تبليغاتX
>>> دفاع از جهانی شایسته کودکان
 
  دفاع از جهانی شایسته کودکان  
Send Your Comments or Suggestions to me... Just Click here.

 

  ◄ منوی اصلی :
 

صفحه اصلی

بخش کدهای جاوا

بخش هک

پست الکترونيک

ارتباط با مدیر
 


  ◄ لوگوی وبلاگ :
 

:: L O G O ::

 


  ◄ آمارگير :

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



  ◄ پخش آهنگ :




 

  ◄ آرشيو وبلاگ :


مهر 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

مهر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

خرداد 1385

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384




  ◄ طراح قالب :


:: Fanoose Khial فانوس خيال ::
Fanoose Khial

convert to blogfa by :
Mahdi Karimi


 

یکشنبه سیزدهم آذر 1384

N.G.O پاسگاه نعمت آباد

 
images/20051126/boy.jpg
 
غصه تنها چيزي است که خوردنش آدم را چاق نمي کند. بچه ها همه لاغر بودند، اما اگر غصه سير هم مي کرد، آن وقت بچه ها همه سير مي شدند و لازم نبود شيشه ماشين پاک کنند، گل بفروشند، وزن غريبه ها را روي ترازو بخوانند، واکسي شوند يا گدايي کنند.
شايد اگر گذرم به حوالي پاسگاه نعمت آباد سابق يا به قول محلي ها «عبدل » نيفتاده بود، يا خانه هاي سيماني کدر و درهم فرورفته کوچک را در راه نديده بودم و فقط فهرست حضور و غيابشان را مي خواندم ، خيال مي کردم سارا و شکيبا، سونيا و نازي يا امير و ارژنگ همه بچه هاي بالا شهري اند.
در عبدل سهم بچه ها از خوشبختي اسم هاي شيک و دهان پرکن بود. مدرسه اما اسم نداشت. تابلويي روي سردرش نزده بودند و به همين خاطر تاريکي راهروي نمور با کاشي هاي کوچک سفيد و پيرزني افغاني که چمباتمه زده بود روي زمين و زمزمه مي کرد در بدو ورود، مرا به شک انداخته بود که شايد آنجا حمام عمومي باشد و دختري که دست مرا پي خودش مي کشيد به هواي شيطنتي کودکانه اصرار دارد باور کنم راهروي تاريک و پرهمهمه به مدرسه مي رسد.
بعدتر فهميدم مدرسه از پشت در زنگ زده و کرم رنگ شروع شده بود چون راهرو در واقع کلاس اول بود که هر روز چند ده بچه آنجا زيرنور لامپي کم نور مي نشستند و الفبا مي نوشتند. دختر دستم را هنوز پي خودش مي کشيد.
«اسمت چيه؟» اسمش «شبانه» بود، ولي روي همه صفحه هاي دفتر مشقش يک دندانه کم داشت. مدرسه خانه اي قديمي بود با سه اتاق و يک راهرو که هيچکدام از اتاقها قفل نداشت با 200دانش آموز افغاني و ايراني که هر کدام روزي 2ساعت سرکلاس مي آمدند و بعد مي رفتند پي کار.
کلاس اول گوشه راهرو بود، جايي در باريکي راهرو، ديوار پس رفته بود و در چهار گوش کوچکي نيمکت هاي کهنه و شکسته پشت سر هم چيده شده بودند. بچه ها روي نيمکت ها ايستاده بودند.
از نيمکتي به نيمکت ديگر مي پريدند، دست مي زدند و شعر مي خواندند. «معلم کلاس اول فعلا نداريم.» يکي از اعضاي NGO گفت : نهضت سوادآموزي قرار بوده است همکاري کند، اما وقتي معلوم شده 60درصد بچه ها افغاني اند و 40درصد کودکان کار ايراني ، قبول نکرده است. سايه سياه يکي از بچه ها روي ديوار کلاس اول ، زير نور چرک چراغ ، دور خودش مي چرخيد و مي خواند.

هانيه کفش نداشت
در عبدل هيچ افغاني احساس غربت نمي کند چون اغلب نعمت آبادنشين ها، چشمهاي کشيده و پوست مهتابي دارند و به دري يا اردو با هم گپ مي زنند.
وقتي زمزمه بازگشت افغان ها امسال هم براي چندمين بار بيگانه هاي خرابه نشين را دل نگران کرد، قرار شد مدارس ايران نام نويسي از دانش آموزان افغاني را متوقف کنند تا به اين ترتيب خانواده هاي افغاني به ترک کشور ترغيب شوند، اما بخشنامه اي که در 25 شهريور ماه سال 84به آموزش و پرورش منطقه 19ابلاغ شد، مديران و مسوولان منطقه را مجبور کرد مثل سالهاي گذشته، مهاجران مهمان را بپذيرند.
ثبت نام از کودکان افغاني در منطقه 19، خانواده هاي افغان را بيش از پيش به نعمت آباد کشاند و به اين ترتيب تعادل معيشتي و اسکان در اين ناحيه به هم خورد؛ اما با تکميل شدن ظرفيت مدارس دولتي، افغان ها باز هم پشت درهاي بسته مدارس صف کشيدند و اگر خانه سه اتاقي قديمي در کوچه مرحمتي نبود، لابد بي مدرسه مي ماندند.
ميربهاري ، رئيس تشکل مردمي حمايت از کودکان کار و خيابان مي گفت: «بچه ها اگر کارت تردد داشته باشند در مدارس دولتي ثبت نام مي شوند، اما مگر چند افغاني کارت تردد دارند؟» هر مدرسه اي يک نقشه جغرافي دارد. جاي نقشه جغرافي روي ديوارهاي تاول زده مدرسه بي اسم کوچه مرحمتي خالي بود. اما همه پسرها و دخترهاي افغان مي دانستند مرز يعني چه.
مرز يک خط باريک نقطه چين است بين دو کشور که وقتي آواره باشي مي تواني بدون کارت تردد، پايت را از يک طرف آن بگذاري طرف ديگر و به قول خودشان «قاچاقي» به کشور همسايه بيايي. اين جور وقتها افغان ها کارت تردد ندارند. بچه ها هم بي شناسنامه مي مانند. شناسنامه اصلا لازم نيست.
چون مشخصات بچه ها چندان با هم فرق ندارد. اسم؟ اسمشان را يادشان نمي رود. فاميل؟ فاميلي شان چه اهميتي دارد؟ سال تولد؟ سال تولدشان را کسي نمي داند. روزش هم مهم نيست.
چه فرقي مي کند بهار بوده است يا پاييز. محل تولد؟ يکي از خانه هاي عشيره اي عبدل يا زير سقف نايلوني يک چهار ديواري نيمه کاره کنار برجي در حال ساخت. مي ماند کسب و کار آينده که شايد داشتن شناسنامه در آن دخيل شود. آينده اما پيداست.
قرار نيست بچه ها بيشتر از کارگر شوند. «مشکل فقط نداشتن کارت تردد نيست. بعضي ها کارت تردد دارند اما جرات تمديد کردن ندارند. خيال مي کنند قضيه تمديد، نقشه است که دستگيرشان کنند و برشان گردانند افغانستان.»
هانيه 6ساله بود. خم شد. گردن باريکش را از شکستگي شيشه در دفتر رد کرد. تيغه تيز شيشه مماس شد با رگ آبي زير پوست مهتابي گردنش. چشم گرداند توي اتاق. گفت : «ببين چه کارها بلدم!» هانيه کفش نداشت. پا برهنه مدرسه آمده بود.

