تبليغاتX
>>> دفاع از جهانی شایسته کودکان
 
  دفاع از جهانی شایسته کودکان  
Send Your Comments or Suggestions to me... Just Click here.

 

  ◄ منوی اصلی :
 

صفحه اصلی

بخش کدهای جاوا

بخش هک

پست الکترونيک

ارتباط با مدیر
 


  ◄ لوگوی وبلاگ :
 

:: L O G O ::

 


  ◄ آمارگير :

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



  ◄ پخش آهنگ :




 

  ◄ آرشيو وبلاگ :


مهر 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

مهر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

خرداد 1385

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384




  ◄ طراح قالب :


:: Fanoose Khial فانوس خيال ::
Fanoose Khial

convert to blogfa by :
Mahdi Karimi


 

شنبه بیست و سوم خرداد 1388

        دعوت به شرکت در نمایشگاه به مناسبت12ژوئن- روز جهانی لغو کارکودک

"جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان" به مناسبت بزرگداشت روز جهانی علیه کارکودک(12 ژوئن) از تاریخ

27/3/1388 تا 29/3/1388 مراسمی برگزار می کند.

در این سه روز از ساعت 9 صبح تا 19 نمایشگاه "جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان" دایر است.

از کلیه دوستداران و فعالان حقوق کودک دعوت می کنیم در این مراسم و نمایشگاه شرکت کنند.

 

مکان: تهران- خیابان کریم خان- خیابان ایرانشهر- پارک هنر

 

                     به مبارزه برای محو کار کودک بپیوندید

 

 

                                                           "جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان"

برای اطلاع بیشتربه سایت جمعیت مراجعه نمائید





چهارشنبه ششم خرداد 1388

از سو’ رفتار تا کودک ازاری

بررسي هاي به عمل آمده در كانون اصلاح و تربيت نشانگر آن است كه 99 درصد كودكان بزهكار داراي والدين زودخشم و مهاجم بوده اند و 80 درصد كودكاني كه دست به خودكشي زده اند نيز مورد شكنجه و آزار قرار مي گرفته اند و 90 درصد جواناني كه به مواد مخدر روي آورده اند از آزارگري والدين و مربيان خود خاطره ها دارند همچنين 90 درصد والدين كودك آزار خود در كودكي مورد آزار و اذيت و تنبيه بدني و روحي و رواني قرار گرفته اند . براي كودك آزاري در كتاب هاي لغت تعريفي نيافتيم ولي كارشناسان ، كودك آزاري را تجاوز به حقوق قانوني كودكان و رساندن آسيب بدني و رواني به آنها عنوان مي كنند . يونيسف نيز سوء رفتار يا رفتار مسامحه گرانه و نادرست با كودكان را كودك آزاري معرفي مي كند . در ماده 4 بند 1 پيمان جهاني كودك آمده است كه« والدين و سرپرستان در برابر اشتباهات كودكان از روشهاي نامناسب تنبيه و سرزنش استفاده نكنند. »

در ماده 30 پيمان نامه نيز آمده است : « هيچ كس حق آزار و اذيت كودكان را ندارد و كساني كه با كودكان بدرفتاري كنند طبق قانون بايد مجازات شوند . »

در تعاليم بزرگان ما بسيار درباره تربيت ، تكريم ( و نه تحقير ) ، توجه ، تحسين و محبت به كودكان و پرهيز از رفتار خشونت بار آنها سخن به ميان آمده است . حضرت علي (ع) مي فرمايد : كودك امانت خداست ، به امانت خدا جز در سايه حكم خدا نمي توان دست درازي كرد.

امام رضا ( ع ) به پدري كه از خلق بد فرزندش شكوه مي كرد و مي گفت گاهي خشمگين مي شوم و او را كتك مي زنم ، فرمود او را نزن بلكه هدايت كن .

