیم از مراکز مشاوره حضوری ، تلفنی ، سازمان های غیر دولتی ، افراد آگاه و... کمک بگیریم .

آرامش خود را حفظ کنیم :

زندگی همیشه با مشکلات همراه است ، سعی کنیم خشم خود را کنترل کنیم و برای مشکلات چاره جویی نماییم . بسیاری از کودک آزاری ها در شرایطی انجام می گیرد که والدین قادر به کنترل خشم خود نیستند . کنترل خشم آموختنی است و می توانیم با تمرین بر خشم خود غلبه کنیم .

کودک آزاری چه زیان هایی برای کودکان دارد ؟

کودکی دوران رشد و شکل گیری شخصیت است . انواع کودک آزاری در یان سال های حساس و مهم ، به رشد و سلامت آنان آسیب های جدی می رساند . کودکان آزار دیده در همه جنبه های رشد جسمی ، ذهنی ، روانی و اجتماعی با مشکلات و نارسایی های فراوانی روبرو خواهند شد. بررسی های انجام شده نشان کمی دهد بسیاری از کودکانی که در دوران کودکی قربانی آزار ئو بد رفتاری بوده اند ، در بزرگسالی خود به آزار کودکان پرداخته اند و این بزرگترین زیان کودک آزاری است که سبب تداوم آن می شود .

چگونه می توانیم از کودک آزاری پیشگیری کنیم ؟

پیشگیری همیشه بهتر ، آسانتر و سریعتر از درمان است . برای پیشگیری از کودک آزاری می توانیم از راهکارهای زیر استفاده کنیم :

  1. دقت در ازدواج و تشکیل خانواده ، خودداری از ازدواج های تحمیلی ، ناشناخته ، شتابزده و ازدواج در سنین پایین .
  2. توجه به تنظیم خانواده و تعداد مناسب فرزندان .
  3. افزایش آگاهی در زوینه پرورش فرزندان و شیوه های مناسب رفتار با آنان .
  4. پذیرش مسئولیت و انجام وظایف خود به عنوان پدر ، مادر ، سرپرست و... نسبت به کودکان .
  5. آشنایی با حقوق و نیازهای اساسی کودکان .
  6. توجه به سلامت جسمی و روانی خود و کاهش فشارهای عصبی و مشکلات رفتاری خود که سب کودک آزاری می شود .
  7. تقویت روحیه کمک گرفتن هنگام برخورد با مشکلات و آشنایی با مراکز حمایتی ، امداد در مورد کودکان و خانواده ها.

بروشور سازمان یونیسف ایران با همکاری وزارت بهداشت ،درمان و آموزش پزشکی مرکز مدیرت بیماری ها اداره سلامت روان

 





دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

بیانیه

                بیانیه "جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان"به مناسبت روز جهانی کودک – 17 مهر 1387

17 مهر مصادف با 8 اکتبر روز جهانی کودک را در حالی برگزار می کنیم که در مقایسه با سالهای پیش نه تنها از رنجها و شدت تضییع حقوق کودکان در ایران و جهان کاسته نشده بلکه هر روز بر دامنه و عمق آن افزوده شده است.محرومیت کودکان از حق تحصیل ، محرومیت از حق بهداشت و سلامت ، محرومیت از غذا و مسکن مناسب ، محرومیت از شادی و تفریح ، محرومیت از امنیت روانی و اجتماعی و ... هر روز بیشتر و بیشتر شده است. میشود این لیست را ادامه داد ، می شود به کمک آمار و ارقام نمودار دنیای وحشتناکی که کودکان در آن زندگی می کنند را ترسیم کرد، می شود آن را روی سکه را ، انبوه ثروت های تولید شده را نیز نشان داد و طنز تلخ صحنه را دریافت. اما در این میان بعضی محرومیتها و محروم سازی ها چنان آشکارا و مستقیم بر هستی کودکان می تازند که باقی را در سایه قرار می دهند."حق حیات" طبیعی ترین و اساسی ترین حق کودکان است. اگر جنگها و نبرد دسته جات مسلح این حق طبیعی و اساسی را با خطر و تزلزل روبرو می کند، اعدام نقض مستقیم آن است.

