تبليغاتX
>>> دفاع از جهانی شایسته کودکان
 
  دفاع از جهانی شایسته کودکان  
Send Your Comments or Suggestions to me... Just Click here.

 

  ◄ منوی اصلی :
 

صفحه اصلی

بخش کدهای جاوا

بخش هک

پست الکترونيک

ارتباط با مدیر
 


  ◄ لوگوی وبلاگ :
 

:: L O G O ::

 


  ◄ آمارگير :

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



  ◄ پخش آهنگ :




 

  ◄ آرشيو وبلاگ :


مهر 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

مهر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

خرداد 1385

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384




  ◄ طراح قالب :


:: Fanoose Khial فانوس خيال ::
Fanoose Khial

convert to blogfa by :
Mahdi Karimi


 

پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386

47 درصد دختران فراری تحت آزار فیزیکی قرار می گیرند 
عكس ها هم پيوست است .
 معاون دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی با استناد به اینکه 40 درصد دختران فراری پذیرش شده در مراکز، اختلالات عصبی و شخصیتی داشته اند، گفت؛ استان قم با 53/21 نفر بیشترین نرخ فرار از منزل و سمنان با 14/18 نفر و تهران با 55/17 نفر در رتبه های بعدی فرار دختران از منزل قرار دارند.
دکتر رضایی فر در گفت وگو با ایسنا با اشاره به اینکه مطالعه روی 120 دختر فراری نشان داده است که 53 درصد آنها دارای پدر معتاد بوده و 47 درصد مورد آزار فیزیکی قرار گرفته اند، افزود؛ همچنین 53 درصد پدران و 63 درصد مادران این دختران بیسواد و 20 درصد نیز فرزندان طلاق بودند.
وی با استناد به مطالعه دیگر سازمان بهزیستی روی 175 دختر فراری، اظهار کرد؛ نتایج این مطالعه نیز حاکی است که اغلب دختران مورد بررسی تحصیلات زیردیپلم و سن کمتر از 18 سال و نیمی از آنها سابقه بیش از یکبار فرار داشتند و بیش از نیمی نیز فاقد هرگونه سابقه محکومیت قضائی بوده اند.
معاون دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی، تماس با خط تلفن اورژانس اجتماعی «123» را از دیگر راه های جذب و شناسایی دختران فراری بیان کرد و با اشاره به آمار دختران فراری پذیرش شده، گفت؛ از ابتدای سال تا کنون یکهزار و 571 دختر فراری در مراکز پذیرش شدند و استان های تهران، خراسان رضوی، خوزستان، فارس و اصفهان به ترتیب دارای بالاترین میزان پذیرش دختران فراری بوده اند.
وی آمار دختران فراری جمع آوری شده از سوی نیروی انتظامی در شش ماهه اول سال جاری را 797 نفر اعلام و بیان کرد؛ نیروی انتظامی در سال های 80 تا 82 به طور میانگین سالانه دو هزار و 500 نفر را جمع آوری کرده از این بین بیشترین آمار به ترتیب مربوط به استان های تهران، خراسان رضوی، فارس، گیلان، قم، اصفهان و خوزستان است. رضایی فر با استناد به اینکه بر اساس برآورد نیروی انتظامی نرخ فرار از منزل در سال 83، 10 نفر در هر 100هزار نفر است، ادامه داد؛ استان های سیستان و بلوچستان با نرخ 37/0 نفر، لرستان با 97/1 نفر و ایلام با 25/2 نفر به تناسب جمعیت، کمترین نرخ فرار از منزل در کشور را داشته اند.
وی با بیان اینکه دختران فراری شناسایی شده توسط نیروی انتظامی در پارک ها و سایر محیط های شهری در صورت داشتن خانواده، ارجاع داده می شوند، افزود؛ اگر این دختران مرتکب جرم شده و کمتر از 18 سال سن داشته باشد، به کانون اصلاح و تربیت یا زندان و در غیر این صورت به مراکز مداخله در بحران اجتماعی سازمان بهزیستی فرستاده می شوند.






پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386




کمتر از ده روز به نوروز باستاني مانده. پشت چراغ قرمز، هر روز پسرکي خسته، پارچه بدست مي خواهد تا شايد غبار زيستن بر بستر تاريخي ناکام را از پيش چشمان تو بزدايد. قدش هنوز به سقف اتومبيل هم نمي رسد و آن سو تر دخترکي ژوليده که در ميان همهمه مردي سراپا قرمز با کلاه بوقي و صورت ذغالي، "حاجي فيروز"، اصرار دارد فال حافظش را ميزبان شوم تا شايد تفالي در روز فردا... چراغ، سبز مي‌شود، اتومبيل پشتي بوق ممتد مي‌زند، دست دخترک هنوز در ماشين است با ورقه هاي فال... آن طرفتر برجهاي الهيه است. متري چهار تا شش ميليون تومان. بستگي به شماره طبقه دارد. پنت هاوس هايشان هم جاهاي بدي نيستند!...

"
کودکان کار و خيابان"، کودکان کارگر، که رنج را بس زودتر لمس کرده اند و تا به خود جنبيده کودکي کردن از کفشان رفته است.


سقوط از ساختمان جان کودک کار را گرفت... 15 کودک کار در کارگاه هاي کفاشي فلج شدند... کودکان 5 ساله کارگران آجرپزي ها... بيماري هاي تنفسي ارمغان کارگاه هاي قالي بافي... دختران عليل، پسران عليل...

اين، تنها نمونه هايي کوچک است از انبوه سياهه تيترهاي هر روزه رسانه هاي مکتوب، ديداري و شنيداري کشور پيرامون "کودکان کار و خيابان".

گفته مي شود که در سلسله مراتب کار و نيروي مولد که تعيين کننده شيوه زندگي در جوامع بشري است، يکم مردان، دوم زنان کارگر و در نهايت کودکان قرار گرفته اند. خشونت، رابطه هاي مبتني بر سلطه و تحميل کار اضافه توسط کارگران بزرگسال، تنها بخشي از روند زندگي "کودکان کار" محسوب مي شوند.

بچه هاي اعماق
واکس زني، شيشه پاک کني، فال فروشي، پلاستيک فروشي، بادکنک فروشي، آدامس فروشي، روزنامه فروشي، جمع آوري نان خشک، دعا فروشي، کوره هاي آجرپزي، بلور سازي و شيشه گري... از جمله کارهايي هستند که توسط کودکان کارو خيابان و "بچه هاي اعماق" در ايران انجام مي شود.

کار در غبار قالي بافي، نفس کشيدن را از آن ريه هاي کوچک سلب کرده است، کار با استنشاق مواد شيميايي کفاشي، فلجي را براي کودک نحيف به ارمغان آورده و کار در نجاري، مکانيکي، فيلتر سازي، خياطي، کوره پزي، دستان پر پينه اي را بر جاي گذاشته که تو گويي هر شيار آن به هزار سالگان مي ماند.

در تارنماي انجمن حمايت از کودکان کار، منظور از کار کودک آن نوع کاري عنوان شده است که مانع تحصيل و برخورداري از سير امکانات اوليه رشد فردي و اجتماعي او شود. نوعي از کار که غالبا با بهره کشي همراه است. کودکان کار شامل کودکاني هستند که پيش از رسيدن به سن قانوني کار، ناگزير وارد بازار کار شده و درآمد خانواده وابسته به کار آنان است.

به گواه کارشناسان، کار زودرس، مانع رشد طبيعي در عرصه اجتماعي، رواني و حتي جسماني آنها و باعث محروميت کودک از آموزش، بازي و زندگي معمول به اقتضاي سن او مي شود.

با اين حال، کارشناسان خاطر نشان مي کنند که شرکت کودکان و نوجوانان در فعاليتهايي که بر سلامت يا رشد شخصيتي يا بر تحصيل کودک تأثير منفي نمي گذارد، به طور کلي مثبت تلقي مي شود. اين فعاليتها به کودک مهارت نگرش و تجربه مي دهد تا خود را به عنوان يک فرد فعال و مفيد در اجتماع و در بزرگسالي آماده کنند. اما وضعيت آنچه به "کودکان کار" در جهان و کشور ما مشهور شده است، حکايتي است ديگر.

کودکان کار به روايت آمار
بنا بر آمار موجود، در حال حاضر، اشکال مختلفي از کار کودک درا يران و جهان وجود دارد و اين در حالي است که علاوه بر کار کودکان در کارگاهها، منازل، مزارع و بنادر که از ديرباز وجود داشته اشکال کارهاي خياباني نيز به اين سياهه افزوده شده و حتي در سطحي پست تر سوء استفاده از کودکان در کارهاي سياه، مواد مخدر، انواع قاچاق، بهره کشي جنسي و... مرسوم است.