ژان ژاك روسو در كتاب روانشناسي رشد و پرورش كودك مي نويسد : تنبيه بدني و تعيين جريمه و تكاليف شاق ، ريشه درد را خشك نمي كند بلكه علايم درد را تسكين مي دهد ، گاه نيز اين معامله با كودك ، عقده معلم را تسكين مي بخشد و در همه موارد علت ناسازگاري را وخيم تر      مي كند .

تاكنون نظريات متعدد در مورد تنبيه ( كودك آزاري ) بيان شده است از آن جمله نظريه جان لاك است كه اعمال نفوذ را در تربيت روا مي شمارد : « غزالي اما معتقد بود : معلم بايد حتي الامكان با ترساندن طفل او را تأديب كند چنان كه موثر نشد او را بزند . صاحب قابوسنامه نيز معتقد است كه معلم باد با هيبت باشد و كودك را در صورت كاهلي بزند تا وي بر خود كاملاً مسلط شود . با وجود عقايد گوناگون در مورد تنبيه كردن و تنبيه نكردن هيچ يك از كارشناسان امور تربيتي و روانشناسي كودك تنبيه جسماني و رواني را در مورد كودكان ه ضروري مي دانند و نه تجويز        مي كنند . اصلاح رفتار كودكان نياز به مكانيزم هايي كه مكمل يكديگر هستند دارد .

در مورد ضرب و شتم كودكان در درجه اول شناخت از ضروريات است كه راه مبارزه با كودك آزاري  را هموار مي سازد . با شناخت مسأله كوك آزاري انواع رفتارهاي خشونت آميز كه عليه كودكان اعمال مي شود تعيين مي گردد. در نگاه اول كودك آزاري را تنبيه بدني ( كتك زدن ) به منظور ادب كردن يا مجازات مي شود معنا كرد . درحالي كه به جهت عدم شناخت كودك آزاري در كشورمان نه تنها تعريف روشني از آن در دست نيست بلكه با وجود موارد بي شمار كودكان آسيب ديده هنوز تحقيقات علمي و منسجمي نيز در زمينه كودك آزاري صورت نگرفته است . از طرفي قوانين موجود در زمينه حمايت از كودك نيز كامل نيست . انجمن و نهاد هايي هم براي حمايت و نگهداري از كودك آزارديده وجود نداشته و معمولاً كودك آزار ديده  مجدداً به والدين آزارگر سپرده مي شود.

جهان امروز از نظر علمي و تربيتي كتك زدن و آسيب رساند به كودكان را به منظور ادب يا مجازات نادرست تلقي مي كند همچنان كه رهبران اسلام نيز همواره والدين و مربيان را از ردن كودكان برحذر مي داشتند .

حضرت علي ( ع ) مي فرمايد : پندپذيري انسان عاقل به وسيله ادب و تربيت است . چهارپايان و حيوانات اند كه تنها با زدن تربيت مي شوند . تعليم و تربيت مي بايستي مسبوق به هدف اصلي باشد . تعليم و تربيت تلاشي كوركورانه يا نوعي آزمون و خطا نيست و مربي حق ندارد اقدام به تنبيه بدني كند . در حالي كه عواقب آن برايش معلوم نيست .

 

انواع كودك آزاري
دكتر سعيد ممتازي كودك آزاري را به سه دسته آزار جسماني ، جنسي و بي توجهي نسبت به كودك تقسيم بندي و تعريف مي كند.

دكتر كبري شاكري متخصص زنان و زايمان نيز معتقد است كودكان حتي پيش از تولد مورد سوء رفتار قرار مي گيرند . خشونت آگاهانه يا ناآگاهانه نسبت به زن باردار يكي از انواع كودك آزاري قبل از تولد تلقي مي شود كه مي تواند منجر به صدمه يا مرگ جنين شود .