در چند ماه اخیر تعدادی از کسانی که در سنین زیر 18 سال ، یعنی در سنین کودکی ، مرتکب "جرم" شده بودند، پس از تحمل چند سال زندان ، با رسیدن به سن 18 سالگی اعدام شدند.کودکان مجرم را ابتدا بزرگسال و سپس اعدام می کنند !!!

کودکان بزه کار و یا کودکانی که دست به قتل می زنند ، خود قربانیان شرایط اجتماعی هستند و نیاز به حمایت و توجه دارند. اولین قدم برای حمایت از آنها،حمایت از حق حیات آنهاست. بنابراین جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان، همه دوستداران و حامیان حقوق انسانی کودکان را فرا می خواند تا با تلاش مستمر و هماهنگ ضمن حمایت از کلیه حقوق کودکان موجب شوند تا قوانین حقوقی و قضایی موجود در جهت "حق حیات" و حفظ حرمت انسانی کودکان تغییر کند.

 

"روز جهانی کودک بر همه کودکان و فعالان حقوق کودک در سراسر جهان مبارک باد"

 





پنجشنبه دوم خرداد 1387

                                                                                                                                       
ali.jpg
32K View Download

 

علي مهين ترابي يكي از 74 كودك زير 18سال اعدامي

علي مهين ترابي نوجواني که در سن 16 سالگي و در طي نزاعي دسته جمعي در مدرسه متهم به قتل همکلاسي خود گشته بود و عليرغم رد اتهام توسط وي و نواقص پروند سرانجام ازسوي شعبه 33 دادگاه عمومي بررسي مجرمان نوجوان درکرج به مجازات اعدام محکوم شده است . پس از تائيد حکم در ديوان عالي کشور و بي نتيجه ماندن تلاش شوراي حل اختلاف ، پس از 5 سال تحمل زندان سرانجام اجراي حکم اعدام اين نوجوان به اجراي احکام زندان رجايي شهر کرج ابلاغ گرديد. هر چند سازمانهاي مدافع حقوق بشري ، اتحاديه اروپا و بالاخص سازمان عفو بين الملل در سال 2007 طي گزارشي مفصل از حکومت جمهوري اسلامي درخواست توقف حکم اعدام اين نوجوان را نموده بودند و عليرغم اينکه ايران کشوري است که عضو «پيمان بين المللي حقوق مدني و سياسي» و «آي. سي. سي .پي. آر» ، است و تعهد کرده است که مجرمين زير سن قانوني را اعدام نکند اما حکومت جمهوري اسلامي که بالاترين آمار اعدام کودکان را در دنيا دارست اکنون حکم اعدام اين نوجوان را در آستانه اجرا قرار داده است.مسلم است توقف حکم اعدام اين نوجوان تلاش بي دريغ مدافعان حقوق بشر و اصحاب رسانه اي را مي طلبد . همچنين در ذيل نامه اي از اين نوجوان اعدامي مورخه آذر ماه سال گذشته جهت تنوير افکار عمومي مي آيد :

پاييز گفت تا چند روز ديگر مي رود.

مامور زندان هم گفت قبل از رفتن پاييز تو هم مي روي .

با انگشت روزها را مي شمارم .

لحظه هاي مرموز به تندي مي گذرند.

لولوي شب مي آيد ، هر شب ...

تو هم مي بيني ؟

اينجا تاريک است .

بوي مدرسه از يادم رفته .

حالا من - علي مهين ترابي ، فرزند محمد رضا متولد سال 1365 - شاگرد درسخوان سال دوم هنرستان در ميان اين جمعيت نام ديگري هم دارم " اعدامي "!هيچ وقت زمستان را دوست نداشتم اما حالا که قرار است ديگر هيچ وقت روي خيابان هاي سفيد محله مان را نبينم دلم براي برف بازي حسابي تنگ مي شود.