ايراني ها چرا؟!
اگر بچه هاي افغاني براي با سواد شدن به مدرسه اي مخروبه در جنوب غرب تهران پناه بياورند، مي شود آن را به مهاجر بودنشان نسبت داد، اما بچه هاي ايراني که بين افغان ها روي نيمکت هاي کهنه نشسته بودند يا در حياط مي دويدند، مهاجر نبودند!
مسوولان آموزش و پرورش منطقه 19از وجود مدرسه بي نام کوچه مرحمتي بي خبر بودند و بچه هاي ايراني هم سهمي از آموزش و بهداشت رايگان نداشتند. ميربهاري مي گفت: «مدير و معلم هيچ مدرسه دولتي نمي پذيرند دانش آموزشان روزي 2ساعت سرکلاس باشد و بعد برود سرکارش از اينها گذشته خانواده ها مي گويند مدارس براي ثبت نام از بچه هاي ايراني هم پول مي گيرند و خانواده 7نفره اي که درماه 60 70هزارتومان درآمد دارد، نمي تواند براي ثبت نام 10هزار تومان بپردازد!»
خيلي از بچه ها اگر هزينه ثبت نام را هم داشته باشند يا حتي اگر مدارس پولي از آنها نخواهند، لوازم التحرير و لباس مناسبي براي حضور در کلاس ندارند.
بچه ها با ابزار کارشان سر کلاس آمده بودند. لنگهاي نخي چرکي که شيشه ماشين ها را برق مي انداختند، ظرف واکس ، فرچه ، برگه هاي سبز و قرمز فال ، سوزن ، انگشت دانه و کاسه هاي مسي کوچک. کسي کيف نداشت. کار و کتاب بچه ها در کيسه هاي نايلوني سياه خلاصه مي شد. بوي باران مي آمد، اما آسمان خيال باريدن نداشت.
نفس بچه ها تو هوا خاکستري مي شد. باد سردي مي آمد. اتاقها هنوز بخاري نداشتند. بچه ها رج زده بودند دور حياط به تماشاي امير. 10ساله بود، با سر تراشيده و پوست سبزه. روي عرق گير تنگ سفيدش عکس بستني بود که از لب جامي شيشه اي سرريز کرده بود. صندلهاي بزرگ زنانه اش وقتي اين طرف و آن طرف مي دويد لخ لخ مي کرد. کف دستهايش را چسباند به زمين.
پاهايش را از هم باز کرد به قول خودش «180درجه». «آبجي عکس نمي گيري؟ از ما هم عکس بگير ديگه!» امير پدر نداشت. چشمهاي درشت و سياهش مي گفت ايراني است. به صندلهايش نگاه مي کردم که يکي از معلمها گفت شاگرد کفاش است. اين بار دويد و به ديوار لگد زد.
گفت : «عکس بگير ديگه آبجي!» چشمم افتاد به يک لنگه از صندلها که چند متر دورتر از امير روي زمين جا مانده بود. پيش تر وکيلي گفته بود بچه هاي کار وقتي از آموزش محروم شوند، در بزرگسالي نيروهايي خواهند بود که هيچ تخصصي جز خلافکاري براي گذران زندگي ندارند.
خانم وکيل گفته بود بچه هاي کار و خيابان مجرمان بالقوه اند، اما دکتر غلامرضا عليزاده ، جامعه شناس مي گويد: «هيچ کودکي بالقوه مجرم نيست. آدمها فقط آيينه هايي هستند که تصاوير جامعه را بازتاب مي دهند و بچه هاي محروم از تحصيل که با 16يا 17 ساعت کار در خيابان خشم و خشونت را از نزديک لمس مي کنند ممکن است به واسطه عوامل محيطي روزي مجرم شوند.
بچه ها اگر به جز خشم و خشونت چيزي ياد نگيرند، بيش از اين به کسي ياد نمي دهند.»
بچه ها با پذيرفته نشدنشان در مدارس دولتي کنار آمده بودند، کسي سوالي نمي کرد. مدرسه بي نام و نشان کوچه مرحمتي ، مقاطع بالاتر از ابتدايي را نداشت.
بچه ها اگر دلشان مي خواست ادامه تحصيل دهند، مجبور بودند در مدارس آبرومند دولتي امتحان تعيين سطح دهند، اما روزي دو ساعت درس خواندن با امتحان تعيين سطحي که آموزش و پرورش گذاشته است جور درنمي آيد. بچه ها انگار قصد نداشتند بيشتر بدانند.