"
کودک کار" به کودک زير 18 سال اطلاق مي شود که در خيابان يا کارگاه ها کار مي کند و بعضا نسبت به خانواده نيز احساس تعلق دارد. در حال حاضر 352 ميليون کودک کمتر از 18 سال در سراسر دنيا کار مي کنند، 246 ميليون کارگر هستند، 175 ميليون اشکال اجباري مخاطره آميز به شيوه استثماري به کار گرفته مي شوند، 8 ميليون و 400 هزار کودک نيز به بردگي گرفته شده يا به کار قاچاق اشتغال دارند.

بنا بر آمارهاي موجود، سالانه يک ميليون و 200 هزار کودک قاچاق مي شوند، 300 هزار کودک تحت استخدام اجباري نيروي هاي نظامي قرار داشته و مجبور به خدمت رساني به هنگام تنش هاي نظامي هستند بيش از 600 هزار کودک در سطح جهان به فعاليت هاي غير قانوني مشغولند. بر اساس گزارش يونيسف، از هر دو کودک در جهان يک کودک مجبور به کار اجباري تحت فشار است.

در کنار اين آمارها، کاري اگه نماينده صندوق کودکان سازمان ملل متحد در ايران با مطرح کردن اين سوال که "ايران درآمد متوسط دارد اما چرا همگان نمي توانند از اين ثروت استفاده کنند؟ نسبت به وضعيت موجود کار کودکان در ايران به شدت اعتراض مي کند. بر مبناي اطلاعات سازمان مديريت و برنامه ريزي در سه سال پيش 380 هزار کودک 10 تا 14 ساله در سراسر کشور کار ثابت دارند، 370 هزار کودک 10 تا 14 ساله کار فصلي مي کنند و بيش از 700 هزار کودک رسماً کار مي کنند.

بر اساس آمار، در دنيا 352 ميليون کودک و نوجوان در سنين 5 تا 17 سال کار مي کنند.

بنا بر آمارهاي رسمي، 58 درصد از کودکان کار غير خياباني از خدمات حمايتي و اجتماعي نهادهاي دولتي وغير دولتي برخوردارند و بر اساس بررسيهايي که در سال 82 در منطقه شوش از کودکان خياباني و کار صورت گرفته، 60 درصد از اين کودکان بر اثر از هم گسيختگي خانواده ها مجبور به کار در خيابان شده اند. اين آمارهاي غير رسمي مي گويند که 36 درصداز کودکان اين منطقه سيگار مصرف مي کنند در حاليکه آمارهاي رسمي کودکان معتاد به مواد مخدر را تنها 2 درصد عنوان مي کنند.

گفته مي شود که طبق آخرين آمار، در خصوص کودکان خياباني و کار، تعداد آنها بين 200 تا يک ميليون و 200 هزار کودک تخمين زده مي شود.

مواد قانوني
اين در حالي است که ماده 79 قانون کار جمهوري اسلامي، به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال را ممنوع کرده و در سال 1369 هم صراحتاً تاکيد شده که به کار گماردن افراد کمتر از 18 سال تمام ممنوع است. ماده 80 قانون کار، کارگر بين 15 تا 18 سال را نوجوان ناميده که براي کار کردن بايد از سوي سازمان تامين اجتماعي مورد آزمايش قرار بگيرد. ماده 81 چگونگي آزمايش را نيز که بايد دست کم سالي يکبار تجديد شود تعيين کرده که پزشک متناسب با نوع کار با توانايي کارگر بايد اظهار نظر کند.

ماده 82 ساعت کار را نيم ساعت کمتر از ساعت کار معمولي اعلام کرده است و ماده 83 ارجاع هر نوع کار اضافي انجام کار در شب، ارجاع کارهاي سخت و زيان آور و خطرناک و حمل بار با دست بيش از حد مجاز و استفاده از وسايل مکانيکي براي کارگر نوجوان را ممنوع کرده است. ماده 84 مشاغلي را که به علت ماهيت يا شرايط کار براي سلامتي يا اخلاق کارآموزان و نوجوانان زيان آور باشد تنها براي سنين بالاي 18 سال مجاز دانسته و تشخيص اين امر را با تشخيص وزارت کار و امور اجتماعي عنوان کرده است.