جويباري از چشم هايم جاري مي شود.

مرگ لالايي مي خواند، صداي خاموشش را مي شنوم .

ضربه هاي قلبم يکي يکي خاموش مي شوند.

لحظه هاي غم انگيز زندگي ام از چهاردهمين روز بهمن سال 81 شروع شد.

در رشته کامپيوتر يک هنرستان غير انتفاعي درس مي خواندم.

شاگرد اول مدرسه بودم . به همين خاطر روياي شرکت در المپياد برايم در حال تحقق بود. اما...

ميلاد و مزدک همکلاسي هايم بودند . آن روز با هم درگير شدند . وقتي فهميدم درگير شده اند رفتم جدايشان کنم . دلم نمي خواست نمره انضباطشان کم شود.

وقتي يکي از بچه ها فرياد زد: مدير آمد بچه ها از هم جدا شدند.

شاگردها به صف وارد کلاس مي شدند.

مزدک فکر کرد به طرفداري از ميلاد وارد دعوا شده بودم . نمي دانست هيچ قصدي نداشته ام .

مزدک گفت : "زنگ آخر بايست کارت دارم ."

اهل دعوا نبودم ، همه اين را مي دانستند . دلم نمي خواست در موردم اين طوري فکر کند . به کلاس رفتم . مي خواستم با مزدک حرف بزنم و برايش بگويم که فقط مي خواستم آتش دعوا را بخوابانم اما مزدک قبل از اين که حرف هايم را بشنود از شدت عصبانيت به طرفم هجوم آورد. اما بچه هاي کلاس اورا گرفتند و بي نتيجه به کلاس خودم برگشتم .

زنگ آخر

آن روز در تمام زنگ ها دلم حسابي شور مي زد. بالاخره زنگ آخر خورد . زنگ آخري که بوي مرگ مي داد.مقابل دم در مدرسه مزدک را ديدم . ميلاد هم با من بود. همان موقع مزدک نزديک شد و درگيري رخ داد. خيلي از بچه هاي مدرسه دورمان بودند . عده اي مي خواستند جدايمان کنند . همهمه بدي بود . نفسم داشت بند مي آمد.حلقه دانش آموزان مدرسه لحظه به لحظه تنگ تر مي شد . طرفدارهاي من ، ميلاد و مزدک پخش شده بودند . وقتي ياد آن صحنه مي افتم قلبم از جا کنده مي شود . بچه ها از طرف فشارم مي دادند . به عقب کشيده شدم . فشار آن قدر زياد بود که چند قدم عقب تر رفتم . چاقو را از جيبم در آوردم . مي خواستم با نشان دادن چاقو آن ها را بترسانم . مزدک و ميلاد هنوز با هم درگير بودند . ميلاد از پشت سر اورا مورد ضرب و شتم قرارداده بود که ميلاد به طرفم آمد . آن لحظه نفهميدم چه اتفاق افتاد. ناظم آمد . چشم هايم داشت مي سوخت . فضا غبار آلود بود . مرثيه چشمانم تمامي نداشت . نفس نفس مي زدم که ناظم رسيد . با آمدن او بچه ها فراري شدند. بعضي ها مزدک را که به شدت عصباني بود کناري کشيدند . او داشت کاپشنش را درمي آورد و همچنان هم تهديد مي کرد. يک لحظه متوجه شدم پيراهنش خوني است . حالم خراب شد .دنيا دور سرم چرخيد . تمام توانم را در تارهاي صوتي ام حمع کردم و فرياد زدم کدام نامردي اورابا چاقو زده ؟انگاري همه کوچه ها به بن بست مي رسيدند.نزديکي هاي مدرسه فقط يک ماشين در حال حرکت بود . با التماس و گريه خواستم توقف کند .راننده وقتي ديد مزدک خوني است گفت به من ربطي ندارد. مي ترسيد گرفتار شود . گفت :" هر کي زده خودش هم ببردش بيمارستان ."دنيا دور سرم مي چرخيد. گفتم آقا تورا به جان بچه هايتان مارا ببريد . من نزده ام اما مزدک همکلاسي ام است شما اورا برسانيد خودم تا اخرش هستم .راننده ايستاد اما سوارمان نکرد. فکر مي کردم حالش خوب مي شود. سرانجام يکي از دبيرهاي مدرسه آمد و مزدک را به بيمارستان رساند. خودم به دفتر مدرسه رفتم .بچه ها ميلاد را هنگام فرار از صحنه جرم گرفته و به دفتر برده بودند.

