نابلس ـ مرکز اطلاع رسانی فلسطین
دفتر سازمان جهانی دفاع از حقوق کودک در فلسطین اعلام کرد که رژیم صهیونیستی علی رغم این که پیمان نامه های بسیاری را در منع شکنجه به امضا و تصویب رسانده است، ولی شیوه برخورد بازپرسان این رژیم چه ماموران دستگاه های امنیتی و چه نیروهای نظامی ارتش با مفاد این پیمان نامه ها کاملا تناقض دارد.
تغییرات به وجود آمده در روش و شیوه های بازپرسی دستگاه های امنیتی و متمرکز شدن این روش ها بر روی فشارهای روانی به جای فیزیکی با هدف رعایت مفاد این معاهده ها نیست بلکه هدف از آن پیشبرد بازرسی و رسیدن به اهداف شومی است که در جریان بازجویی دنبال می کنند. علاوه بر این آثاری که شکنجه های روانی به دنبال دارد به مراتب طولانی مدت تر و شدیدتر از فشارهای فیزیکی است.
شکنجه در قانون بین المللی
سازمان های مختلف مدافع حقوق بشر قوانین گوناگونی را در رابطه با موضوع شکنجه و برخوردها و مجازات های غیر انسانی که کرامت و عزت انسان را خدشه دار می کند، وضع کرده است.
در ماده 5 منشور جهانی حقوق بشر (1948) در رابطه با این مساله آمده است که به هیچ وجه نباید شخصی مورد شکنجه و مجازات های سنگین و غیر انسانی قرار گیرد و کرامت او خدشه دار شود.
همچنین در ماده 7 اساس نامه سازمان دفاع از حقوق شهروندی و سیاسی آمده است که نباید شخصی مورد شکنجه و مجازات های سنگین و غیر انسانی قرار گیرد ؛ به خصوص انجام هر گونه آزمایشات پزشکی بر روی یک فرد بدون رضایت شخصی اش اقدامی خلاف قانون محسوب می شود.
در ماده 37 پیمان نامه دفاع از حقوق کودک در مورد شکنجه کودکان آمده است هیچ کودکی نباید مورد شکنجه و مجازات های سنگین و غیرانسانی قرار گیرد. کودکی که عمرش از هجده سال کمتر است نبایست به خاطر انجام جرمی به اعدام و یا حبس ابد محکوم شود.
تعریف شکنجه
ماده نخست معاهده منع شکنجه و مجازات های سنگین و غیر انسانی تعریف جامعی از شکنجه به دست می دهد: بنا بر مفاد این معاهده، شکنجه عبارت است از هر عملی که درد شدید روانی و جسمی در پی داشته باشد و کسی و یا شخص ثالثی با هدف گرفتن اعتراف یا به دست آوردن اطلاعات از شخصی و یا مجازات او به خاطر کاری که مرتکب شده و یا مظنون به ارتکاب عملی است، انجام می دهد و یا با هدف ترساندن وی و مجبور ساختن او یا شخص ثالثی صورت می گیرد.
بر این اساس عملی شکنجه محسوب می شود که عاصر ذیل را دارا باشد:
باید فرد در پی آن دچار رنج و عذاب روحی یا جسمی شود.
این اقدام باید توسط یک کارمند رسمی همچون پلیس یا سرباز یا مسئول زندان انجام گردد.
این اقدام با هدف دستیابی به معلومات باشد.
رژیم صهیونیستی و شکنجه
علی رغم این که قوانین حقوق بشر و قوانین سازمان های بین المللی دفاع از حقوق بشر استفاده از شکنجه را در هر شرایطی خواه در زمان جنگ و خواه در زمان تهدید به جنگ ممنوع اعلام کرده اند ؛ اما رژیم صهیونیستی هنوز هم از شکنجه در برخورد با فلسطینیان به ویژه کودکان استفاده می کند.