مسؤول عقيدتي سازمان جهاد كشاورزي نيز معتقد است حرمتي كه زن باردار در جامعه اسلامي برخوردار است ، نشأت گرفته از آميزه ديني ما مسلمانان است كه در آن كودك آزاري منع شده است و رأفت اسلامي را تا حدي حساس معرفي مي كند كه نه تنها آزار جسمي را به كودك روا نمي داند بلكه آزار روحي را نيز نمي پسندد و به فرموده حضرت علي ( ع ) حتي قهر با كودك نبايد به طول انجامد .

دكتر قدرت الله انصاري مي گويد : بعد از بررسي و شناسايي آثار فيزيكي كودك آزاري كه از انواع شكستگي هاي سر و دست ، شكست هاي مارپيچي ، به علت پيچاندن دست يا پاي كودك بوجود مي آيد و يا شكستگي و ضربات به سر و جمجمه كه سبب خونريزي مغزي مي شود ، داغ كردن ، كبود كردن بازو و يا ران كودك در اثر فشار ، خونريزي چشم ، جدا شدن شبكيه چشم در اثر ضربات آسيب پرده گوشي و انواع سوختگي ها بررسي روانشناختي ، معاينات رواني و مصاحبه با كودك براي تعيين آسيب كلي كودك آزار ديده توسط والدين يا مربيان آزارگر ضرورت دارد .

كودك آزاري در كشور ما معمولاً جسمي است ولي شكل پنهان تر كودك آزاري جمسي كودك آزاري جنسي است كه توسط والدين يا خود كودك براي حفظ آبرو سعي در مخفي كردن آن       مي رود .

بيشتر مادران به گمان آنكه با افشاي خشونت پدر كه موجب آزار كودك شده آبروي خانواده به خطر مي افتد و مقابل ظلمي كه از طرف پدر خشن به كودك روا داشته مي شود سكوت مي كنند . كودك آزاري رواني داراي عواقب بسيار وخيم تر از كودك آزاري جسمي است . غفلت و كوتاه آمدن در مقابل اعمال رفتار محبت آميز و عدم توجه و رسيدگي به رفاه كودكان ، طرد كردن آنان ، عدم تأمين مواد غذايي لازم براي رشد كودك ، بهداشتي نبودن محيط زندگي كودك ، خوار شمردن كودك بطوري كه كودك احساس حقارت و پوچي كند ، مزمت او نزد ديگران ، عدم برقراري ارتباط با او ، نپرسيدن از وضعيت مهد كودك ، مدرسه ، بطور كلي مخاطب قرار ندادن كودك ( تحويل نگرفتن ) كه معمولاً در خانواده هاي كم درآمد و حتي مرفه ديده مي شود از بالاترين موارد سوء رفتار هستند و در زمره كودك آزاري رواني به شمار مي آيند .

يكي از دلايل اساسي اين نوع سوء رفتار ها فقدان يا كمبود منابع اجتماعي – اقتصادي است كه سبب مي شود اعضاي خانواده و مربيان در حين مراقبت از كودكان خود در نتيجه فشار و تنش زندگي دچار خشونت و سوء رفتار شده و موجب آزار كودك شوند . واقعيت اين است كه عواقب كودك آزاري اعم از جسمي و رواني گريبانگير جامعه خواهد بود و در جامعه ايي كه براي پيشگيري از كودك آزاري قوانيني تصويب نشود مردان و زنان شايسته اي نخواهيم داشت . هر چند كه شكنجه و آزار كودكان از ديد قانونگذاران پنهان نيست اما جامعه به اين پديده شوم بي تفاوت است و اين مسأله هنوز به شكل جدي مورد پيگيري قانوني قرار نگرفته است ، همچنان كه اگر والدين فرزند خود را به قتل برسانند مجازاتي ندارند .

كرامتي ، حقوقدان مي گويد تا زماني كه حقوق كودك در كشور ما به رسميت شناخته نشود و مرجع قانوني براي رسيدگي به مشكلات كودكان وجود نداشته باشد نمي توان به راه حل هاي مبارزه با اين معضل اجتماعي اميدوار بود حتي روز جهاني كودك نيز در كشور ما شعاري بيش نيست .