پليس در مدرسه

دقايقي بعد مامورهاي پليس آمدند. به کلانتري منتقل شدم . تا به آن روز نمي دانستم کلانتري چه شکلي است . رنگ به صورت نداشتم . انگشت هايم مي لرزيد. دلم آرام نمي گرفت . انگار يخ زده بودم . افسر نگهبان گفت :" مزدک زنده است ." با شيندن اين حرف حالم بهتر شد . گفتم خدارا شکر چون خود مزدک به همه مي گويد که من در اين ماجرا تقصير نداشته ام .

دو روز بعد

ثانيه هاي وحشت به کندي مي گدشتند حقيقت تلخي در راه بود . من و زندان؟

اي کاش هيچ وقت در لحظه هاي مايوس کننده آن روزها اسير نشوي .

باورم نمي شد ، نه ! کابوس بود . بگو هنوز هم دارم کابوس مي بينم ...

بابا آمد . پشت در بازداشتگاه ايستاد. در چشم هايم زل زد . گفت :" بي آبرو ! انتظار هيچ حمايتي از من نداشته باش . آبروي چند ساله مارا به باد فنار دادي . لعنت ...!"مي خواستم فرياد بزنم . صداي بغض آلودم از ته گلو بيرون آمد . شرم داشتم در بازداشتگاه به چشمان بابا نگاه کنم. گفتم : " شما به ملاقات مزدک برويد خودش همه داستان را همان طور که بوده برايتان تعريف مي کند. مزدک به شما و همه آن آدم هاي بيرون مي گويد که من نزده ام .."بابا آه عميقي کشيد و رفت . عمق تلخي نگاهش هنوز جانم را مي سوزاند . بعد ازر فتن بابا به اداره آگاهي منتقل شدم و در آن جا آوار نا باوري بر سرم فروريخت .آه ! مزدک مرده بود.

بيچاره بابا اين را مي دانست به همين خاطر بدون حرفي فقط آه کشيد و رفت . رفت و تا بيست روز ديگر هم به ملاقاتم نيامد. با درخواست ديگران هم براي گرفتن وکيل مدافع مخالفت مي کرد.داشتم از درون مي سوختم . از همان روز ديگر چشم هايم به جز پنجره هاي بسته هيچ نمي ديد. آرام و قرار نداشتم ، تبسمي در لحظه هاي مبهم اين کابوس جا نمي گرفت . هنوز هم صدايي نيست ، جز مرگ ، اين را مي شنوي ؟من هيچ ضربه اي نزده بودم. اما انگا ر پشت شيشه هاي قطورترين پنجره زمان ايستاده بودم .خانواده مزدک خدابيامرز برخوردي انساني با من داشتند . بابا گفت :" فقط بگو غلط کردم . بگو اشتباه شده . تقاضاي عفو و بخشش کن." . اين ها آدم هاي خوبي هستند، داغ دارند اما تورا مي بخشند مي دانم ."