سرخ و سياه زير نور
جاي خالي دندان هايش مي گفت 7ساله است ، اما جثه اش به بچه هاي 5ساله مي مانست و با اين حال آستين هاي بافتني قرمز و کهنه اي که به تن داشت نرسيده به مچ دستش تمام مي شد. دمپايي هاي سبز پوشيده بود، رنگ پروانه کوچک روي موهايش. «اسمت چيه؟» جوابم را نداد. خنديد.
«چند سالته؟» باز هم جواب نداد. باز هم خنديد. اشاره کرد به ضبط صوت. گفت: «از من عکس مي گيري؟» گفتم «اين ضبط صوته! عکس نمي گيره که! پدرت چه کاره است؟»
همکلاسي اش دويد ميان حرفم «باباش بيکاره ، باباي من هم بيکاره.» دختر بازگفت : «عکس نمي گيري؟» با بغض گفت که زانو زدم و ضبطصوت را نگه داشتم جلوي چشمم. او ايستاد مقابلم. دستش را گذاشت زير چانه اش. نگاه کرد به آسمان که سربي بود. يکي از دگمه هاي ضبط را فشار دادم.
گفتم : «عکس گرفتم ، ولي نگفتي اسمت چيه.» خنديد. دويد و بين بچه ها گم شد. انجمن هاي حمايت از حقوق کودکان زيادند. انجمن حمايت از کودکان کار، انجمن حمايت از کودکان کار و خيابان ، انجمن حمايت از حقوق کودکان کار و خيابان و... دکتر هادي معتمدي ، رئيس دفتر آسيبهاي اجتماعي سازمان بهزيستي معتقد است هر انجمني که در زمينه حمايت از حقوق کودکان فعاليت مي کند، موظف است پس از دريافت مجوز از وزارت کشور، از بهزيستي هم مجوز بگيرد و بهزيستي قادر است از انجمن هايي که چنين مجوزي ندارند شکايت کند، اما کارشناسان سازمان بهزيستي هم از فعاليت NGO هاي کوچک و بزرگ در مناطق مختلف شهر و البته مدرسه بي اسم کوچه مرحمتي بي خبر بودند.
طبق اساسنامه تشکلهاي غيردولتي و موسسات خيريه ، انجمن ها براي دريافت وام از سازمان بهزيستي موظفند نامشان را ثبت کنند و از اين سازمان هم مجوز بگيرند، اما وامهاي 4تا 7ميليوني که بهزيستي بدون ملزم کردن انجمن ها به دريافت مجوز و حتي ثبت نامشان در 26و 27اسفند ماه سال 82و 83به آنها داده بود نشان مي داد سازمان چندان هم مايل به دانستن نام همه NGOها و نظارت بر عملکردشان نيست.
معتمدي مي گويد: پيدا کردن NGO هاي مختلف از وظايف نيروي انتظامي است ، البته اگر تخلفي گزارش شود يا اگر کسي شکايتي داشته باشد يا نيروي انتظامي تخلفي را مشاهده کند يا... حرفهاي دکتر معتمدي شايد به اين معناست که احتمالا نيروي انتظامي بايد مدرسه هاي بي نام و نشان را هم در منطقه شناسايي کند. يادم افتاد در عبدل وقت آمدن از سر خياباني که کوچه مرحمتي يکي از انشعاباتش بود تا انتهاي آن 5پيشنهاد خريد مواد مخدر شنيده بودم.
غريبه هاي تيره پوشي که با شتاب مي گذشتند و زير لب مي گفتند: «مشتري هستي؟» اين سوال اول بود و اگر مشتري بودي قصه ادامه داشت. آبکي يعني الکل! پنير يعني هروئين! در نعمت آباد هر کلمه معناي ديگري پيدا مي کرد و اگر نيروي انتظامي قصد گشت زدن داشت ، شايد اهميت جمع آوري تزريقي هايي که تو خانه خرابه نزديک مدرسه مواد تزريق مي کردند و بين زمين و آسمان معلق بودند، از پيدا کردن مدرسه هاي بي نام و نشان و تشکلهاي بي مجوز بيشتر بود.
«اگر مدرسه مان را ببندند ما کجا بريم؟ چه کار کنيم؟» اين را جواد پرسيد. نفسهايش بوي گرسنگي مي داد، ولي خودش مي گفت سير است. مي خواست پليس شود و دستبندش را وصل کند به کمربندش.
نمي دانم چرا خيال کردم دستبندي که جواد از آن حرف مي زند، شايد بعدها دور مچ دستهايش باشد. به جواد نگفتم اما اگر مدرسه را ببندند مگر چه اتفاقي مي افتد؟ بچه ها مثل هر روز آفتاب نزده تو خيابان ها ولو مي شوند.
چيزي تغيير نمي کند جز اين که همگي 2ساعت بيشتر کار مي کنند. آموزش و پرورش باز هم مثل قبل آنها را نمي پذيرد. به چشم بهزيستي نمي آيند. وزارت بهداشت فکري به حال سرفه ها، زخمهاي پوستي يا شپش هاي سرشان نمي کند. فقط شايد به واسطه 2ساعت بيشتر در خيابان بودنشان نيروي انتظامي را هم بيشتر ملاقات کنند.
بچه ها زمستان ها پليس ها را بيشتر مي بينند، وقتي تن يخ زده کارتن خوابها زير نور گردان ماشين پليس سرخ و سياه مي شود يا وقتي تزريقي ها توي خانه خرابه کنار مدرسه مي ميرند، پليس ها مي آيند و جواد و بقيه بچه ها با آنها حرف مي زنند.
جواد باز گفت : «اگر مدرسه مان را ببندند، ما کجا بريم؟ چه کار کنيم؟»

مريم يوشي زاده




شنبه پنجم آذر 1384

سازمان جهانی دفاع از حقوق کودک: رژیم صهیونیستی به شدت کودکان اسیر فلسطینی را شکنجه می کند

 

 نابلس ـ مرکز اطلاع رسانی فلسطین

دفتر سازمان جهانی دفاع از حقوق کودک در فلسطین اعلام کرد که رژیم صهیونیستی علی رغم این که پیمان نامه های بسیاری را در منع شکنجه به امضا و تصویب رسانده است، ولی شیوه برخورد بازپرسان این رژیم چه ماموران دستگاه های امنیتی و چه نیروهای نظامی  ارتش با مفاد این پیمان نامه ها کاملا تناقض دارد.

تغییرات به وجود آمده در روش و شیوه های بازپرسی دستگاه های امنیتی و متمرکز شدن این روش ها بر روی فشارهای روانی به جای فیزیکی با هدف رعایت مفاد این معاهده ها نیست بلکه هدف از آن پیشبرد بازرسی و رسیدن به اهداف شومی است که در جریان بازجویی دنبال می کنند. علاوه بر این آثاری که شکنجه های روانی به دنبال دارد به مراتب طولانی مدت تر و شدیدتر از فشارهای فیزیکی است.

شکنجه در قانون بین المللی

سازمان های مختلف مدافع حقوق بشر قوانین گوناگونی را  در رابطه با موضوع شکنجه و برخوردها و مجازات های غیر انسانی که کرامت و عزت انسان را خدشه دار می کند، وضع کرده است.

در ماده 5 منشور جهانی حقوق بشر (1948) در رابطه با این مساله آمده است که به هیچ وجه نباید شخصی مورد شکنجه و مجازات های سنگین و غیر انسانی قرار گیرد و کرامت او خدشه دار شود.

همچنین در ماده 7 اساس نامه سازمان دفاع از حقوق شهروندی و سیاسی آمده است که نباید شخصی مورد شکنجه و مجازات های سنگین و غیر انسانی قرار گیرد ؛ به خصوص انجام هر گونه آزمایشات پزشکی بر روی یک فرد بدون رضایت شخصی اش اقدامی خلاف قانون محسوب می شود.

در ماده 37 پیمان نامه دفاع از حقوق کودک در مورد شکنجه کودکان آمده است هیچ کودکی نباید مورد شکنجه و مجازات های سنگین و غیرانسانی قرار گیرد. کودکی که عمرش از هجده سال کمتر است نبایست به خاطر انجام جرمی به اعدام و یا حبس ابد محکوم شود.

تعریف شکنجه

ماده نخست معاهده منع شکنجه و مجازات های سنگین و غیر انسانی تعریف جامعی از شکنجه به دست می دهد: بنا بر مفاد این معاهده، شکنجه عبارت است از هر عملی که درد شدید روانی و جسمی در پی داشته باشد و کسی و یا شخص ثالثی با هدف گرفتن اعتراف یا به دست آوردن اطلاعات از شخصی و یا مجازات او به خاطر کاری که مرتکب شده و یا مظنون به ارتکاب عملی است، انجام می دهد و یا با هدف ترساندن وی و مجبور ساختن او یا شخص ثالثی صورت می گیرد.

بر این اساس عملی شکنجه محسوب می شود که عاصر ذیل را دارا باشد:

باید فرد در پی آن دچار رنج و عذاب روحی یا جسمی شود.

این اقدام باید توسط یک کارمند رسمی همچون پلیس یا سرباز یا مسئول زندان انجام گردد.

این اقدام با هدف دستیابی به معلومات باشد.

رژیم صهیونیستی و شکنجه

علی رغم این که قوانین حقوق بشر و قوانین سازمان های بین المللی دفاع از حقوق بشر استفاده از شکنجه را در هر شرایطی خواه در زمان جنگ و خواه در زمان تهدید به جنگ ممنوع اعلام کرده اند ؛ اما رژیم صهیونیستی هنوز هم از شکنجه در برخورد با فلسطینیان به ویژه کودکان استفاده می کند.