دكتر غلامعلي افزود بسياري از والدين را ناآگاه از حقوق كودك مي شناسد و معتقد است كه تعدد فرزندان ، عدم آگاهي از تربيت كودك ، اعتياد والدين ، فشارهاي مالي و بيكاري ، پدر يا مادر ناتني و والديني كه تنبيه كودك را نوعي آموزش انضباطي مي دانند مي تواند از عوامل كودك آزاري باشد .

سخن از كودك آزاري تداعي كننده شكنجه و كتك زدن كودك است در حالي كه وارد آوردن هر گونه آسيب روحي و رواني و سوء رفتار ، سوء گفتار ، بدگماني ، به كودك ، جدي نگرفتن كودك ، توجه نكردن به تغذيه و بهداشت كودك ، ترساندن كودك ، تمسخر كودك و ارعاب هاي رواني مانند حبس كردن در زير زمين تاريك ، حمام ، انباري و يا محروم كردن از محبت ، تهديد به بريدن گوش ، كشتن ، خرد كردن قلم پا ، ناسزا گفتن توهين آميز و منت گذاشتن بر سر كودك ، بخشي از رفتار هاي نا مناسبي است كه كودك آزاري محسوب مي شود .

و بسياري از ما نا خواسته به برخي از اين رفتار ها اقدام مي كنيم كه ناشي از شناخت نادرستمان از غايت چنين رفتار هايي است .

اگر چه آموزش اين مسائل از طريق رسانه ها مي تواند موجبات روشنگري خانواده ها را پديد آورد ، اما مهمتر از آن حد و حدودي است كه قانون ، براي خانواده ها تعيين و اجراي آن را بدانها دستور مي دهد

منبع: سايت دادگستري




چهارشنبه ششم خرداد 1388

محمدرضا حدادی به اتهام ارتکاب جرم در کودکی روز چهارشنبه اعدام خواهد شد

این مطلب محمد مصطفایی وکیل کودکان اعدامی میباشد

محمد رضا حدادی با مراجعه ای که به اجرای احکام دادسرای شیراز داشت متوجه شد که اجرای احکام برای اجرای حکم قصاص فرزندش که از پانزده سالگی به اتهام قتل عمد بازداشت شده در روز چهارشنبه ششم خرداد درست یک روز قبل از سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام علیها در محوطه زندان عادل آباد شیراز وقت گذارده و در این روز حکم اجرا خواهد شد. این در حالی است که تاکنون زمان اجرای حکم به اینجانب ابلاغ نشده است.

ماجرای تشکیل پرونده محمد رضا از این قرار است که در تاريخ 30/5/1382 آقاي حسين رحمت به مرجع انتظامي اعلام مي كند كه پدرش بنام محمد باقر در روز 28/5/1382 كازرون را به مقصد شيراز ترك و تاكنون مراجعه ننموده است ايشان در تاريخ 8/6/1382 اعلام مي كنند كه اتومبيل پدرش بعد از يازده روز در روستاي فتح آباد كازرون پيدا شده است. تحقيقات قضايي و پليسي درخصوص مفقودي محمد باقر انجام و در جريان رسيدگي، شخصي بنام مهدي ساساني اقرار مي نمايد كه در ارتكاب سرقت اتومبيل و كشتن راننده، وي و افرادي به نامهاي محمد قرباني ، تقي و كريم دخالت داشته اند .