در دادگاه

بعداز سه جلسه دادگاه قاضي فقط مي پرسيد:" آيا سه ضربه را قبول داري ؟"من که فقط روي بدن مزدک خون ديده بودم مي گفتم نه ! ضربه اي نزده ام اما يک قسمت خون آلود روي بدنش ديدم ..قاضي مي گفت : پس يک ضربه را قبول داري ؟گيج بودم . اصلا ضربه اي نزده بودم اما بايد به کاري انجام نشده اعتراف مي کردم. بارها گفتم اصلا ضربه اي نزده ام و شايد در لحظه اي که اورا هل داده اند بر اثر ازدحام جمعيت او مورد اصابت کارد قرار گرفته است .

پاييز دارد مي رود . من هم دارم مي روم.

در شعبه تشخيص ديوان عالي ، لايحه دفاعيه وکيل مدافع ام رد شده و در اعاده دادرسي هم به آن توجهي نکردند.

پرونده ام براي تاييد نهايي به حوزه رياست قوه قضاييه رفت . در آن جا آيت الله شاهروردي دستور دادند :" با توجه به نظريه مشاورين محترم ، پرونده در يکي از هيات هاي حل اختلاف به صلح و سازش ختم شود."

حالا روزها مي گذرند . تا به حال اين قدر به مرگ نزديک نشده بودم ؟

زمان زيادي به اجراي حکم باقي نمانده . هنوز آرزوهايم را درست نقاشي نکرده بودم که توفان زد.

در هجوم وحشيانه اين خزان دل کسي به غنچه ها رحم نکرد. ميله هاي زندان را تا بحال ديده اي ؟

تا به امروز درگرداب غوطه خورده اي ؟ نفسم دارد بند مي آيد . پنج سال است که ثانيه ها را به انتظار رهايي مي شمارم .

صدايي در نيمه شب به گوشم مي رسد . وقتي لولوهاي وحشت مي آيند زمزمه اي آرام و نا خودآگاه به قلبم هشدار مي دهد که روزي بي گناهي ام به اثبات مي رسد . زمان زيادي باقي نمانده . برايم دست به دعا ببر . حالا تمام آروزيم اين است که مزدک به خواب مادرش بيايد و برايش از حقيقت آن روز و بي گناهي ام بگويد.

به انتظار زمستان مي نشينم .

اگر رها شوم براي پدر و مادر مزدک فرزندي مي کنم .

نجات ، نجات ، نجات.... حالا قبل از رفتن پاي چوبه دار اين واژه را با تمام وجود فرياد مي زنم . صدايم را مي شنوي ؟ جواني ام را مي بيني ؟

" به خدا من بي گناهم . به جواني ام رحم کنيد . همين ."

 

 





چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386

كسي،امروز را به كودكان كار تبريك نگفت

به مناسبت روز جهاني كارگر
كسي،امروز را به كودكان كار تبريك نگفت
 

محبوبه  حسين‌زاده‌

 

كسي، امروز را به آنان تبريك نمي‌گويد. كارگرند اما كودك، كارگرند در حالي كه طبق قانون، كار كودكان زير 15 سال غيرقانوني است و همين بهانه‌اي شده تا اين كودكان نه شامل هيچ قانوني شوند و نه از مزاياي تامين اجتماعي برخوردارشوند.

كودك‌اند وكارگر و حتي اگر چشمان‌مان را بر حضورشان ببنديم، باز هم صداي خسته‌شان از انتهاي كارگاه‌ها و خانه‌هاي تاريك به گوش مي‌رسد. به بهانه اين روز، پاي صحبت چندتن از اين كودكان نشستيم تا از كارشان بگويند و از آرزوهايشان.    