در سال 1986 رژیم صهیونیستی معاهده منع شکنجه سازمان ملل متحد را امضا کرد و در سال 1991 آن را تصویب کرد. امضای این پیمان نامه به این معنا است که دولت امضا کننده، شکنجه را به عنوان یک راهکار مردود می داند و ضمنا خود را ملزم می کند که تدابیر قانونی و اداری و قضایی خاصی برای جلوگیری از شکنجه در هر منطقه ای که از نظر قضایی تحت حاکمیتش می باشد، بیندیشد. ماده (2 (1))
اما چیزی که ما امروز در رفتار صهیونیست ها با فلسطینیان شاهد آن هستیم، کاملا عکس مفاد این پیمان نامه ها می باشد و به نظر می رسد که این امر حاکی سیاست مستمر این رژیم در مخالفت با تمامی توافق نامه های بین المللی است. این رژیم به جای آنکه اقدامات قانونی و اداری هماهنگ با مفاد این توافق نامه ها انجام دهد به منظور زیر پا گذاشتن این قوانین به قرائتی متفاوت از آن می پردازد و مدعی می شود که رفتارش هیچ گونه منافاتی با این توافق نامه ها ندارد.
گذشته از این، رژیم صهیونیستی به منظور سر پوش نهادن بر این اقدامات نام های متفاوت بر آنها می دهد.
بر اساس ماده 19 معاهده منع شکنجه، دولت هایی که این معاهده را به امضا رسانده اند باید به طور سالانه از زمان امضای این توافق نامه گزارش خود در رابطه با افداماتی که به منظور اجرای تعهداتشان انجام داده اند، از طریق دبیر کل سازمان ملل متحد به این کمیته ارائه دهند.
در گزارش مقدماتی که این رژیم در دسامبر سال 1993 تقدیم کمیته معاهده منع شکنجه سازمان ملل متحد کرد، اعلام داشت که قوانین بازپرسی دولت عبری که فشار جسمی نه چندان شدید را مجاز می داند با مفاد این معاهده هیچ تناقضی ندارد و با آن همسو است.
به هر حال هر چه رژیم صهیونیستی تلاش کند که اقدامات غیرقانونی خود را قانونی جلوه دهد، اما قوانین مربوط به بازجویی و بازپرسی این رژیم که تا به حال جان شمار زیادی از فلسطینیان را گرفته است، با قوانین معاهده منع شکنجه کاملا تناقض دارد و شکنجه نه چندان شدید نیز در نوع خود شکنجه محسوب می شود.
گذشته از این شیوه، رژیم صهیونیستی شرایط استثنایی و فوق العاده مانند ضرورت دفاع را بهانه و دستاویز قرار می دهد و اعمال خود را توجیه می کند اما این شرایطی که رژیم صهیونیستی از آن به عنوان دستاویزی برای زیر پا گذاشتن قانون سود می برد بر اساس ماده 2 پیمان نامه منع شکنجه در هیچ شرایطی خواه جنگ باشد و خواه حالت آماده باش و ناآرامی یا هر حالت فوق العاده دیگری نباید با قوانین حقوق بشر و معاهده منع شکنجه تناقض دارد و نباید شرایط بهانه ای برای رعایت نکردن این قانون باشد.
همچنین در ماده 16 معاهده منع شکنجه آمده است:
تمامی دولت ها متعهد می شوند که در مناطق تحت حاکمیت قضایی خود از رخ دادن هر گونه امری از از جمله برخوردها و مجازات غیر انسانی که بر اساس ماده 1 این معاهده به حد شکنجه نمی رسد، جلوگیری کنند.
کودکان فلسطینی و مساله شکنجه
کودکان فلسطینی نیز از این تجربه تلخ شکنجه بی بهره نماندند و برخی از این کودکان در زمان های مختلف مورد شکنجه های گوناگون قرار گرفته اند.
این شکنجه ها که توسط نیروهای سازمان اطلاعات در مراکز بازجویی و یا توسط نیروهای نظامی این رژیم صورت می گیرد و از همان لحظه بازداشت کودک آغاز می گردد و تا لحظه آزادی ادامه می یابد در تناقضی آشکار با مفاد پیمان نامه مذکور و ماده 37 توافق نامه دفاع از حقوق کودک می باشد.