در تاريخ 20/7/82 كريم حدادي دستگير و اظهار مي دارد : « .... من به اتفاق مهدي ساساني و تقي حدادي و محمد  روبروي امام زاده سيد حسين ساعت 11 يا 12 شب بود كه ايستادم بغل جاده، يك پيكان سواري جوانان نارنجي رنگ  از كازرون آمد، محمد قرباني و
تقي حدادي دست بلند كردند پيكان هم ايستاد و ما سوار شديم از قائميه رد شديم به طرف شيراز . محمد به راننده گفت كه يك رفيق داريم او را سوار كن كرايه ات را مي دهيم راننده قبول كرد در بين راه به بهانه دستشويي، راننده ، خودرو را متوقف كرد و پياده شديم من و محمد رفتيم داخل دره و مهدي و تقي پهلوي راننده ماندند راننده مي خواست آب به داخل رادياتور ماشين بريزد كه تقي سنگي برداشت و از پشت به سر راننده زد و راننده روي زمين افتاد. بعد من و محمد از پائين آمديم بالا و به اتفاق مهدي و تقي چند مشت هم به سر و صورت و سينه راننده زديم و بعد جنازه او را داخل صندوق عقب پيكان انداختيم و او را تا حكيم باشي و رشن آباد آورديم در راه متوجه شديم كه پيرمرد راننده هنوز جان دارد و سرو صدا مي كند و تقي كه پسر عموي من مي باشد پشت فرمان نشسته بود از رشن آباد به طرف جاده خاكي  كوره كچي رفتيم تقي ماشين را متوقف كرد و درب صندوق عقب را باز كرد پيرمرد هنوز جان داشت مهدي ساساني با چوب دو دفعه به بدن پير مرد  زد و روي زمين افتاد بود كه محمد و تقي تسمه پروانه اي آورده و دور گردن پير مرد انداختند و او را خفه كردند سپس تقي گفت جنازه را آتش بزنيم و بنزين تهيه كرديم و جنازه را آتش زده داخل گودالي قرار داديم و روي گودال را پر از خاك كرديم و رفتيم .

پزشكي قانوني علت دقيق فوت را تشخيص نداده ليكن اعلام نموده كه ضربه مغزي و شكستگي استخوان جمجمه مي تواند يكي از دلايل آن باشد.

در اثناي رسيدگي محمد رضا حدادي كه در آن زمان سنش 15 سال وشش ماه بود دستگير مي شود و در جلسات اوليه رسيدگي اعلام مي دارد كه مقتول را او با تسمه پروانه خفه كرده است در تاريخ 8/8/82 مجدداً محمد رضا حدادي در جلسه رسيدگي به دادگاه ، اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفته و اقرار به ارتكاب جرم مي نمايد .

چند روز پس از جلسه محاكمه مادر محمد رضا به ملاقاتش مي رود و محمد رضا به او
مي گويد كه آيا به وي پولي پرداخت نموده اند يا خير مادرش به وي جواب منفي مي دهد پس از آنكه ايشان متوجه مي شود كه فريب ديگر متهمين را خورده است طي نامه اي در تاريخ 13/8/82 به دادگاه اعلام مي دارد كه يكي از متهمين وعده پول و ديگر وعده هاي واهي را داده  و به اين طريق فريب، ديگر متهمين كه از لحاظ عقلي و فكري وسني بزرگتر از موكل بوده اند را خورده است  در حاليكه در ارتكاب جرم قتل هيچ نقشي نداشته است .

در نهايت دادگاه بدون تحقيق نسبت به ادعاي محمدرضا و انكار وي در تاريخ 16/10/82 سلب حيات مقتول توسط محمد رضا حدادي را مسلم دانسته و با استدلالاتي به صرف اقرار محمدرضا وي را به قصاص نفس محكوم و به استناد مادة 621 قانون مجازات اسلامي به لحاظ شركت در آدم ربايي به تحمل 15 سال حبس و به استناد مادة 636 همان قانون به تحمل يك سال حبس به لحاظ مخفي كردن جسد مقتول محكوم و ديگر متهمين را نيز به حبس هاي طولاني  مدت به اتهام آدم ربايي و مخفي نمودن جسد و جنايت بر ميت محكوم مي نمايد .

متهمين به دادنامه صادره اعتراض مي نمايند كه با ارجاع پرونده به شعبه 42 ديوانعالي كشور در تاريخ 12/4/1384 قضات شعبه، دادنامه صادره را فاقد اشكال موثر دانسته و ابرام
 مي نمايند .