مختار، 12ساله است و به قول خودش، دارد مي‌رود به 13سالگي. كلاس پنجم ابتدايي است و چون وقتي براي شركت در كلا‌س‌هاي مدرسه ندارد، به صورت نيمه وقت در يك انجمن، سواد مي‌آموزد.مختار از كارش مي‌گويد:«از ساعت 2بعدازظهر تا 8 شب در يك مغازه خياطي كار مي‌كنم. براي شلوارهاي مردانه، زيگزاگ‌دوزي مي‌كنم و ماهي 60 هزار تومان حقوق مي‌گيرم، يعني هفته‌اي 15 هزار تومان

مختار در هر هفته، 10 هزار تومان ا زحقوقش را براي خرج خانه به پدرش مي‌دهد و هفته‌اي هم پنج هزار تومان نصيب خودش مي‌شود. مي‌گويد:«با اين پول براي خودم لباس و وسايل مدرسه مي‌خرم.»مختار از شش سالگي كار را شروع كرده است آن هم كار در مغازهء پرنده فروشي و بعد از آن بسته‌بندي لباس تا اين كه در سن يازده سالگي، كار خياطي را شروع كرده است.

از آرزوهايش مي‌پرسم. مي‌گويد:«پدرم در يك مغازه كار مي‌كند و بارهاي مشتريان را برايشان حمل مي‌كند. آرزو داشتم مغازهء، مال پدرم بود و مي‌توانستم سركار، روزي 10دقيقه استراحت كنم ولي حالا هرجاكه كار مي‌كنم، نمي‌گذارند استراحت كنم

مختار از آرزوهاي مادرش هم برايم مي‌گويد:«مادرم دوست دارد گلدوز شوم و اين هنر را به خانواده خودم ياد بدهم. مادرم ميگه انشاءالله وقتي داماد شدي، مي‌‌تواني اين هنر را به بچه‌ات هم ياد بدهي. ولي پدرم فقط ميگه صبح‌ها هم  كاركن و سركلاس درس نرو. شبها درس بخون

مختار اما آرزوهاي ديگري هم دارد. آرزو دارد تا وقتي كه زنده است، پدر و مادرش زنده باشند و با خود وي زندگي كنند.

مختار 13ساله مي‌خواهد در سن 20 سالگي ازدوداج كند، با يك زن خوب مسلمان و دو بچه هم داشته باشد كه حتما يكي دختر باشد. وقتي دليلش را مي‌پرسم، مي‌گويد:«چون اگر زنم مرد، دخترم مي‌تواند براي ما غذا درست كند و به كارهاي خانه برسد

روشنا، دختري است 12ساله و بسيار زيبا. روشنا براي دريافت روزي هزار تومان 40  كيلو قند خرد مي‌كند (مي‌شكند.) در برابر نگاه‌هاي متعجب من كه چطور مي‌تواند با دستان ظريف و كوچكش، اين كار را انجام دهد به شانه‌ها و كتف خود دست مي‌كشد و به آرامي مي‌گويد:«دست‌ها، شونه و كمرم هميشه درد مي‌گيره

پدر روشنا با يك چرخ باربري در بازار كار مي‌كند و روشنا همهء درآمدش را كامل به مادرش مي‌دهد. آرزوهاي روشنا اما آرزوهايي است نه براي خودش و مي‌گويد:«براي خودم پول نمي‌خواهم ولي چون مادرم، يك پسر دارد دوست دارم، خانواده‌‌ام اين قدر پول داشته باشند كه برادرم به راحتي درس بخواند و پدرم هم كار نكند، چون سنش خيلي بالا رفته است

روشنا، آرزوي ديگري نيز دارد:«آرزو دارم مادرم يك پسر ديگر هم داشته باشد، چون ما سه خواهر و يك برادر هستيم. مادرم مي‌گويد اگر يك پسر ديگر داشتم، نمي‌گذاشتم شما كار كنيد. تازه وقتي شما ازدواج كرديد، نمي‌خواهم سربار شما باشم

روشنا در حالي كه سرش را پايين انداخته، ادامه مي‌دهد:«براي خودم چيز زيادي نمي‌خواهم، فقط مي‌خوام كه هرچه معلمم ميگه درست و حسابي بفهمم ولي هيچ چيز در مخم فرو نمي‌ره. براي همين هم مي‌خواهم نقاش بشم

روشنا كه از كودكي كاركرده فقط وقتي خيلي خسته مي‌شود از كار بدش مي‌آيد. از او مي‌پرسم:«چه خواسته‌اي از مسوولان داري؟» و روشنا مي‌پرسد:«مسوول يعني پدر و مادر؟» در برابر نگاه‌هاي آرام روشنا و خستگي دستان كوچكش كه هيچ آرزويي هم براي خودش ندارد، چاره‌اي جز سكوت ندارم.