ماده 101 قانون برنامه چهارم توسعه دولت را موظف کرده بود که برنامه ملي توسعه کار شايسته را به عنوان گفتمان جديد کار و توسعه بر اساس راهبرد سه جانبه گرايي در پيش گيرد. در بند الف اين ماده حقوق بنيادين کار که از آن جمله رعايت حداقل سن کار و ممنوعيت کار کودک است عنوان شده بود. ايران در 8/8/1380 به مقاوله نامه شماره 182 پيوست تا حقوق بنيادين کار کودک محقق شود.

بر مبناي بند آخر اين مقاوله نامه هر کاري که به دليل ماهيت يا شرايط ويژه آن احتمال دارد براي سلامتي، ايمني و يا اخلاقيات مضر باشد منع شده است. بر مبناي اين بند، تمامي کارهايي که کودکان در ايران مشغول به آن هستند منع شده اند. اما در واقعيت کودکان کار بين 12 تا 14 ساعت کار مي کنند و در ازاي آن، يک سوم افراد بالغ و کارگر مزد دريافت مي کنند. در کنار اين شرايط سخت و زيان آور کاري، شاهد عدم تحرک و رسيدگي از سوي سازمان کار و تامين اجتماعي براي بهره مندي از حمايت هاي قانوني اين کودکان هستيم.


يک کارشناس محيط هاي اجتماعي سازمان بهزيستي با اعلام اين مطلب که بر اساس قانون کار، کار کردن افراد زير 15 سال ممنوع است، عنوان مي کند که: "متاسفانه تاکنون در خصوص کودکان کار و خياباني هيچ ساماندهي صورت نگرفته است. "

وي علت بوجود آمدن کودکان کار و خياباني را فقر عنوان و خاطر نشان مي کند: "کودکان کار در ايران به دو گروه تقسيم مي شوند. يک گروه داخلي که بيشتر از شهر مشهد و اطراف تهران مي باشند و گروه دوم، کودکان افغاني هستند. "
وي حداقل دستمزد اين افراد را ماهانه 12 هزار تومان تا 80 هزار تومان بر شمرده و مي گويد: "به دليل جواني و پر انرژي و پر تحرک بودن اين افراد کارفرمايان تمايل بيشتري دارند تا آنها را جذب کارگاه هاي خود کنند. "


خانه هاي ياسر و ريحانه که با ظرفيت پذيرش 30 کودک در حمايت از اين کودکان آغاز به کار کردند، از جمله اقدامات طرح اوليه بود که با صرف بودجه هاي ميلياردي در هر سال به سرانجام نرسيد. پيش از آن خانه سبز نيز که از سوي شهرداري در سال 78 آغاز به کار کرده بود راه به جايي نبرده بود.

در سال 82 رئيس کميسيون قضائي و حقوق مجلس بيمه کردن کودکان کار زير 15 سال را ضروري اعلام کرد. براي رفع تناقض اين مسئله با غير قانوني بودن کار کودک حداقل کار ممکن مي توانست بيمه کردن خانواده کودک باشد تا از به کار گرفتن بچه ها جلوگيري به عمل آيد.

از طرف ديگر، مدير کل دفتر آسيب ديدگان اجتماعي، دکتر معتمدي در سال 82 به اعطاي مجوز کار کودکان تاکيد ورزيد. اين مجوز که به منزله مجوز کار است تحت پوشش بودن کودکان کار زير نظر بهزيستي را نشان عنوان مي کرد.

در صورت لزوم کودکان با اين مجوز مي توانستند به مراکز درماني مراجعه کنند. اما قوانين در يک سوست و آمار نقص عضو، آسيب هاي روحي، مرگ و... کودکان 5 تا 18 ساله در کارگاه هاي توليدي سوي ديگر. آسيب هاي اجتماعي که به گونه اي، قانون راه گريز برايشان قائل شده است.

اگر چه استخدام کودکان غيرقانوني و داراي مجازات است اما چون کارگاه هاي زير 5 نفر از زمره خدمات کار و تامين اجتماعي خارج شده اند، هر گونه تخلفي در آن ها صورت مي گيرد چرا که قانون گوشه چشمي نيزبه اين وضعيت ندارد.