پس از آنكه دادنامه صادره به محمدرضا ابلاغ شده ، چون حقش را تضييع شده انگاشته بود با بدست آوردن دلايل جديد از جمله اقرار ديگر متهمين بر بي گناهيش تقاضاي اعمال مادة 18 مبني بر اعاده دادرسي و رسيدگي مجدد را مي نمايد كه شعبه سوم تشخيص ديوانعالي كشور درخواست وي را مردود اعلام مي نمايند در حالي كه جا داشت به دليل ارزش جان آدمي، تحقيقات مفصلي در اين خصوص انجام می پذيرفت محمدرضا  بارها اعلام نموده است كه متهمين وي را اغفال نموده و پيشنهاد پرداخت وجه به خانواده اش را داده اند از طرفي يكي از آنها به وي قول داده است كه اگر قتل را به گردن بگيرد سعي مي كند دختر عمه اش را براي خواستگاری کند چون محمدرضا به اين دختر علاقه داشته و از طرفي وضعيت مالي خود و    خانواده اش بسيار ضعيف بود لذا بنا به دلايل فوق و به علت كم عقلي و صغر سن، ارتكاب جرم قتل را به عهده مي گيرد.

      محکومیت و تعیین زمان برای اجرای حکم محمد رضا حدادی در حالی است که صرفنظر از ایرادات بسیاری که در پرونده وجود دارد در سال 1372 كنوانسيون حقوق كودك وارد صحن علني مجلس شوراي اسلامي گرديد و نمايندگان مجلس با اكثريت آراء مواد آنرا به تصويب رساندند پس از آنكه كنوانسيون به شوراي محترم نگهبان ارجاع گرديد، اعضاي  شورای با حق شرط، كنوانسيون حقوق كودك را تأييد نمودند.

      شوراي محترم نگهبان در نظريه شمارة 5760 مورخ 4/11/1372 خود به مجلس شوراي اسلامي، مشخصاً موارد مخالفت كنوانسيون را با موازين شرع به اين شرح اعلام داشت:« بند 1 مادة 12 و بند هاي 1و3 ماده 13 و بند 1و3 ماده 14 و بند 2 ماده 15 و بند 1 ماده 16 و بند د قسمت 1 ماده 29 مغاير موازين شرع شناخته شد.» نتيجه اينكه به غير از موارد ياد شده، ديگر مواد كنوانسيون هيچگونه مغايرتي با شرع نداشته و در محاكم دادگستري مستند به مادة 9 قانون مدني كه مقرر مي دارد:« مقررات عهودي كه بر طبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دول، منعقد شده باشد در حكم قانون است.» لازم الرعايه مي باشد.

ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك مقرر مي دارد: كشورهاي عضو تضمين خواهند كرد كه:

«......... مجازات مرگ يا حبس ابد بدون امكان آزادي، نبايد در مورد جرمهايي كه اشخاص زير 18 سال مرتكب مي شوند اعمال گردد.»

نتيجه اينكه صدور حكم به سلب حيات ( قصاص نفس ) محمدرضا حدادی که در تاریخ 27/12/1367 به دنیا آمده است و ديگر اشخاصي كه در سن زير 18 سال مرتكب جرم مي شوند بر خلاف صريح قانون بوده و دادنامه هاي صادره از اين حيث مخدوش است و در صورتیکه حکم صادره اجرا گردد محمدرضا حدادی با وجود ایرادات بسیاری که در پرونده وجود دارد برخلاف قانون به دار آویخته شد.

 





   Resolution: 1024 * 768

حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد.

 
  ◄ دوست گرامی :

ما در راستای جهانی شایسته کودکان تلاش میکنم





  ◄ مطالب گذشته :




حتما از مطالب گذشته دیدن فرمایید.



  ◄ لینک دوستان :




  ◄ تالار گفتمان :



.:: برای دریافت کد تالار گفتمان اینجا کلیک کنید ::.