در حقیقت اجرای بیش تر قوانین سازمان دفاع از حقوق کودک در جامعه ای که شکنجه به عنوان اقدامی قانونی محسوب می شود، بسیار سخت و مشکل به نظر می آید ؛ چرا که اولویت در حفظ منافع کودک حمایت از او می باشد که از جمله این حمایت ها حفظ کودک در برابر شکنجه می باشد.
گزارش ها حاکی از آن است که 80% از کودکان بازداشت شده فلسطینی که در سال 2002 به اسارت در آمده، مورد شکنجه قرار گرفته اند. به عنوان نمونه ده کودک فلسطینی طی مصاحبه ای اظهار داشتند که مورد یکی از انواع شکنجه زیر قرار گرفته اند:
|
نوع شکنجه |
شمار افراد تحت شکنجه |
|
ضرب و شتم |
8 نفر |
|
از سقف آویزان کردن |
7 نفر |
|
دست بند زدن |
9 نفر |
|
چشم بند زدن |
8 نفر |
|
ممانعت از استراحت و آرامش |
6 نفر |
|
جلوگیری از استفاده از سرویس های بهداشتی |
5 نفر |
|
تهدید به خشونت |
10 نفر |
|
هتاکی و فحش دادن |
10 نفر |
|
در معرض حرارت های پایین قرار گرفتن |
6 نفر |
|
در معرض حرارت های بالا قرار گرفتن |
3 نفر |
|
استفاده از موسیقی های تند و زننده |
2 نفر |
شمار زیادی از کودکان فلسطینی بازداشت شده مدتی را در زندان ها و بازداشت گاه ها آن هم در شرایط نامناسب غذایی و بهداشتی به سر می برند و مورد انواع شکنجه قرار می گیرند. البته باید به مساله تهدید به تجاوز و تلاش برای به خدمت گرفتن آنها به عنوان جاسوس اشاره کرد. همچنین شمار زیادی از کودکان از همان لحظه نخست بازداشت در برابر والدینشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.
در ادامه دانستن این نکته ضروری است که شکنجه و یا هر گونه بی احترامی به حقوق بشر آثار دراز مدتی دارد چرا که هدف اساسی از آن به خطر انداختن سلامت جسمی و روانی افراد است. گذشته از این همه تاثیرات منفی فشارهای روانی شدیدتر طولانی مدت تر از فشارهای فیزیکی است.
پژوهش ها نشان می دهد برخی از کودکانی که به هر شکلی مورد شکنجه و اشکال مختلف آن قرار گرفته اند از آثار روانی از جمله کابوس دیدن و عدم توانایی در تمایز میان واقعیت و امور ذهنی رنج می برند.
ضمنا این پژوهش ها بیانگر این مساله هستند که کودکانی که در معرض شکنجه قرار گرفته اند احساس نگرانی و عدم امنیت می کنند و این مساله باعث خواهد شد که هر چیزی برایشان در دنیا ناامن جلوه کند.
شدت این پیامدها بستگی به یک سری عوامل دارد که از جمله آنها می توان به عمر کودک، مدت زمان شکنجه، نوع شکنجه، میزان وابستگی روحی کودک به خانواده و هم سالان و داستان پردازی هایی که ماموران دستگاه امنیتی درباره سرنوشت خانواده به کودک ارائه می دهند، دارد.
رژیم صهیونیستی و آغاز شکنجه
در سال 1987 یک کمیته رسمی به ریاست موشه لانداو رئیس پیشین دیوان عالی رژیم صهیونیستی تشکیل شد. این کمیته موظف شد که به بررسی و تحقیق در مورد شیوه های مختلف بازپرسی در دستگاه امنیتی این رژیم بپردازد. پس از گذشت چهار ماه این کمیته گزارشی را در این رابطه تنظیم کرد. این گزارش که از دو قسمت تشکیل می شد، قسمت نخست آن که به بررسی ماهیت فعالیت های دستگاه امنیتی پرداخته شده بود، منتشر شد، حال آنکه قسمت دوم این گزارش که در رابطه با شیوه های اعمال شکنجه منتشر نشد.