آرزو 15 ساله هم يكي ديگر از كودكان كار است. بسيار كوچك‌تر از سنش به نطر مي‌رسد. از 9 سالگي، كارش را با فروش تخم‌مرغ آب‌پز در خيابان‌هاي شوش و مولوي شروع كرده و بعد از آن آدامس فروشي و حالا هم در خانه به بسته‌بندي لباس و نصب مارك آن مشغول است.

آرزو از ساعت پنج بعدازظهر تا 12 شب در خانه به همين كار مشغول است و ماهي 50 هزارتومان هم درآمد دارد. از روزهايي مي‌پرسم كه آرزو در خيابان كار مي‌كرده مي‌گويد:«خاطره‌هاي بدي از آن روزها دارم. مجبور بودم در خيابان كار كنم ولي مردم كم آدامس مي‌خريدند و من خيلي ناراحت مي‌شدم و بعضي وقت‌ها هم مردم اذيتم مي‌كردند.» از آرزو مي‌پرسم چگونه از خود دفاع مي‌كرده، در حالي كه صورتش از شرم سرخ شده، سرش را پايين مي‌اندازد و مي‌‌گويد:«نمي‌توانستم كاري كنم چون از من بزرگ‌تر بودند و من فقط فحش مي‌دادم.»از آرزوهاي آينده‌اش مي‌پرسم، مي‌گويد:«دوست دارم اصلا كار نكنم و درس بخونم تا وقتي كه شوهر كنم. همش با خودم ميگم ايكاش من هم مثل بعضي از فاميل‌هايمان بيكار بودم و كار نمي‌كردم.»آرزو ادامه مي‌دهد: «خانواده‌ام، به زور مرا شوهر مي‌دهند و من هم نبايد حرفي بزنم ولي مي‌خوام شوهرم نه اين قدر پولدار باشه كه ديگران بگن شوهر فلاني پولداره و نه مثل خودمان باشد، فقير و بي‌پول و كم نيستند امثال مختار، روشنا، آرزو... و كسي امروز را به آنان تبريك نمي‌گويد





دوشنبه دهم اردیبهشت 1386

اول ماه می روز جهانی کارگر گرامی باد

             ***اول ماه می روز جهانی کارگر گرامی باد***

 

هنوز میلیونها کودک در سراسر جهان مورد شدیدترین اشکال استثمار و سو استفاده های دیگر قرار میگیرند.هنوز جسم و جان میلیونها کودک زیر فشار کاز فزسوده میشوند.فرصت کودکی کردن و رشد بهنجار در قفس کار از بسیلری از کودکان دریغ میشود.واین باید مایه شرمساری جامعه بشری باشد.

جمعیت تلاش برای جهانی شایسته کودکان ضمن تبریک روز جهانی کارگر از همه کارگران فعال و انسان دوست میخواهد که لغوه کار کودک را در فهرست خواستهای اساسی خود قرار دهند.

     

         روابط عمومی جمعیت تلاش برای جهانی شایسته کودکان 





   Resolution: 1024 * 768

حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد.

 
  ◄ دوست گرامی :

ما در راستای جهانی شایسته کودکان تلاش میکنم





  ◄ مطالب گذشته :




حتما از مطالب گذشته دیدن فرمایید.



  ◄ لینک دوستان :




  ◄ تالار گفتمان :



.:: برای دریافت کد تالار گفتمان اینجا کلیک کنید ::.