از سوي ديگر، از ديد قانون، در مورد کودکاني که در ميان خانواده هاي خود مشغول کار هستند مثل کار در کارگاه هاي قالي بافي، کار در مزارع، کارگاه هاي کوچک، بازار و... اين قبيل کارها، جرم محسوب نمي شود. همين امر باعث سوء استفاده سودجويان شده است تا تحت پوشش کارگاه هاي خانگي به بهره کشي از کودکان ادامه دهند.

تشکيل هيئت ويژه کودکان کار و خيابان در قوه قضائيه، تصويب بودجه، ساخت خانه هاي سلامت، تشکيل هيئت رسيدگي از ارگان هاي مختلف، صرف بودجه هاي ميلياردي و... هيچ کدام روزنه اي را براي کودکان کارنگشوده اند زيرا که با وجود وضع قوانين، براي اين مواد قانوني، هيچ تضمين اجرائي وجود ندارد.

آمار نامشخص
با اين همه، به گفته کارشناسان امر، تفاوت وضعيت "کودکان کار" در ايران با ساير نقاط جهان، در نبود ساز و کارهاي حمايتي لازم از سوي مسئولين امور و دولتمردان در اين زمينه است. انجمن حمايت از کار کودکان صراحتا عنوان کرده است که "متاسفانه تاکنون هيچ سازمان يا ارگاني آمار درستي از تعداد کودکان کار در ايران نداده است. گهگاه بهزيستي يا شهرداري آمارهايي را ارائه مي‌دهند، که درست نيست. "

گفته مي شود که در اغلب موارد، آمار ارائه شده از سوي شهرداري يا بهزيستي فقط مختص به کودکان جمع‌ آوري شده از سطح خيابان است. بدين ترتيب، در آمارهاي موجود، وضعيت کودکاني که در کارگاه ها و ديگر اماکن کار سياه مشغول هستند، نامشخص باقي مانده است.

مديرعامل انجمن حمايت از کودکان کار با اشاره به بي‌توجهي دستگاه‌هاي دولتي به انجمن‌هاي مردمي فعال در اين‌خصوص به خبرگزاري " آفتاب" مي گويد: "سال گذشته طرحي را به وزارت رفاه‌ ارائه کرديم که بر اساس آن مراکزي در نقاط پرجمعيت شهر که محل تجمع کودکان کار بود در نظر گرفتيم تا به راحتي بتوانيم آنها را مورد حمايت قرار دهيم. اکنون يکسال از ارائه طرح ما به وزارت رفاه مي‌گذرد و تا به امروز پاسخي دريافت نکرده‌ايم. "

وي اضافه مي کند که: "کودک کار در ايران وضعيتي نابسامان دارد که مهمترين دليل اين نابساماني، متوجه دولت است. در کشورهاي غربي کار کودک تنها در جهت توانمندسازي و آموزش قبول مسئوليت وجود دارد، اما در ايران و برخي کشورهاي جهان سوم کودک از روي اجبار کار مي‌کند. "

بنا بر اظهارات اين فعال نهاد مدني، طي 4 سال گذشته بهزيستي تنها 20 ميليون تومان به انجمن، کمک کرده است.


سهم گمشده کودکي
با اين همه، با آغاز به کارانجمن حمايت از کودکان کار، اقداماتي جدي براي مبارزه با اين پديده اجتماعي و در راستاي کاهش آسيبهاي وارده بر کودکان آغاز شده است.

يکي از پويشگران حقوق کودک که در يک "ان. جي. او" فعاليت مي کند معتقد است اين بحث ديروز و امروز نيست، بلکه سالهاي زيادي است که کودکان کار سهم گمشده کودکي خود را از بزرگسالان تصميم ساز طلب مي کنند: "همه درگير بازي هاي روزمره خود هستند و پيکر استخواني اين کودکان در ميان هياهوها ديده نمي شوند. "
وي درباره اقدامات انجمن در مورد "کودکان کار" مي گويد: " در انجمن به كودكان چيزهايي آموزش داده مي شود براي تمام زندگي. به كودكان محروم مي آموزند كه هر فرصتي را چنگ بزنند و ارج بگذارند. مي آموزند كه مغرور باشند به استقلال شان و مفتخر باشند به تلاشي كه مي كنند و مي آموزند چگونه با عزت نفس تحفه ترحم را نپذيرند و آن را از همدلي باز شناسند. "