در سال 1986 رژیم صهیونیستی معاهده منع شکنجه سازمان ملل متحد را امضا کرد و در سال 1991 آن را تصویب کرد. امضای این پیمان نامه به این معنا است که دولت امضا کننده، شکنجه را به عنوان یک راهکار مردود می داند و ضمنا خود را ملزم می کند که تدابیر قانونی و اداری و قضایی خاصی برای جلوگیری از شکنجه در هر منطقه ای که از نظر قضایی تحت حاکمیتش می باشد، بیندیشد. ماده (2 (1))

اما چیزی که ما امروز در رفتار صهیونیست ها با فلسطینیان شاهد آن هستیم، کاملا عکس مفاد این پیمان نامه ها می باشد و به نظر می رسد که این امر حاکی سیاست مستمر این رژیم در مخالفت با  تمامی توافق نامه های بین المللی است. این رژیم به جای آنکه اقدامات قانونی و اداری هماهنگ با مفاد این توافق نامه ها انجام دهد به منظور زیر پا گذاشتن این قوانین به قرائتی متفاوت از آن می پردازد و مدعی می شود که رفتارش هیچ گونه منافاتی با این توافق نامه ها ندارد.

گذشته از این، رژیم صهیونیستی به منظور سر پوش نهادن بر این اقدامات نام های متفاوت بر آنها می دهد.

بر اساس ماده 19 معاهده منع شکنجه، دولت هایی که این معاهده  را به امضا رسانده اند باید به طور سالانه از زمان امضای این توافق نامه گزارش خود در رابطه با افداماتی که به منظور اجرای تعهداتشان انجام داده اند، از طریق دبیر کل سازمان ملل متحد به این کمیته ارائه دهند.

در گزارش مقدماتی که این رژیم در دسامبر سال 1993 تقدیم کمیته معاهده منع شکنجه سازمان ملل متحد کرد، اعلام داشت که قوانین بازپرسی دولت عبری که فشار جسمی نه چندان شدید را مجاز می داند با مفاد این معاهده هیچ تناقضی ندارد و با آن همسو است.

به هر حال هر چه رژیم صهیونیستی تلاش کند که اقدامات غیرقانونی خود را قانونی جلوه دهد، اما قوانین مربوط به بازجویی و بازپرسی این رژیم که تا به حال جان شمار زیادی از فلسطینیان را گرفته  است، با قوانین معاهده منع شکنجه کاملا تناقض دارد و شکنجه نه چندان شدید نیز در نوع خود شکنجه محسوب می شود.

گذشته از این شیوه، رژیم صهیونیستی شرایط استثنایی و فوق العاده مانند ضرورت دفاع را بهانه و دستاویز قرار می دهد و اعمال خود را توجیه می کند اما این شرایطی که رژیم صهیونیستی از آن به عنوان دستاویزی برای زیر پا گذاشتن قانون سود می برد بر اساس ماده 2 پیمان نامه منع شکنجه در هیچ شرایطی خواه جنگ باشد و خواه حالت آماده باش و ناآرامی یا هر حالت فوق العاده دیگری نباید با قوانین حقوق بشر و معاهده منع شکنجه تناقض دارد و نباید شرایط بهانه ای برای رعایت نکردن این قانون باشد.

همچنین در ماده 16 معاهده منع شکنجه آمده است:

تمامی دولت ها متعهد می شوند که در مناطق تحت حاکمیت قضایی خود از رخ دادن هر گونه امری از از جمله برخوردها و مجازات غیر انسانی که بر اساس ماده 1 این معاهده به حد شکنجه نمی رسد، جلوگیری کنند.

کودکان فلسطینی و مساله شکنجه

کودکان فلسطینی نیز از این تجربه تلخ شکنجه بی بهره نماندند و برخی از این کودکان در زمان های مختلف مورد شکنجه های گوناگون قرار گرفته اند.

این شکنجه ها که توسط نیروهای سازمان اطلاعات در مراکز بازجویی و یا توسط نیروهای نظامی این رژیم صورت می گیرد و از همان لحظه بازداشت کودک آغاز می گردد و تا لحظه آزادی ادامه می یابد در تناقضی آشکار با مفاد پیمان نامه مذکور و ماده 37 توافق نامه دفاع از حقوق کودک می باشد.

در حقیقت اجرای بیش تر قوانین سازمان دفاع از حقوق کودک در جامعه ای که شکنجه به عنوان اقدامی قانونی محسوب می شود، بسیار سخت و مشکل به نظر می آید ؛ چرا که اولویت در حفظ منافع کودک حمایت از او می باشد که از جمله این حمایت ها حفظ کودک در برابر شکنجه می باشد.

گزارش ها حاکی از آن است که 80% از کودکان بازداشت شده فلسطینی که در سال 2002 به اسارت در آمده، مورد شکنجه قرار گرفته اند. به عنوان نمونه ده کودک فلسطینی طی مصاحبه ای اظهار داشتند که مورد یکی از انواع شکنجه زیر قرار گرفته اند:

 

نوع شکنجه

شمار افراد تحت شکنجه

ضرب و شتم

8 نفر

از سقف آویزان کردن

7 نفر

دست بند زدن

9 نفر

چشم بند زدن

8 نفر

ممانعت از استراحت و آرامش

6 نفر

جلوگیری از استفاده از سرویس های بهداشتی

5 نفر

تهدید به خشونت

10 نفر

هتاکی و فحش دادن

10 نفر

در معرض حرارت های پایین قرار گرفتن

6 نفر

در معرض حرارت های بالا قرار گرفتن

3 نفر

استفاده از موسیقی های تند و زننده

2 نفر

   

شمار زیادی از کودکان فلسطینی بازداشت شده مدتی را در زندان ها و بازداشت گاه ها آن هم در شرایط نامناسب غذایی و بهداشتی به سر می برند و مورد انواع شکنجه قرار می گیرند. البته باید به مساله تهدید به تجاوز و تلاش برای به خدمت گرفتن آنها به عنوان جاسوس اشاره کرد. همچنین شمار زیادی از کودکان از همان لحظه نخست بازداشت در برابر والدینشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.

در ادامه دانستن این نکته ضروری است که شکنجه و یا هر گونه بی احترامی به حقوق بشر آثار دراز مدتی دارد چرا که هدف اساسی از آن به خطر انداختن سلامت جسمی و روانی افراد است. گذشته از این همه تاثیرات منفی فشارهای روانی شدیدتر طولانی مدت تر از فشارهای فیزیکی است.

پژوهش ها نشان می دهد برخی از کودکانی که به هر شکلی مورد شکنجه و اشکال مختلف آن قرار گرفته اند از آثار روانی از جمله کابوس دیدن و عدم توانایی در تمایز میان واقعیت و امور ذهنی رنج می برند.

ضمنا این پژوهش ها بیانگر این مساله هستند که کودکانی که در معرض شکنجه قرار گرفته اند احساس نگرانی و عدم امنیت می کنند و این مساله باعث خواهد شد که هر چیزی برایشان در دنیا ناامن جلوه کند.

شدت این پیامدها بستگی به یک سری عوامل دارد که از جمله آنها می توان به عمر کودک، مدت زمان شکنجه، نوع شکنجه، میزان وابستگی روحی کودک به خانواده و هم سالان و داستان پردازی هایی که ماموران دستگاه امنیتی درباره سرنوشت خانواده به کودک ارائه می دهند، دارد.

رژیم صهیونیستی و آغاز شکنجه

در سال 1987 یک کمیته رسمی به ریاست موشه لانداو رئیس پیشین دیوان عالی رژیم صهیونیستی تشکیل شد. این کمیته موظف شد که به بررسی و تحقیق در مورد شیوه های مختلف بازپرسی در دستگاه امنیتی این رژیم بپردازد. پس از گذشت چهار ماه این کمیته گزارشی را در این رابطه تنظیم کرد. این گزارش که از دو قسمت تشکیل می شد، قسمت نخست آن که به بررسی ماهیت فعالیت های دستگاه امنیتی پرداخته شده بود، منتشر شد، حال آنکه قسمت دوم این گزارش که در رابطه با شیوه های اعمال شکنجه منتشر نشد.