این کمیته در راستای این تحقیق با دو موضوع از جمله سوگند دادن بازپرسان دستگاه امنیتی در برابر دادگاه رو به رو بود.
از سال 1971 جلسات بسیاری به منظور بررسی میزان قابل پذیرش بودن اعترافاتی که در طی دوره های بازپرسی گرفته شده است تشکیل گردید. نام دادگاه در دادگاه به این جلسات اطلاق می شد.
کمیته مذکور اعلام کرد که نیروهای دستگاه های امنیتی در جلسات "دادگاه در دادگاه" دروغ می گویند و استفاده از هر گونه شیوه شکنجه در طی جلسات اعتراف را انکار می کنند. مراسم سوگند خوردن به منظور تایید صحت اعترافات در این جلسات تا سال 1986 ادامه یافت.
این کمیته همچنین به بخشنامه سازمان اطلاعات اشاره و اعلام کرد که این بخشنامه به ماموران این سازمان فرصت می دهد که هر گونه اقدام خود در استفاده از فشارهای فیزیکی را در هنگام اعتراف گرفتن تکذیب کنند و از سوی دیگر به آنها دروغ گویی را آموزش می دهد.
موضوع دوم که این کمیته با آن روبرو شد بحث در رابطه با شیوه های بازپرسی افرادی بود که متهم به انجام عملیات های جهادی بودند. این کمیته استفاده از فشارهای فیزیکی نه چندان شدید را مجاز می دانست و مساله ای که به خاطر آن سازمان اطلاعات را محکوم می کرد بحث شیوه های تحقیق نبود بلکه این کمیته هیچ گونه اعتراضی نسبت به استفاده از شکنجه نداشت و تنها در آن صدد بود که مانع از انکار استفاده از این شیوه ها شود.
این کمیته در توافقی که با سازمان اطلاعات داشت این نکته را پذیرفت که انجام بازپرسی بدون استفاده از شکنجه غیر ممکن به نظر می رسد و این مساله را به نام ضرورت و با نمونه های اخلاقی و قانونی توجیه می کند.
از راه های گریز قانونی که برای زیر پا گذاشتن قانون منع شکنجه ترتیب داده شده بود باید به ضرورت دفاع که ذکر آن در متن قانون جزایی رفته است اشاره کرد. ضرورت دفاع از خود و دیگران این فرصت را فراهم می آورد که فرد از زیر بار جرم ها و جنایت های خود شانه خالی کنند.
دلیلی که این کمیته برای مجاز بودن دولت در استفاده از این شیوه بازپرسی یاد می کند، آن است که دولت به مقابله به مثل می پردازد و این مسئولیت را به نمایندگان خود در دستگاه امنیتی می پردازد. مثال مشهوری که در این گونه مواقع به میان می آید مثال بمب ساعتی است، وقتی فردی یک بمب ساعتی را در مکانی شلوغ کار گذاشته است و هر لحظه امکان انفجار وجود دارد در این هنگام استفاده از فشارهای فیزیکی به منظور پی بردن به مکان بمب موجه محسوب می شود.
در همین راستا باید دانست اصول قانونی که ضرورت دفاع را مطرح می کند در قالب هایی اخلاقی ریخته می شود و مساله حمایت از حیات تبدیل به مساله ای می شود که عرصه را برای زیر پا گذاشتن ارزش ها فراهم می سازد.
چه میزان اعمال زور جایز است؟
این کمیته در این رابطه تاکید کرده است که نخست باید از فشارهای روانی برای این مقصود سود برد و هنگامی که این گونه فشارها کارایی خود را از دست می دهند استفاده از شیوه های شکنجه نه چندان شدید جایز می باشد.
در قسمت دوم این گزارش، کمیته مذکور دستور العمل هایی به منظور جلوگیری از شکنجه های جسمی و فشارهای شدید فیزیکی وضع کرده است. در این قسمت گزارش خواسته شده است که شیوه شکنجه متناسب با پیش بینی خطر احتمالی آن باشد.
بر گرفته شده از سایت سازمان جهانی دفاع از حقوق کودک