او اضافه مي کند که كودكان كار از خمودگي خانه ها و خشونت محل كار به انجمن پناه مي آورند: " اين جا سرشار است از لبخندهاي واقعي نگاه هاي از رو به رو ( نه از بالا) و دست هاي مطمئن كه بتوان آنها را گرفت و از زمين برخاست، بچه هاي اين جا مي آموزند بزرگ فكر كنند، شاد زندگي كنند و اميدوار باشند. و اين جا به آنها آموخته اند كه براي ساختن آينده تلاش كنند و هدف داشته باشند. "

به گفته پوبشگران حقوق کودک در ايران، نه مقاوله نامه 182 حقوق بنيادين کار و نه ماده 79 قانون کار جمهوري اسلامي، هيچ يک نتواسته اند مرهمي بر دردهاي کودک کار بگذارند.

چرا که در واقع کودکان کارگر، بي پناه، مطيع، بي دردسر، ارزان قيمت و فارغ از هر گونه حمايت قانوني، بهترين نيروي کار براي کارفرماياني به شمار مي روند که طالب سود بيشترو گسترش سرمايه خود هستند.

پاي سخن بچه هاي کار
بخش بزرگي از کودکان کار در پايتخت را حاشيه نشينان شهر تهران به خود اختصاص داده اند.

حبيب 12 سال سن دارد. کار کردنش غير قانوني است، هيچ هويت شغلي ثبت شده اي ندارد و تحت بيمه و حمايت هيچ جايي نيست. حبيب، هر روز در ترافيک تقاطع پارک وي مشغول گل فروختن است. وي مي گويد که از دروازه غار هر روز صبح زود توسط دايي خود با شش نفر ديگر از همسالان با وانت به نقاط شمالي شهر تهران منتقل مي شوند و کار خود را از همان ساعات اول صبح تا غروب به طور مستمر ادامه مي دهند: "خانواده ما شش نفر است. مادرم عليل و پدرم مدت زيادي است که رفته و از او هيچ خبري نداريم. او معتاد بود. شايد در جايي کنار جوي آبي افتاده و همان جا تمام کرده است. " حبيب مي گويد که فقط توانسته کلاس اول ابتدايي را بگذراند. "چه جوري وقت درس خواندن داشته باشم؟ تازه با کدام پول؟"

پدر محبوبه، دختر 16 ساله اي که مشغول گل فروشي در چهار راه سئول است کارگر کارخانه چيت سازي است. پدر محبوبه، ماههاست که حقوق معوقه خود را دريافت نکرده است.

محبوبه، از اتومبيل هاي مدل بالايي مي گويد که گاه و بي گاه پيش پاي او ترمز مي کنند و به او پيشنهاد مي دهند. او مي گويد هميشه از انجام اين کارها اجتناب کرده است اما بسياري از همسالان او راهي جز "تن فروشي" براي امرار معاش خانواده خود پيدا نمي کنند: "خيلي وقت ها حتي پول آنها را هم نمي دهند و اصلا بعيد نيست که طرف مرض يا بيماري خاصي داشته باشد. "

نعيم، نوجوان 16 ساله اي که آدامس مي فروشد، اسير مواد روانگردان شده است، او از پسر عمويي مي گويد که در کار قاچاق بود: "پسر عموم قاچاق فروش بود. کراک، شيشه، حشيش، قرص، هروئين... تو دولت آباد پيش اون کار مي کردم. با هم کراک مي کشيديم. گفت بايد خرج اعتيادتو خودت داري. الان دارم تو کارخونه بلورسازي کار مي کنم و بعد از کار ميام اينجا آدامس مي فروشم. "

در روزهايي اندک تا نوروز باستاني، به نظر مي رسد که پرسه کودکان کار و خيابان در آمد و شد هاي کلان شهر تهران موضوعي نيست که در هياهوي پيرامون، چندان به چشم بيايد. خيل عظيم اين جمعيت، شايد تنها بخش کوچکي از سياهه فراموش شدگان اجتماعي را تشکيل دهند.





   Resolution: 1024 * 768

حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد.

 
  ◄ دوست گرامی :

ما در راستای جهانی شایسته کودکان تلاش میکنم





  ◄ مطالب گذشته :




حتما از مطالب گذشته دیدن فرمایید.



  ◄ لینک دوستان :




  ◄ تالار گفتمان :



.:: برای دریافت کد تالار گفتمان اینجا کلیک کنید ::.