این کمیته در راستای این تحقیق با دو موضوع از جمله سوگند دادن بازپرسان دستگاه امنیتی در برابر دادگاه رو به رو بود.

از سال 1971 جلسات بسیاری به منظور بررسی میزان قابل پذیرش بودن اعترافاتی که در طی دوره های بازپرسی گرفته شده است تشکیل گردید. نام دادگاه در دادگاه به این جلسات اطلاق می شد.

کمیته مذکور اعلام کرد که نیروهای دستگاه های امنیتی در جلسات "دادگاه در دادگاه" دروغ می گویند و استفاده از هر گونه شیوه شکنجه در طی جلسات اعتراف را انکار می کنند. مراسم سوگند خوردن به منظور تایید صحت اعترافات در این جلسات تا سال 1986 ادامه یافت.                                         

این کمیته همچنین به بخشنامه سازمان اطلاعات اشاره و اعلام کرد که این بخشنامه به ماموران این سازمان فرصت می دهد که هر گونه اقدام خود در استفاده از فشارهای فیزیکی را در هنگام اعتراف گرفتن تکذیب کنند و از سوی دیگر به آنها دروغ گویی را آموزش می دهد.

موضوع دوم که این کمیته با آن روبرو شد بحث در رابطه با شیوه های بازپرسی افرادی بود که متهم به انجام عملیات های جهادی بودند. این کمیته استفاده از فشارهای فیزیکی نه چندان شدید را مجاز می دانست و مساله ای که به خاطر آن سازمان اطلاعات را محکوم می کرد بحث شیوه های تحقیق نبود بلکه این کمیته هیچ گونه اعتراضی نسبت به استفاده از شکنجه نداشت و تنها در آن صدد بود که مانع از انکار استفاده از این شیوه ها شود.

این کمیته در توافقی که با سازمان اطلاعات داشت این نکته را پذیرفت که انجام بازپرسی بدون استفاده از شکنجه غیر ممکن به نظر می رسد و این مساله را به نام ضرورت و با نمونه های اخلاقی و قانونی توجیه می کند.

از راه های گریز قانونی که برای زیر پا گذاشتن قانون منع شکنجه ترتیب داده شده بود باید به ضرورت دفاع که ذکر آن در متن قانون جزایی رفته است اشاره کرد. ضرورت دفاع از خود و دیگران این فرصت را فراهم می آورد که فرد از زیر بار جرم ها و جنایت های خود شانه خالی کنند.

دلیلی که این کمیته برای مجاز بودن دولت در استفاده از این شیوه بازپرسی یاد می کند، آن است که دولت به مقابله به مثل می پردازد و این مسئولیت را به نمایندگان خود در دستگاه امنیتی می پردازد. مثال مشهوری که در این گونه مواقع به میان می آید مثال بمب ساعتی است، وقتی فردی یک بمب ساعتی را در مکانی شلوغ کار گذاشته است و هر لحظه امکان انفجار وجود دارد در این هنگام استفاده از فشارهای فیزیکی به منظور پی بردن به مکان بمب موجه محسوب می شود.

در همین راستا باید دانست اصول قانونی که ضرورت دفاع را مطرح می کند در قالب هایی اخلاقی ریخته می شود و مساله حمایت از حیات تبدیل به مساله ای می شود که عرصه را برای زیر پا گذاشتن ارزش ها فراهم می سازد.

چه میزان اعمال زور جایز است؟

این کمیته در این رابطه تاکید کرده است که نخست باید از فشارهای روانی برای این مقصود سود برد و هنگامی که این گونه فشارها کارایی خود را از دست می دهند استفاده از شیوه های شکنجه نه چندان شدید جایز می باشد.

در قسمت دوم این گزارش، کمیته مذکور دستور العمل هایی به منظور جلوگیری از شکنجه های جسمی و فشارهای شدید فیزیکی وضع کرده است. در این قسمت گزارش خواسته شده است که شیوه شکنجه متناسب با پیش بینی خطر احتمالی آن باشد.  

 

بر گرفته شده از سایت سازمان جهانی دفاع از حقوق کودک





شنبه پنجم آذر 1384

کودکان Latest News from BBC, CNN

چشيدن طعم تلخ بردگى به جاى طعم شيرين كودكى

uj.jpgكودكان در پرو در كارگاههاى سنگتراشى عرق ميريزند، در فيليپين به شكار قو فرستاده می‌شوند، در مصر دباغى می‌كنند و در پاكستان در كارگاه‌هاى فرشبافى دوران خردسالى خود را سپرى می‌كنند. طبق ارزيابى كارشناسان سازمان بين‌المللى كار در ژنو، در سراسر جهان، به ويژه در كشورهاى فقير و در حال توسعه بيش از ۲۵۰ ميليون كودك كارگرى می‌كنند. روز بيستم نوامبر مصادف است با روز جهانى كودك.

ادامه مطلب
آرش کمانگر:بياد آسمان آبي زندگي، رنج زيستن (درد بودن)

arash.jpg آنجا يكي بود يكي نبود ، غير از خدا  هيچكس نبود خدا هم نبود نمي‌خواهم همچون مهر بگوئيم «در آن سوي آفتاب ظلمتي هست كه چشمان خدا نيز آنرا نمي‌بيند ، نمي‌بيند كه نمي‌توان ببيند» آنجا كشوري بود كه خالقش من بودم ، دنيايي بود كه سلطانش من بودم ، چه بگويم ، نمي‌دانم، نه مي‌توانم ، نمي‌توانم ، انگشتان لرزان قلم قاصر ، زبان گنگ از بيان آن است تا جايي كه بتوانم از سراچه دل ، از دل غم ديده ، روح عصيانگر از كرانه‌هاي آبي خيال از تارهاي نرم فطرت مي‌نويسم . يكي از هزاران؛ كه از اشك چشم فقط دانة به زمين مي‌چكد قطره‌اي، قطره‌اي از باران يك چشم زجر ديده. . .

ادامه مطلب
سازمان سراسرى پناهندگان ايرانى–واحد بريتانيا:در حمايت از کودکان پناهجو بميدان بيائيد!

دولت بريتانيا در صدد است که در آينده  نزديک با عملى کردن بند ٩ قانون پناهندگى  که بر اساس آن خانواده هاى پناهجو را که پرونده بسته هستند، از کليه امکانات زيستى محروم ميکند و روانه خيابانها ميشوند. در اين طرح کودکان را به نهاد مددکار اجتماعى تحويل ميدهند تا هنگاميکه والدينشان تصميم به ترک خاک ميگرند.براى جلوگيرى از اين بى حقوقى و تعرض به حقوق ابتدائى کودک و محروم کردن کودکان از زندگى با والدين خود بميدان بيائيد.

ادامه مطلب
كــــودك‌آزاري ديگــــر قبيـــــح نيســـت؟

hyu.jpg به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در حالي افزايش تعداد كودك‌آزاري‌هاي و مرگ اطفال در اثر خشونت اعضاي خانواده رو به افزايش است كه به اعتقاد كارشناسان امور حقوقي قوانين منسجم و مرجعي مشخص براي حمايت از كودكان و پيگيري موارد كودك‌آزاري در كشورمان وجود ندارد.
*كودك 11 ماهه‌اي بر اثر گاز گرفتگي‌هاي شديد با دندان، سوختگي ناشي از آتش سيگار، شكستگي‌هاي ساق پا و ساعد دست چپ جان سپرد. پرونده اين كودك آزاري در حال حاضر شاكي خصوصي ندارد.

ادامه مطلب
پخش یک فیلم کارتونی از تلویزیون جمهوری اسلامی برای تشویق کودکان به خودکشی برای حمله به اسرائیل

adse.jpgروز ششم آبانماه انیمیشنی ده دقیقه‌ای از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد که در آن عملیات انتحاری یک کودک فلسطینی به تصویر کشیده شد. این نخستین بار است که در یکی از تولیدات تلویزیونی جمهوری اسلامی عملیات انتحاری چنین بی پروا به تصویر کشیده شده است. در تلویزیون جمهوری اسلامی در سالهای اخیر همواره فیلمها و سریالهای ضد یهودی تهیه شده

ادامه مطلب




شنبه پنجم آذر 1384

ادامه مقالات

::.گزارش تلخ يونيسف از اوضاع كودكان سرباز در جهان
::.بيش از نيم ميليون كودك در تركيه به صورت غيرقانوني مشغول به كارند
::.رسول آرام:کودکان کار شاهکار رژیم اسلامی !
::.بيش از 80 درصد كارگران فصلي كوره‌‏پزخانه‌‏ها را كودكان 7 تا 15 سال تشكيل مي‌‏دهند
::.مردان عامل 66 درصد كودك آزاري‌ها در كشور هستند
::. توسعه فقر در جهان: كودكان بيشترين آسيب‌ را از فقر مى بينند
::.قطعنامه روز جهانى کودک در سنندج
::.ثریا شهابی:درسهای بیاد ماندنی روز کودک
::.پيام آزاد زماني دبير كانون دفاع از حقوق كودكان به مناسبت روز جهاني كودك 16 مهر84 (8October 2005)
::.به مناسبت روز جهانى کودک:حقوق کودک مصاحبه منصور حکمت با نشريه داروگ
::.جمال توكلي (عضو کانون دفاع از حقوق کودکان):قبل از نصیحت دیگران، کمی اصول ابتدائی را یاد بگیرید
::.راهپیمائی و جشن با شکوه کودکان در سنندج
::.مبارزه‌ي جهاني عليه فقر:"تا زماني كه فقر باقي است، آزادي واقعي وجود ندارد"
::.احساس کسي بودن و براي ديگري بودن:کودکان کار در دروازه غار تهران
::.هلمت احمدىان:در آستانه سال تحصىل جدىد در اىران! شكوفه هاى كه پرپر مى شوند!
::.جمعيت الغاى کار کودکان در ايران:کارگران کوچک، بردگان ارزان، دومين کنگره جهانى خود را برگزار کردند!
::.اعظم کم گويان:اينهمه جنجال سر "يک تکه پارچه"؟ در دفاع از ممنوعيت حجاب کودک
::.صدور حكم قصاص براي متهم 17 ساله
::.نخستين فشارهای روحی رشد مغز را محدود می كند
::.کانون دفاع از حقوق کودکان: در حمایت از فعالین مدنی
::.آذين محبي‌نژاد‌‌‌:بچه، جوراب نيست!
::.نگراني فعالان حقوق بشر از سقط جنين هاي دختر در هندوستان
::.عکس العمل جدید قوه قضائیه، در مورد قصاص و حکم کورد کردن وحید، تکذیب خطر کور کردن وحید
::.چشم‌ هاي‌ نگران‌ كودكان‌ تسونامي‌
::.دختران‌ پاكستاني‌؛ قربانيان‌ خاموش‌
::.مبارزه‌ با استثمار كودكان‌
::.اجرای حکم کور کردن وحید، موقتا متوقف شد!عکس العمل قوه قضائیه رژیم ایران
::.بیانیه کانون اشتراک در رابطه با حکم قصاص وحید
::.اطلاعیه عفو بین الملل در مورد حکم کور کردن وحید
::.افزايش آمار تجاوز به دختران خردسال در كنيا




شنبه پنجم آذر 1384

متن سحنرانی آزاد زمانی دبیر کانون دفاع از حقوق کودکان در" سمینار کودکان قربانبان فقر وخشونت"

azad4.jpgبا سلام و عرض ادب خدمت شما حضار محترم . خوشحالم از این همه شور و شوق جمعی . از همه ی دوستانی  که ملزومات و امکانات این همایش را فراهم کردند تشکر می کنم . گرامی میدارم یاد و خاطره ی یکی از چهر ه های آشنا ی مردم کامیاران  ،  شخصیت محبوب و فعال اجتماعی ، زنده یاد " مصطفی محمدی  " عزیزی که سالها از زندگیش را در عرصه ی فعالیت و دفاع از حقوق کودک و انسان سپری کرد راهش بردوام باد. موضوع همایش " کودکان قربانیان فقر و خشونت " است. هر کدام از مفاهیم این عنوان جای بحث ، تجزیه ، تحلیل و کار است .فقر پدیده ای جهانی است که بشریت از آن رنج می برد این مقوله اساس  منازعات جهان امروز است . منازعاتی  که ناشی از شکاف مابین فقیر و غنی است . دنیا را به شمال و جنوب ، مرکز و پیرامون، دنیای سرمایه و دنیای فقر دریک کلام دنیای استثمار گران و استثمار شوندگان  تبدیل کرده است .تمام این منازعات برسر منافع مابین بی بهره گان و بهره کشان است .

دارا و ندار مفهومی که ما همه آن را بخوبی می فهمیم .. هر جا نگاه می کنیم سایه شوم و انسان ستیز فقر خودش را به ما نشان می دهد . همین شهر کامیاران محلات فقیر نشین و ثروتمند داریم همه شهر ها وضع همین است .حلب آباد ، زور آباد ، حمّال  آباد و فقر آباد در کنارش شمال آباد و.بالا شهر و ثروت آباد را داریم.
مشکل اینجاست که عده ای صاحب زور و قدرت  بر ثروت ، امکانات و امتیازات این جامعه چنگ انداخته اند  آنهم به قیمت فقر و فلاکت اکثریت مردم .فقر هر چی باشد  با هر تعریفی پدیده ای تلخ ، غیرانسانی و ضد بشری است. تنها راهش این است که خود انسان همت کند برای چاره سر کردنش. فقر چیزی آسمانی نیست از کرات دیگر نیامده و از زیر زمین بیرون نزده است حاصل مناسبات  و روابط مابین انسانها ست .این پدیده در دوره های تاریخی باز تولید می شود.
امروز نظام سرمایه داری در دنیا بانی فقر و فلاکت است. درد و رنج بشریت تحت حاکمیت این نظام است .
خشونت پدیده ای است که حکایت از قساوت ؛ و رفتار زمخت و غیر متمدن انه بر بشریت می کند. خشونت یکی دیگر از پدیده های جامعه ی  انسانی است و رابطه ی مستقیمی با فقر دارد. ما نمی توانیم بدون تجزیه و تحلیل فرایند تاریخی مسائل انسانی  ، چگونگی پیدایش و باز تولید این پدیده ها  ، منشاء  و رابطه هر کدام با یکدیگر راه کاری اساسی و ریشه ای برای حل معضل پیدا کنیم. پرداختن به مسایل جامعه ی ما از این قاعده مستثنی نیست .
امروز خشونت در جامعه ی ما به اشکال و شیوه های مختلف وجود دارد. این خشونت به شیوه های گوناگون در حق انسان و در حق کودک اعمال می شود. خشونت سیاسی ، خشونت جنسی ، خشونت اجتماعی ، خشونت فیزیکی و......
اما خشونت بر کودکان دردی بسیار تلخ است که در محیط خانواده ها ، آموزشگاه و مدارس، کارگاه ، کوچه و خیابان ، محیط کار و زندگی مردم  وجود دارد.
امروز تعرض به حقوق کودک پدیده ای است تلخ ، جهانی ، غیرانسانی و ضد بشری که بشریت متمدن علیه این پدیده به میدان آمده است و برای رفع آن تلاش و مبارزه می کند.
بحثی خیلی مهم در مورد حقوق و زندگی کودک وجود دارد و آن این است که باید کودکان نقطه توجه و نگاه اول جامعه باشند. چرا کودکان باید در کانون توجه جامعه باشند برای این که کودکان از همه ی افراد دیگر اسیب پذیر ترند. این بزرگان هستند که حقوق کودکان را ضایع می کنند. کودکان تحت شرایطی هستند که بزرگترها برای آنها فراهم کرده اند . این شرایط منشا ء تضیع حقوق کودک است باید در مقابل این شرایط انسان ستیز مخل زندگی کودک ایستاد .توجه به حقوق کودک باید در دستور کار همه ی نهادها افراد و جامعه قرار گیرد .  باید این توجه انسانی تر شود شرایط برای زندگی کودکان انسانی شود.
هر جامعه ای که مدعی پیشرفت ، مدعی تمدن ، مدعی توسعه ، مدعی زندگی انسانی باشد بدون توجه به زندگی کودک بدون رعایت حقوق کودک ، بدون اهمیت دادن به کودکان این ادعا پوچ ، بی اساس و بی ربط است.
زندگی فلاکت بار کودکان در جامعه ی ما بن بست عدالت را نشان می دهد . حقوق کودک در جامعه ی ما پایمال می شود ، این اوج بی عدالتی است  کودکان قربانی فقر و نابرابری هستند . کودکان خیابانی و کار، کودکان قربانی خشونت جنسی  کودکان فراری از زندگی تلخ و محیط نامساعد خانواده ها، کودکان بی پناه ، کودکان بینوا و دربدر و...... این است وضعیتی که همه ی ما می بینیم و نباید سکوت کنیم نباید دست روی دست بگزاریم . همین امروز باید دست بکار شویم  به کمک کودکان آسیب دیده بشتابیم . نجات کودکان از این فلاکت به همت همه ی ما بستگی دارد .
هم اکنون در کشور ما مشکل خیلی عمده این است که تعداد کودکان کار و خیابانی روبه افزایش است.در شهر های کردستان هم این پدیده خودش را آشکار تر کرده است. شهر سنندج ، کامیاران ، مریوان و همه ی شهرها وضع همین است کودکانی که هیچ پناهی  ندارند مورد  حمایت هیچ کسی نیستند  یا فاقد شناسنامه هستند یا بی سرپرست و سرگردان می باشند .زیر دست دیگران زندگی می کنند و از هر تعرضی مصون نیستند. از گرده ی این کودکان کار می کشند ، مورد آزار جنسی قرار می گیرند ، شکنجه می شوند آمارها و اطلاع اتی  که کمیته تحقیقاتی کانون دفاع از حقوق کودکان جمع آوری کرده است و کیس هایی که به کانون مراجعه می کنند ابعاد وحشتناک تعرض به کودکان را در جامعه برملا می کند. خیلی از کودکان حتی  در خانواده ها ؛ کسانی بنام عمو ، دایی و افراد فامیل که به عنوان سرپرست این کودکان را تحت سیطره خود دارند به این کودکان تعرض جنسی کرده اند به آنها توهین کرده اند و مداوما مورد آزار جنسی بوده و هستند. این تلخ است شاید بسیاری از شما و ما از این اعمال غیر انسانی  بی خبر بوده ایم و یا اگر از مواردی از این تعرضات  مطلع بوده ایم سکوت کرده ایم . این وضع شنیع  و این تعرض به کودک بیخ گوش ما وجود دارد در همین جامعه اتفاق می افتد. خشونت بر کودکان به همین موارد محدود نیست . خشونت در محل و مکانهای آموزشی ، مراکز تربیتی و انتظامی ، خشونت در کوچه و خیابان شهر ها ، تحقیر بچه ها اینکه بچه ها را مثل یک انسان به حساب  نمی آیند همینکه کودکان را بچه های تحت تسلط می شناسند نه کودک انسانی. باید این نگاه عوض شود .
برای بشریت امروز برای جامعه ی امروز برای انسان امروز دیگر مایه شرم زاری است کودکانش در خیابانها برای تامین لقمه نانی تکدی گری کنند. جامعه ای که این همه امکانات رفاهی برای  زندگی کردن دارد دنیای از ثروت و نعمت وجود دارد  انبارها انباشته از مواد غذایی  است ولی کودکانش باید گرسنه بمانند. کودکانش فقیر باشند ضعیف ونحیف باشند . بیمار باشند.  این وضع قلب هر انسان شریفی را بدرد میآورد . اگر نگاه انسانی باشد. باید بخود آییم.
همه خبردارید در همین شهرهای خودمان سنندج ، مریوان ، تهران و غیره حسابهای چند ده و صد میلیاردی در بانکها وجود دارد ، بانک داران با افتخار برای کسانی که حساب شان از مرز میلیارد تومان می گذرد جشن میگیرند . چقدر چندش آور است . در کنار درب همین بانکها کودکی از ضعف گرسنگی در کوما فرورفته است . یا برای کمک زاری می کند .
جشن ثروتمندان از یکطرف و از طرفی دیگر کودکان بی پناه را داریم که در سرمای شدید زمستان سرپناهی برای زیستن ندارند و در خیابانها شب و روز برخود میلرزند. بیماری کودکان را آزار می دهد و از درمان و بهداشت ابتدایی برخوردار نیستند   کودکان در معرض انواع سوء استفاده قرار دارند کم نیستند کودکانی که در باندهای مواد مخدر مورد  سوء استفاده قرار میگیرند کودکان قاچاق می شوند .
توجه کنید پدیده قاچاق کودکان زیر18 سال بویژه دختران در همه رسانه ها مورد بحث است تحقیقات و آمارها اگر دقیق نیست ولی فاحش است قاچاق دختران 9ساله تا 18 ساله و فروختن آنها به شیوخ حاشیه خلیج فارس و دیگر کشورها داستانی تلخ دارد . این کودکان و نوجوانان پس از اینکه مورد سو استفاده جنسی قرار میگیرند در همان کشورها رها می شوند . گزارشات تهیه شده توسط اعضای کانون حاکی از این وضعیت است که صدها دختر نوجوان ایرانی بعد از اینکه مورد تعرض جنسی قرارگرفته اند بدون اینکه هیچ پناهی داشته باشند در کشورهای عربی رها شده اند. اینها تنها گوشه ای از این وضعیت اسف بار است  یک مشکل دیگر در همین شهرهای خودمان مقوله ی آموزش کودکان است خانواده ها به علت فقر و تنگدستی نمی توانند بچه هایشان را به مراکز آموزشی بفرستند . عدم دسترسی به امکانات آموزشی نامناسب. تربیت غلط و مملو از خرافات  دنیای کودکان را مخدوش کرده است . بسیاری از بچه ها به علت بد آموزی همیشه مورد تهدید و در معرض اسیب جدی  هستند.  عدم برخورداری از آموزش سالم و انسانی زندگی بچه ها را تباه کرده است . خانواده ها به علت فقر قادر به تربیت درست کودکان خود نیستند. شب و روز رسانه ها بمباران تبلیغی می کنند برنامه ها ی این رسانه  ها  در خدمت زندگی واقعی  کودکان نیست. بچه های ما را را یاد می دهند که چگونه همدیگر را تحقیر کنند همدیگر ر مسخره کنند. یاد نمی گیرند چگونه زندگی کنند چگونه احترام همدیگر را بگیرند چگونه شخصیت باشند چگونه از زندگی  لذت ببرند چگونه شاد باشند . هزینه های گزافی صرف تلویزیون سراسری و محلی می شود بغیر از تحقیر شهروندان ؛ مردم و کودکان  متاسفانه برنامه ای  انسانی ؛ مدرن  و شایسته مردم  و کودک را ندارد.
متاسفانه بخاطر شرایط نابرابر اقتصادی و اجتماعی  و تبعیضاتی که در جامعه ی ما وجود دارد هم اکنون بچه های ما به جای اینکه از مراکز آموزشی و تفریحی برخوردار باشند . مجبورند در کوچه و خیابانها دست فروشی کنند کفّاشی کنند آدامس فروشی و کبریت فروشی کنند. نان ریزه فروشی ، تکدی گری ، در کارگاههای کوچک و بزرگ مورد بهره کشی قرار میگرند. این افتخار نیست برای جامعه ای که کودکانش کارکند کودکانش مورد بهره کشی واقع شود . نهایت حقارت است توهین به انسانهای این جامعه است کار کودکان یعنی جامعه ی ناسالم ،  یعنی توهین به شهروندان این جامعه مگر در این جامعه ما  امکانات ، ثروت و منابع کم است که کودکان بروند کار کنند. چرا باید کار از گرد ه ی کودکان بکشند .  چرا بایستی کودکان مریوانی ما بروند کوله باری باخود حمل کنند که از وزن خودشون بیشتر باشد . چرا بایستی کودکان بروند 12 تا 15ساعت در کوچه و خیابانهای کامیاران و بانه و سنندج و تبریز و تهران و شهرهای دیگر ایران دنبال یک چرخ فرغون فریاد نان ریزه نان ریزه برآورند اول روز تا پاسی از شب به خاطر اینکه کمکی برای معاش زندگی خانواده هاشون باشند .پس دم و دستگاه تامین اجتماعی کدام گور است . چرا نباید خانواده ها از نظر حقوق و مزایا آنقدر تامین نشوند که کفاف زندگی آنها باشد و بنا چار کودکان را به کار وادار کنند. حتی کارهای غیرانسانی. به جای اینکه در مراکز تفریحی و شادباشند بازی  بروند ورزش کنند.
در هیچ جامعه ی متمدنی مثل جامعه ی ما مثل جامعه های فقیر  اینجوری کودکان مورد تعرض و بهره کشی نیستند . بچه ها به اینصورت مورد بی حرمتی قرار نمیگیرند. در همین شهرهای ما به هزاران کودک در محل کارگاهها کوچک و پای دار قالی بافی  از شان کار میکشند با کمترین دستمزد یا بصورت بیگاری. مورد کتک کاری و آزار قرار دارند که کار کنند .  این وضعیت غیر انسانی است بی احترامی به حق وحقوق کودک است رعایت حقوق انسان نیست   بحث این است که سیاست های کلان وخرد درجامعه ی ما ؛ مناسبات وقرادادهای جامعه ی ما غیر انسانی است  رعایت حقوق بشرنیست عادلانه نیست  رعایت حقوق کودک نیست.
دوستان عزیز
همه می دانیم کتابخانه ها پرازکتاب درمورد کودک است  درمورد ادبیات کودک نوجوان خیلی ها نوشته اند . خیلی سمینارها و سخنرانیها  داستان سرایی ها شده است .  اما تفاوتی اساسی میان ادبیات ما و کارما با همه ی اینها  وجود دارد . تا بحال من با کمترین اثری برخورده ام که اعتراض به وضع موجود باشد نقد وضع موجود باشد ما در دفاع ازحقوق کودکان هستیم . ما به وضعیت زندگی فلاکت بار کودکان اعتراض داریم ما همه ی ادبیاتی که در خدمت وضع موجود است و زندگی تلخ کودکان را توجیه می کند به نقد می کشیم . اینکه چرا حقوق کودک رعایت نمی شود کنوانسیون جهانی حقوق کودک چرا رعایت نمی شود وبه اجرا در نمی آید . چرا باید کودکانمان قربانی وضعی باشند که غیر انسانی است در همین جامعه امکانات بحدی هست که دیگر کودکان ما گرسنه نمانند این شرایط فلاکت بار را تحمل نکنند. انقدر امکانات هست که برای کودکان و خانوادهایشان زندگی فراهم کنیم که دیگر کودک کارگری نکند  دیگر دست فروشی نکند  انقدر امکانات هست که مراکز  رفاهی بهداشتی آموزشی و سرپناه درست کنیم که کودک خیا بانی کودک بی سرپرست  و بی پناه نداشته باشیم شاهد درد و رنج کودکان نباشیم  این کودکان مورد سو استفاده قرار نگیرند مورد سو استفاده  و آزارجنسی قرار نگیرند حرمت انسانی کودک به رسمیت شناخته شود . آنقدر ثروت وجود دارد که هزاران مراکز تفریحی و ورزشی برای کودکان در محلات  و شهر های ما  درست شود که دیگر کودکان  در میان گردو خاک سرگردان نشوند و زندگیشان تباه نشود.
امیدوارم که این سمینار با ادبیاتش با راه کار هایش با اتفاق جمعیش با رفتن بسوی کارو کمک برای کودکان ، بتواند دستاوردی گرانبها برای ما و کودکانمان داشته باشد . بتواند دردها  و رنج های کودکان را برجسته نماید  بتواند راهکارهای اساسی و انسانی را به میان آورد  بتواند حمایت شما را برای دفاع از  حقوق کودک جلب نماید.
کانون دفاع از حقوق کودکان کارهای  عملی  خود در همه ی عرصه ها شروع کرده است تشکیل کمیته های تخصصی ، مدد کاری ؛ حمایتی ،حقوقی ,  آموزشی ، خدماتی و... گوشه هایی از این کارهاست  من از همه ی انسان های نوع دوست و مدافع حقوق کودک درهرجای این کره ی خاکی هستند تقاضای یاری و کمک می کنم بیایید همه باهم  برای نجات کودکان فعالیت کنیم .
شاد و پیروز باشید .
www.koodekan.com





   Resolution: 1024 * 768

حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد.

 
  ◄ دوست گرامی :

ما در راستای جهانی شایسته کودکان تلاش میکنم





  ◄ مطالب گذشته :




حتما از مطالب گذشته دیدن فرمایید.



  ◄ لینک دوستان :




  ◄ تالار گفتمان :



.:: برای دریافت کد تالار گفتمان اینجا کلیک کنید ::.